دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٥٤٨
| بخاري، ابوالفضل جلد: ١١ شماره مقاله:٤٥٤٨ |
بُخاري، ابوالفضل صفىالدين محمد بن احمد بن محمد (د ٢٧ رمضان ١٢٠٠ق/٢٤
ژوئية ١٧٨٦م)، فقيه و محدث حنبلى. در تاريخ ولادت او اختلاف است، از جمله
برخى آن را ١١٥٤ق/١٧٤١م و برخى ديگر ١١٦٠ق/١٧٤٧م دانستهاند (جبرتى، ٤/٤؛
كتانى، ١/٢١٤). بخاري نزد دانشمندان عصر خويش به فراگيري دانش پرداخت و
گويند: در علوم معقول و منقول، سرآمد دوران گشت (جبرتى، همانجا). وي در محضر
استادان بسياري از ماوراءالنهر و يمن و مصر و شام و حجاز كسب علم كرد. از
شيوخى كه وي در محضر ايشان به آموختن فقه و استماع حديث پرداخت، مىتوان
به عبدالرحمان بن احمد باعيديد، محمد بن علاءالدين مِزجاجى، سليمان بن
يحيى و سيدمرتضى زبيدي اشاره كرد (همو، ٤/٥).
بخاري در سفر حج با شيخ صاحب طريقه، محمد بن عبدالكريم سمّان نيز محشور
گشت و به كسب اجازه از او نائل آمد (همانجا). وي در ١١٨٢ق/١٧٦٨م وارد مصر
شد، چندي نيز در صعيد مصر به سر برد و در ١١٨٧ق از آن ديار مراجعت كرد. سپس
رو به سوي بيتالمقدس نهاد، به الخليل رفت و مورداحترام و بزرگداشت اهالى
آنجا قرار گرفت. او در همان شهر ازدواج كرد و در سالهاي بعد ميان مصر و
فلسطين و دمشق در تردد بود، اما بيشتر در نابلس اقامت داشت. او از جايگاه
اجتماعى ويژهاي به خصوص در ميان حنبليان برخوردار گشت و يكسال در جمالية
مصر، نمايندگى سلطان را عهدهدار شد(همو، ٤/٥ - ٦؛ قنوجى، ٣/١٣٦؛ زركلى، ٦/١٥).
بخاري شاگردانى تربيت كرد كه از جملة مهمترين آنان مىتوان به شهابالدين
احمد عطار اشاره كرد (كتانى، ١/٢١٤). وي به بيماري طاعون وفات يافت و در
زاركية نابلس به خاك سپرده شد (جبرتى، ٤/٦؛ سركيس، ١/٥٣٧).
محمد بخاري را به وسعت اطلاع در مسائل فقهى و حديثى و يگانه بودن در حفظ
حديث و شناخت رجال حديث و نسبشناسى ستودهاند، تا جايى كه او را همتاي
بخاري صاحب صحيح دانستهاند (جبرتى، سركيس، كتانى، همانجاها). تنها اثر
مكتوبى كه از وي برجاي مانده است، القول الجلى فى ترجمة شيخ الاسلام
ابن تيمية الحنبلى است (دربارة تقريظهاي نوشته شده بر آن، نك: قنوجى،
همانجا) كه يك بار ضمن مجموعهاي در چاپخانة كردستان (١٣٢٩ق/١٩١١م) و
دومينبار در حاشية كتاب جلاء العينين فى محاكمة الاحمدين، اثر نعمان آلوسى
در قاهره (١٢٩٢ق/١٨٧٥م) به چاپ رسيده است.
مآخذ: جبرتى، عبدالرحمان، عجائب الا¸ثار، به كوشش حسن محمد جوهر و ديگران،
قاهره، ١٩٦٥م؛ زركلى، الاعلام؛ سركيس، يوسف اليان، معجم المطبوعات العربية
و المعربه، قاهره، ١٣٤٦ق/١٩٢٨م؛ قنوجى، صديق، ابجد العلوم، به كوشش
عبدالجبار زكار، بيروت، ١٩٧٨م؛ كتانى، عبدالحى، فهرس الفهارس و الاثبات، به
كوشش احسان عباس، بيروت، ١٤٠٢ق/١٩٨٢م. كيانوش صديق