دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٥٩٩
| بدخشى جلد: ١١ شماره مقاله:٤٥٩٩ |
بَدَخْشى، تخلص دو شاعر سدة ٩ق/١٥م در سرزمين خراسان قديم. با آنكه اين دو
شاعر در عصر خويش از شاعران برجستة درباري به شمار مىرفته، و از احترام ويژهاي
برخوردار بودهاند، دربارة زندگى آنان اطلاعات دقيق و جامعى در دست نيست؛
حتى برخى از تذكرهنويسان آن دو را يك تن پنداشته، و در شرح احوال آنان
به راه خطا رفتهاند (نك: مدرس، ١/٢٤٠؛ دائرةالمعارف...، ٤/١٠٣). آنچه موجب
تمييز زندگىنامة اين دو شاعر از يكديگر مىگردد، يكى شخصيتهاي حكومتىِ معاصر
آنان، يعنى الغبيگ و امير عليشير نوايى است كه هر يك از اين شاعران به
دربار يكى از آن دو منتسب بودهاند و ديگر رسالهاي است در معما (نك: دنبالة
مقاله).
١. ملامحمد بدخشى: در برخى از تذكرهها از او با نام حميد بدخشى نيز ياد شده
است (آفتابراي، ١/١٠٥؛ على حسنخان، ٥٦). تاريخ ولادت و وفات او معلوم
نيست. همين قدر مىدانيم كه معاصر اميرعليشير نوايى است و مدت ٣٠ سال ملازم
درگاه او بوده، و با بهرهمندي از عنايتهاي او در آسايش و آرامش، روزگار
گذرانده است (ميرخواند، ٧/٢٨٠؛ خواندمير، حبيبالسير، ٤/٣٤٧، فصلى...، ٥٧؛
ايرانيكا، .(III/٣٦٢
اصل وي از قرية اشكميش يا اشكمش از قراي قندز (قندوز كنونى) از توابع خراسان
قديم بوده است (نك: عليشير، ٩٥؛ رازي، ٢/١٠١؛ بابر، ١٨١)و از آنجا كهاشكميش
از قرايبدخشان محسوبنمىشده،روشن نيست كه شاعر، از چه رو بدخشى تخلص مىكرده
است (نك: همانجا). بدخشى مدتى در اين روستا به تحصيلات مقدماتى پرداخت، سپس
براي تكميل معلومات خود به هرات رفت، در حين تحصيل از غايت خوش طبعى به
«لوندي و رندي» افتاد و در كوچه و بازار بى دستار و بى پاي افزار گردش مىكرد
تا آنكه سرانجام لطف الهى او را از وادي گمراهى بهراه راست آورد و توفيقتوبه
نصيب او شد(عليشير،همانجا).
به گزارش تذكرهنويسان، بدخشى، شاعري خوش گفتار و شيرين كلام، و در رسايى
سخن و حسن خلق و طبع لطيف كمنظير بوده است (ميرخواند، نيز خواندمير،
همانجاها). وي افزون بر سرودن شعر در قالبهاي گوناگون، به نظم معما و گرد
آوردن قواعد اين فن نيز همت گماشته، و رسالهاي در قواعد معما نوشته (همانجا)
كه در ميان مردم عصر او مشهور بوده است (عليشير، بابر، همانجاها؛ نصرآبادي،
٥٠٨). ظهيرالدين محمد بابر معماهاي او را خوب نمىداند، ولى به خوشصحبتى او
اشاره مىكند و مىنويسد كه ملامحمد بدخشى مدتى در شهر سمرقند ملازم وي بوده
است (همانجا). معماهايى از اين شاعر در تذكرة نصرآبادي موجود است (همانجا).
دائرةالمعارف آريانا كه سرگذشت او را با سرگذشت بدخشى سمرقندي، شاعر دربار
الغبيگ آميخته است، سال وفات وي را ٩٢٩ق/١٥٢٣م ذكر مىكند (همانجا) كه
قابل اعتماد نيست.
٢. ملك الشعرا مولانا بدخشى سمرقندي: برخى از معاصران نام او را محمد دانستهاند
(خيامپور، ١٢٥؛ لغتنامه... ) كه موردترديد است، زيرا در هيچ يك از تذكرههاي
معتبر فارسى او را بدين نام نخواندهاند. ملا بدخشى در شهر سمرقند مىزيست و
در دربار الغبيگ كورگان (٧٩٦-٨٥٣ق/١٣٩٤-١٤٤٩م) حاضر مىشد و قصيدههايى در
مدح او مىسرود. الغبيگ نيز به او التفات داشت و بزرگان و شاعران سمرقند او
را در سخنوري استاد مىدانستند (نك: دولتشاه، ٣١٦؛ خواندمير، حبيب السير، ٤/٣٨؛
عليشير، ١٩؛ زنوزي، ٢/٨٤؛ احمد هاشمى، ٣١٩؛ واله، ٢؛ آذر، ٣٤٢؛ هدايت، ١/١٩٧؛
ايرانيكا، همانجا). اوحدي ضمن تأكيد بر استادي بدخشى در «جميع مراتب سخن»،
او را در قصيدهسرايى «از بى بديلان زمان» مىخواند و به قصيدهاي با رديف «آفتاب»
به عنوان شاهدي بر توانايى و لطف طبع شاعر استناد مىجويد (ص ٢٠٥). ديوان
بدخشى را ديوانى مشهور، در ديار سمرقند دانستهاند (دولتشاه، زنوزي، همانجاها؛
نيز: آقابزرگ، ٩(١)/١٢٨).
مآخذ: آذر بيگدلى، لطفعلى، آتشكده، بمبئى، ١٢٧٧ق؛ آفتابراي لكهنوي، رياض
العارفين، به كوشش حسامالدين راشدي، تهران، ١٣٥٥ش/١٩٧٦م؛ آقابزرگ،
الذريعة؛ احمدعلى هاشمى سنديلوي، مخزن الغرائب، به كوشش محمدباقر، لاهور،
١٩٦٨م؛ اوحدي بليانى، تقىالدين، عرفاتالعاشقين، نسخة خطى كتابخانة ملى ملك،
شم ٥٣٢٤؛ بابر، ظهيرالدين محمد، بابرنامه، ترجمة آنت بوريج، لندن، ١٩٧١م؛
خواندمير، غياثالدين، حبيبالسير، به كوشش محمد دبيرسياقى، تهران، ١٣٥٣ش؛
همو، فصلى از خلاصة الاخبار، به كوشش گويا اعتمادي، تهران، ١٣٤٥ش؛ خيامپور،
عبدالرسول، فرهنگ سخنوران، تهران، ١٣٧٢ش؛ دائرةالمعارف آريانا، كابل،
١٣٤١ش/١٩٦٢م؛ دولتشاه سمرقندي، تذكرةالشعراء، به كوشش محمد رمضانى، تهران،
١٣٣٨ش؛ رازي، امين احمد، هفت اقليم، به كوشش جواد فاضل، تهران، ١٣٤٠ش؛
زنوزي، محمدحسن، رياض الجنة، نسخة عكسى موجود در كتابخانة مركز؛ على حسن خان،
صبح گلشن، به كوشش محمد عبدالمجيد، كلكته، ١٢٩٥ق؛ عليشير نوايى، مجالس
النفائس، به كوشش علىاصغر حكمت، تهران، ١٣٢٣ش؛ لغتنامة دهخدا، مدرس،
محمدعلى، ريحانةالادب، تبريز، ١٣٤٦ش؛ ميرخواند، محمد، روضةالصفا، تهران،
١٣٣٩ش؛ نصرآبادي، محمد طاهر، تذكره، تهران، ١٣١٧ش؛ واله داغستانى، عليقلى،
رياضالشعراء، ميكروفيلم كتابخانة ملى ملك، شم ٤٣٠١؛ هدايت، محمود، گلزار
جاويدان، تهران، ١٣٥٣ش؛ نيز:
Iranica.
مليحه مهدوي