دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٣١٩
| بادية الشام جلد: ١١ شماره مقاله:٤٣١٩ |
باديَةُ الشّام، بيابانى در جنوب غربى آسيا كه بخش شمالى شبه جزيرة
عربستان از حدود فلسطين تا جنوب غربى عراق را در برمىگيرد و ميان ٤ كشور
عراق، سوريه، اردن و عربستان سعودي تقسيم شده است. اين بيابان از غرب و
شمال به رشته كوههاي تدمر، از شمال شرقى به رود فرات، و از جنوب و جنوب
غربى به تپههاي شنى صفا و زلف محدود مىگردد ( المعجم...، ١/٤٧٣-٤٧٤، ٤٧٩).
اين منطقة بيابانى كه در رديف چين خوردگيهاي سوريه قرار دارد، از سنگهاي
آهكى، مارن، آتشزنه و تخته سنگهاي متعلق به دورة كرتاسه و پالئوژن تشكيل
يافته است. در برخى از بخشهاي آن بازالت نيز ديده مىشود. اين بيابان
چالههاي بستة متعددي با منشأ آهكى دارد (حتى، ١/٤٦؛ , ٣ GSE.(XXIII/٧٠١
آب و هواي بادية الشام گرم و خشك، و اختلاف دماي شب و روز آن بسيار است.
ميانگين بارندگى در اين منطقه از ١٥٠ ميلىمتر در سال تجاوز نمىكند و توزيع
آن نيز نامنظم است؛ به گونهاي كه امكان دارد در يك ماه حدود ١٠٠
ميلىمتر، و گاهى در يك روز تا ٧٠ ميلىمتر باران ببارد. ميزان بارش در نقاط
مختلف آن نيز يكسان نيست. در ناحية «سبع بيار» ميانگين بارندگى از ١١
ميلىمتر در سال تجاوز نمىكند. فصل خشكى در منطقة «بوكمال» ٤ تا ٥ ماه، و در
سبع بيار ٧ ماه، و در زلف ٨ تا ٩ ماه از سال به طول مىانجامد ( المعجم،
١/٤٨٠). گرماي هوا و بارش كم سبب از ميان رفتن پوشش گياهى اين بيابان
گرديده است؛ از اينرو، گياهان درختچهاي و بوتهاي و نيز علف، عمدهترين
پوشش گياهى اين منطقه را تشكيل مىدهد كه در فصول معينى از سال مىرويند
(حتى، ١/٥٢). جانورانى در بادية الشام مىزيند كه تحمل كمآبىوگرما را
دارند،از جملةآنهاخرگوش،سوسمار،عقربوپرندگانى مانند مرغ سنگخوار، كبك و باز را
مىتوان نام برد ( المعجم، ١/٤٨١).
يافتههاي باستانشناسى در غارهاي اطراف تدمر (پالميرا) پيشينة بادية الشام را
به عهد سنگ و برنز مىرساند. از هزارة ٣قم بادية الشام گذرگاه كنعانيان،
اموريان، آراميان، آشوريان و بابليان بوده است. بدينسان، شهرهايى بر سر
راه كاروانهاي تجاري به وجود آمدند (همان، ١/٤٨٢) كه دولت تدمر از تشكل
اين شهرها سر برآورد و امنيت راهها را براي بازرگانان برقرار كرد. قلمرو دولت
تدمر به سبب قرار
داشتن در مسير راههاي بازرگانى، اقوامى را در خود جاي داد (نك: پيگولوسكايا،
٦٧ - ٦٨). يكى از اين راههاي بازرگانى جادة سنگفرش مشهور «استراتا» بود كه در
حاشية بادية الشام قرار داشت (همو، ٧٥). دولت تدمر در اواخر سدة ٣م سقوط كرد و
با از ميان رفتن اين دولت، لخميان در بخشهايى از بادية الشام به
فرمانروايى رسيدند (همو، ٦٨). شهرهاي ديگري نيز، كم اهميتتر از تدمر، در كنار
باديه قرار داشتند كه در حدود العالم به خُناصره، سَلَيمه و مغان اشاره
شده است (ص ١٧٢).
از قديم اين باديه محل زندگى قبايل بنى فزاره، لخم، جذام، بَلى، ربيعه
و مضر بوده است (اصطخري، ٢٦). در حال حاضر ساكنان اين منطقة خشك و بيابانى
قبايل كوچنده و نيم كوچندهاي هستند كه در چادرهاي سياه زندگى مىكنند و
جمعيت آنان ميان ١٥٠ تا ٢٠٠ هزار نفر است كه در جست و جوي چراگاههاي جديد
بدون توجه به مرزهاي سياسى تغيير محل مىدهند («جغرافيا...١»، .(II/٨٠
از زمانى كه لولههاي نفت در بادية الشام گذارده شدند تا نفت عراق را به
بندرهاي بانياس و طرابلس برسانند، چهرة بادية الشام دگرگون گشته است. آب،
برق، خدمات شهري و انجمنهاي كشاورزي و آموزش دامداري، ايستگاههاي
تلمبهزنى نفت (از ١٩٣٢م) و سرانجام تولد شهرهاي كوچك، تنوعبيشتريبهمناظر
باديةالشام دادهاست ( المعجم، ١/٤٨٤).
مآخذ: اصطخري، ابراهيم، المسالك و الممالك، به كوشش محمدجابر حسينى، قاهره،
١٣٨١ق/١٩٦١م؛ پيگولوسكايا، ن.و.، اعراب حدود مرزهاي روم شرقى و ايران،
ترجمة عنايتالله رضا، تهران، ١٣٧٢ش؛ حتى، فيليپ، تاريخ سورية و لبنان و
فلسطين، ترجمة جرج حداد، بيروت، ١٩٨٢م؛ حدود العالم، به كوشش منوچهر ستوده،
تهران، ١٣٤٠ش؛ المعجم الجغرافى (للقطر العربى السوري)، به كوشش مصطفى
طلاس، دمشق، ١٩٩٠م؛ نيز:
G E ographie universelle Larousse, Paris, ١٩٥٩; GSE ٣ .
مهدي كيوانى