دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٥٢٩
| بحر محيط جلد: ١١ شماره مقاله:٤٥٢٩ |
بَحْرِ مُحيط، يا اقيانوس (يونانى: اُكِئانوس٣) ، درياي بزرگى كه جغرافىدانان
كهن مىپنداشتند همة خشكيهاي زمين را احاطه كرده است. يونانيان اقيانوس را
رود بزرگى مىدانستند كه سراسر قرص مسطح زمين را در برمىگرفت XVIII/٣٢٨) , ٣
.(BSEدر اساطير يونانى اكئانوس ارشد تيتانها بود كه از ازدواج دو رب النوع
گايا و اُرانوس پديد آمدهاند. در اين اساطير گايا (زمين) عنصر اوليه، و
اُرانوس رب النوع آسمان و كوهستانها، و پديد آورندة امواج بود. اكئانوس در
جريان مبارزة زئوس و اُلمپيان باتيتانها، جانب تيتانها را گرفت؛ در نتيجه،
زئوس حاكميت خود را بر آبهاي جهان مستقر ساخت. گروهى از ارباب انواع كه بر
درياها و رودها فرمان مىراندند، از خويشاوندان اكئانوس محسوب مىشدند (همانجا؛
گريمال، ١/٣٢٤، ٢/٦٣٢ -٦٣٣). جغرافىنگاران مسلمان به پيروي از اساطير يونانى
در آغاز، درياي پيرامونى را اقيانوس، و سپس بحر محيط، بحر اخضر، بحر اخضر محيط
مغربى (درياي محيط سبز باختري)، بحر ظلمات و اقيانوس مشرق مىخواندند (نك:
حدود العالم، ٩؛ بيرونى، التفهيم، ١٦٦؛ مجمل...، ٤٧٠؛ دمشقى، ١٧؛ بلخى،
١(١)/١٣٣).
علماي قديم در تعيين موقعيت جغرافيايى بحرمحيط اختلاف نظر داشتند، ولى همه
بر اين باور بودند كه اين آب، ربع مسكون را از همة جهات احاطه كرده است (ياقوت،
١/٥٠٤؛ اشكال...، ٣٦)، برخى عقيده داشتند كه اين دريا از سرزمين حبشه تا
بريتانيا را فرا گرفته است (نك: ابن رسته، ٨٥)؛ برخى نيز گفتهاند دريايى كه
بر كنار طنجه و اندلس قرار دارد، بحر محيط است (بيرونى، همانجا)؛ عدهاي هم
معتقد بودند كه اكثر جوانب زمين را اين دريا در برگرفته است (نك: حافظ ابرو،
١/٩٩)؛ ابن خلدون (د ٨٠٨ق/١٤٠٦م) بر آن بود كه اين دريا از جنوب تا خط
استوا ادامه دارد (ص ٥٧ - ٥٨). بعضى بر آن بودند كه دست كم اقيانوس از ٣
جهت شمال، مشرق و مغرب ربع مسكون را احاطه كرده است (نك: مسعودي، ٢٦).
عدهاي نيز از اخبار بحر محيط آگاه نبودند و سواحل آن را نمىشناختند و مىگفتند:
كشتيرانى در آن انجام نمىگيرد (نك: ابن خردادبه، ٢٣١؛ قزوينى، ٦٨؛ زهري،
٢). از اين نوشتهها چنين برمىآيد كه اكئانوس يونانى با دريايى ناشناخته كه
ظاهراً بايد همان اقيانوسِ كبير باشد، خلط شده است.
جغرافىدانان عقيده بر آن داشتند كه تمام درياها به هم وصل هستند و از
درياي بزرگ محيط منشعب مىشوند و بحر اعظم نخستين آنهاست كه به درياي جنوب
معروف است (ابوعبيد، ١/١٩٠) و در جنوبِ ربع مسكون متصل به بحر محيط شرقى
است (بيرونى، القانون...، ٢/٥٣٧) و درياي بزرگ و بحر اخضر محيط بر عالم است
( مجمل، همانجا). آنان بر اين امر اتفاق نظر داشتند كه درياهاي عمده مستقيماً
به بحر محيط متصلند، مگر در چند مورد استثنايى، از جمله درياي خزر. بهطور كلى
چنين تصور مىشد كه اين شاخهها يا خليجهاي بحر محيط دو جبهه در مشرق و مغرب
به وجود مىآورند (ياقوت، همانجا). گاه بحر محيط با بحر مظلم، بحر ظلمت يا بحر
ظلمات مترادف بود و به شمال اقيانوس اطلس اطلاق مىشد ( ٢ .(EIزهري مىنويسد:
بحر ظلمات دريايى راكد است و حركت امواج در آن نيست و بادي در آن نمىوزد
و آفتاب در آنجا ديده نمىشود (همانجا).
گروهى از جغرافىنويسان جزيرة غديره در مقابل اندلس، و ٦ جزيره موسوم به
خالدات يا قناري در مقابل حبشه، و ١٢ جزيره در قسمت شمال، موسوم به جزاير
بريتانيا را از جزاير بحر محيط دانستهاند (ابن رسته، همانجا؛ بتانى، ٢٦).
مآخذ: ابن خردادبه، عبيدالله، المسالك و الممالك، به كوشش دخويه، ليدن،
١٨٨٩م؛ ابن خلدون، عبدالرحمان، مقدمة، به كوشش خليل شحاده، بيروت،
١٤٠١ق/١٩٨١م؛ ابن رسته، احمد، الاعلاق النفيسة، به كوشش دخويه، ليدن،
١٨٩١م؛ ابوعبيد بكري، عبدالله، المسالك و الممالك، به كوشش وان لون و ا.
فره، تونس، ١٩٩٢م؛ اشكال العالم، منسوب به ابوالقاسم جيهانى، ترجمة على
بن عبدالسلام كاتب، به كوشش فيروز منصوري، مشهد، ١٣٦٨ش؛ بتانى، محمد،
الزيج الصابى، به كوشش ك. نالينو، رم، ١٨٩٩م؛ بلخى، محمود، بحرالاسرار فى
معرفة الاخيار، كراچى، ١٩٨٤م؛ بيرونى، ابوريحان، التفهيم، به كوشش
جلالالدين همايى، تهران، ١٣٥٢ش؛ همو، القانون المسعودي، حيدرآباد دكن،
١٣٧٤ق/١٩٥٥م؛ حافظ ابرو، عبدالله، جغرافيا، به كوشش صادق سجادي، تهران،
١٣٧٥ش؛ حدود العالم، به كوشش منوچهر ستوده، تهران، ١٣٦٢ش؛ دمشقى، محمد،
نخبة الدهر، لايپزيگ، ١٩٢٣م؛ زهري، محمد، الجعرافية، به كوشش محمد حاج صادق،
پورت سعيد، مكتبة الثقافة الدينيه؛ قزوينى، زكريا، عجائب المخلوقات، قاهره،
١٣٧٦ق/١٩٥٦م؛ گريمال، پير، فرهنگ اساطير يونان و رم، ترجمة احمد بهمنش،
تهران، ١٣٦٧ش؛ مجمل التواريخ و القصص، به كوشش محمدتقى بهار، تهران،
١٣١٧ش؛ مسعودي، على، التنبيه و الاشراف، به كوشش دخويه، ليدن، ١٨٩٣م؛
ياقوت، بلدان؛ نيز: . ٢ EI; ٣ BSE
بهزاد لاهوتى