دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٤٢٧
| بانوگشسبنامه جلد: ١١ شماره مقاله:٤٤٢٧ |
بانو گُشَسْبْنامه، منظومهاي به فارسى از سرايندهاي نامعلوم در بحر
متقارب، در حدود ٩٨٩ بيت كه دربارة بانوگشسب، مشهور به «سوار»، يكى از
دختران رستم سروده شده است. بانوگشسب از پيوند رستم و خالة كيقباد زاده شد
( مجمل التواريخ...، ٢٥) و او خود به اين گوهر و تبار والا سخت مىنازيد (
بانوگشسبنامه، ٣٣). او چهرهاي دلانگيز داشت و با زيبايى خويش بسياري را
واله و شيفتة خود ساخته بود (همان، ٦٧)؛ با اينهمه، در جنگاوري و شكار نيز
بىنظير بود (همان، ٦٢).
ژول مول او را با برونهيلد، ملكة مغرور ايسلند مقايسه كرده است (نك: ص ٤٩).
بانوگشسب خواستگاران فراوانى چون فغفور، قيصر، خاقان و بسياري از بزرگان
ايران داشت كه رستم از آنهمه، گيو پسر گودرزكشوادان را برگزيد و دختر به او
داد (فردوسى، ٣/٢٥٨). بانوگشسب در جنگ كينه توزانة بهمن پسر اسفنديار با
خاندان رستم در سيستان، در برابر او ايستاد و دليريها كرد (ايرانشاه، ٢٤٥-
٢٤٨).
سرايندة بانوگشسبنامه شناخته نيست. وي حتى زمانى كه به سرودههاي خويش
مىبالد و از گردآوري داستان سخن مىگويد، از خويش نام نمىبرد (ص ٦٥) و از
ثنا و آفرين او در آغاز داستان چهارم، بر حضرت محمد(ص) و آل او، برمىآيد كه
وي مسلمان و شيعى بوده است.
بانوگشسبنامه شامل ٤ داستان است: «رزم بانوگشسب و فرامرز با رستم» كه به
صورت ناشناس به نبرد آمده است (همانجا)، «به شكار رفتن بانوگشسب و فرامرز»،
«جنگ بانوگشسب با خواستگاران هندي» و «جنگ پهلوانان ايران با يكديگر بر سر
خواستگاري از بانوگشسب». اين داستانها در بردارندة پارهاي از روايات زندگى
بانوگشسب پيش از مرگ رستم است (همان، ٢٥، ٤٤، ٥٨، ٦٥). همين امر، اين نظر
را قوت بخشيده است كه داستان بانوگشسبنامه، از روايتى مفصل سرچشمه گرفته
است (مول، ٥٠ -٥١).
سبك بيان اين اثر، ساده و جنبههاي توصيفى آن بسيار است و سراينده در وصف
مجالس بزم و يا صحنههاي رزم از تمثيل نيز بهره مىگيرد، تا جايى كه
جنبههاي روايى داستان بر خصوصيات حماسى آن غلبه مىيابد (ص ٥٧ - ٥٨).
از بانوگشسبنامه، دستنوشتههاي چندي باقى است كه قديمترين آنها مربوط به
١٠٧٧ق/١٦٦٦م است (نك: منزوي، ٤/٢٦٥٥). اين منظومه يك بار در بمبئى در
١٣٢٤ق/١٩٠٦م، همراه فرامرزنامه، به كوشش يكى از پارسيان هند به نام رستم
بن بهرام بن سروش به چاپ رسيده است.
مآخذ: ايرانشاه بن ابى الخير، بهمننامه، به كوشش رحيم عفيفى، تهران،
١٣٧٠ش؛ بانوگشسبنامه، به كوشش رستم بن بهرام، بمبئى، ١٣٢٤ق؛ فردوسى،
شاهنامه، به كوشش عبدالحسين نوشين، مسكو، ١٩٦٥م؛ مجمل التواريخ و القصص،
به كوشش محمدتقى بهار، تهران، ١٣١٨ش؛ منزوي، خطى؛ مول، ژول، ديباچة
شاهنامه، ترجمة جهانگير افكاري، تهران، ١٣٤٥ش. شهين سراج