دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٢٧٨
| بابلسر جلد: ١١ شماره مقاله:٤٢٧٨ |
بابُلْسَر، شهر و مركز شهرستانى به همين نام در استان مازندران. بابلسر تا
١٣١٥ش، مشهدسر (مزار و مدفن شهيد) ناميده مىشد (برزگر، ٢(١)/٤٤؛ مهجوري،
٢/٣٢٥)، زيرا بر اين باور بودهاند كه برادر بزرگ امام رضا(ع) به نام
ابراهيم ابوجواب [ملقب به ابراهيم اطهر] در اين مكان به خاك سپرده شده
است (رابينو، ٧٣)، اما اين گفته فاقد سند و مدرك تاريخى است (برزگر، همانجا).
برخى ديگر نيز به خطا مشهدسر را به معنى مدفن سرِ شهيد دانستهاند
(اعتمادالسلطنه، ١/٢٦٥). اما در واقع، واژة «سر» در زبان محلى، به معنى جا و
مكان به كار مىرود (ستوده، ٤(١)/٢٥٦-٢٥٧).
شهرستان بابلسر: بابلسر يكى از شهرستانهاي ساحلى استان مازندران است (
سرشماري...، پانزده). مساحت آن ٧/٣٤٥ كم ٢ و شبيه مستطيلى افقى است كه مرز
شمالى آن به درياي خزر، مرز باختري به شهرستان محمودآباد، مرز خاوري به
شهرستانهاي جويبار و قائمشهر، و مرز جنوبى آن به شهرستان بابل محدود است (
آمارنامه، ١٣٧٦ش، «١- ٥، ١-٥٤»). شهرستان بابلسر داراي ٤ بخش مشتمل بر دو
شهر، ٨ دهستان و ٩٠ آباديِ داراي سكنه است ( سرشماري، همانجا).
ميزان بارندگى سالانه در اين شهرستان ٤/٩٥٧ ميلىمتر، متوسط حداكثر رطوبت
نسبى سالانه ٧/٩٤% و متوسط حداقل آن ٤/٦٤% بوده است ( آمارنامه، ١٣٧٥ش،
٤٠-٤١). تنها رودخانة شهرستان بابلسر، رودخانة بابل است (جعفري، ١١٨-١١٩). محيط
طبيعى بابلسر، زيستگاه برخى جانوران و پرندگان مانند روباه، گرگ، شغال،
گراز، خرگوش،جوجهتيغى،كبك،تيهو،قرقاول،مرغابىوغاز است( فرهنگ جغرافيايى
آباديها...، ٦٧).
بابلسر اكنونيكى از ١٥شهرستاناستانمازندران است( آمارنامه، ١٣٧٦ش، «١-٤٩»).
بر مبناي سرشماري ١٣٧٥ش، جمعيت آن ٢٦٥ ،١٥٥نفر بوده كه نسبت به سرشماري
دورة قبل (در ١٣٦٥ش)، سالانه به طور متوسط ٨/١% رشد داشته است (همان،
١٣٧٥ش، ١١٥). ٩١/٤٢% جمعيت در نقاط شهري و ٠٩/٥٧% آن در نقاط روستايى سكنى
داشتهاند و از لحاظ تركيب جنسى، نسبت مردان و زنان در شهرستان بابلسر برابر
بوده است ( سرشماري، شانزده). بر طبق همين آمار از كل جمعيت ٦ ساله و
بيشتر شهرستان بابلسر ٣/٨٠% باسواد بودهاند و اين نسبت در بين جمعيت شهري
٥/٨٥% و در بين جمعيت روستايى ٤/٧٦% بوده است ( آمارنامه، ١٣٧٥ش، ١٤٤). در
شهرستان بابلسر ١٦٧ مدرسة ابتدايى، ٩٢ مدرسة راهنمايى، ٤٦ مدرسة دورة متوسطة
عمومى شهري و روستايى، ٤٠ مدرسة متوسطة نظام جديد و ٣ هنرستان داير بوده است
(همان، ١٥٥، ١٥٦، ١٦١بب). همچنين اين شهرستان داراي دانشكدههاي علوم پايه
و علوم انسانى وابسته به دانشگاه مازندران است (همان، ٢٤٠، ٢٤٢).
مردم بابلسر به گويش مازندرانى سخن مىگويند و بيشتر آنان مسلمان شيعه
(دوازده امامى) هستند ( فرهنگ جغرافيايى آباديها، همانجا).
اقتصاد شهرستان بابلسر بيشتر بر زراعت، دامداري و ماهىگيري استوار است.
مهمترين محصولات آن برنج، گندم، مركبات، ترهبار و برخى اقلام ميوه است
كه افزون بر تأمين نياز محل، به نقاط ديگر نيز صادر مىشود (همانجا).
از آثار تاريخى بابلسر مىتوان آستانة امامزاده ابراهيم ابوجواب را نام برد.
بنا به گفتهاي، بانى بقعة امامزاده را سيد عزيز بابلكانى، و تاريخ بناي
آن را زمان شاه اسماعيل اول (٩٠٧-٩٣٠ق) دانستهاند (مرعشى، ٧٣- ٧٥)؛ در
حالى كه كتيبههاي موجود امامزاده نشان مىدهد كه كتيبة صندوق چوبى حرم
مربوط به ٨٣٥ق، كتيبة درِ صحن آن ٨٤١ق، كتيبة درِ شمالى ٨٥٨ق، كتيبة درِ
غربى ٨٥٩ق، و كتيبة ساختمان مسجد امامزاده مربوط به ٩٠٦ق است (رابينو، ٧٣؛
ستوده، ٤(١)/٢٦٤-٢٧٠). ناصرالدين شاه قاجار، ضمن سفر خود به مازندران در
١٢٩٢ق شرح مبسوطى درخصوص اين امامزاده و كتيبههاي آن به دست داده است
(ص ١٢٩-١٣٦). اثر ديگر، بقعة بىبى رقيه است كه مؤلف سفرنامة ايران و روسيه
آن را بىبى سكينه، و تاريخ بناي بقعة آن را ٨٩٣ق دانسته است (عزالدوله،
١٥٨؛ قس: رابينو، ٧٣-٧٤). اين بنا در شمال غربى امامزاده ابراهيم و بر فراز
تپهاي شنى مسلط به دريا، ساخته شده است (ستوده، ٤(١)/٢٧٠).
شهر بابلسر: اين شهر مركز شهرستان بابلسر است و در ٥٢ و ٣٩ طول شرقى و ٣٦ و ٤٢
عرض شمالى و ارتفاع ٢٢ متر از سطح دريا واقع شده است (پاپلى، ٨٢). بابلسر
در مسير راه اصلى كنارة درياي خزر و در ١٩ كيلومتري شمال باختري شهر بابل
قرار دارد ( فرهنگ جغرافيايى آباديها، ٦٨) و آب و هواي آن معتدل و مرطوب
است. رودخانة بابل از ميان شهر عبور مىكند و به درياي خزر مىريزد (همان، ٦٧
- ٦٨). بين بابلسر و دريا در طرف راست رودخانة بابل، يك رشته تپههاي شنى
قرار دارد كه درگذشته بر آن فانوس دريايى ساخته بودند (رابينو، ٧٣).
بابلسر در ابتداي سدة ١١ق و پس از آن داراي بندرگاه بوده است. شاه عباس
صفوي كه در ١٠٠٧ق، و نيز ١٠١٦ق، چند روزي را در آنجا اقامت كرده است، در
سفر دوم خود، به وصف كشتيهاي بزرگ و كوچكى كه در انتظار رسيدن زمان مناسب
كشتيرانى بودهاند، پرداخته است (منجم، ١٨٩-١٩١، ٣٣٣-٣٣٤). برخى كسان از برج
بزرگ مشهدسر كه بر فراز تپه جاي داشته، و توسط استپان رازين از ميان رفته
است، ياد كردهاند (عزالدوله، رابينو، همانجاها). استپان رازين فرمانده
قزاقهاي شورشى [ايالت دُن] برضد نظام فئودالى روسيه بود كه در بهار ١٦٦٧م
بهحملاتى در مسير ولگا و درياي خزر XXI/)¢¥–¨¢ , ٣ BSE.(٤١٨ در اين حمله، وي
شهرهاي سواحل غربى و جنوبى درياي خزر را غارت كرد و عدهاي از مردم اين
شهرها را به اسارت گرفت (مهجوري، ٢/٩٦).
در دورة نادري، محمدخان افشار از سوي نادرشاه فرمان يافت تا به ياري آلتون
(انگليسى) كه به دين اسلام درآمده، و از سوي نادرشاه سمت دريا بيگى
يافته بود، در مشهدسر (بابلسر) كشتى بسازد و در درياي خزر به كارگيرد
(اعتمادالسلطنه، ٢/١١٣١). مورخان محلى سدة ١١ق مازندران در شرح درگيريهاي
ميان حاكمان محلى مشهدسر اشاراتى دارند (نك: مرعشى، ٢٨٦، ٣١١، جم ؛ شيخ على
گيلانى، ١٠٤). اين شهر در دورة قاجار، بندر كشتيرانى و بازرگانى بار فروش
(بابل)، و از بنادر شرقى درياي خزر بوده است (انتنر، ٢٤؛ مكنزي، ٨٩)؛ چنانكه
كمپانى «قفقاز و مركوري» كه با كمك مالى دولت روسيه از اوايل دهة ١٨٦٠م،
سفرهاي پستى و حمل مسافر را از باكو به بنادر ايرانى درياي خزر آغاز كرده
بود، شعبهاي در مشهد سر داشت ( گزارش...،١٤ و حاشية ٢١). از مشهدسر كالاهاي
بسياري همچون ابريشم، پنبه و برنج مازندران به روسيه صادر، و كالاهاي
روسى مستقيماً بدانجا وارد مىشده است (مرگان، ٢٤٠؛ سرنا، ٢٤).
بابلسر در ابتداي سدة كنونى از مراكز مهم تجاري ايران محسوب مىشد (كيهان،
٣/٤٣٠-٤٣١)، با اينهمه، فاقد لنگرگاه مناسبى براي پهلو گرفتن كشتيهاي بزرگ
بود؛ به همين سبب، اينگونه كشتيها در فاصلة دورتري از ساحل لنگر انداخته،
بارهاي خود را توسط زورق به اسكلة گمرك منتقل مىنمودند (همو، ٢/٢٨٨، ٣/٤٤٢).
بابلسر همچنين از مراكز عمدة شيلات و خاويار شمرده مىشد (همو، ٢/٢٨٩، ٣/١٢).
بسياري از جهانگردانى كه به شمال ايران سفر كردهاند، در خاطرات خود به
اين شهر، به ويژه به بازرگانى آن اشاره دارند (مكنزي، ٨٧، ٨٨، ٨٩؛ سرنا،
همانجا). با كاهش روابط بازرگانى ميان ايران و شوروي، و رونق يافتن تجارت
در بنادر ديگر مانند بندر انزلى در گيلان (فريزر، ٥٤٣، ٥٤٤؛ فرهنگ جغرافيايى
ايران، ٣/٣٧)، اين شهر مدتى موقعيت خود را از دست داد (همانجا)، اما امروزه
بابلسر يكى از بنادر معتبر و از گردشگاههاي زيباي كشور به شمار مىآيد (برزگر،
٢(١)/٤٤).
در ١٣٧٥ش جمعيت شهر بابلسر ٦٧١ ،٣٧نفر (٧٦٢ ،٨خانوار)، و شمار مردان و زنان در
اين شهر تقريباً برابر بوده است. همچنين از ٧٤٥ ،٣٣ نفر جمعيت ٦ ساله و بيشتر
در شهر بابلسر ٠٦/٨٨% باسواد بودهاند ( سرشماري، چهل).
مآخذ: آمارنامة استان مازندران (١٣٧٥ش)، سازمان برنامه و بودجة استان
مازندران، تهران، ١٣٧٦ش؛ آمارنامة استان مازندران (١٣٧٦ش)، سازمان برنامه و
بودجة استان مازندران، تهران، ١٣٧٧ش؛ اعتمادالسلطنه، محمدحسن، مرآة البلدان،
به كوشش عبدالحسين نوايى و هاشم محدث، تهران، ١٣٦٨ش؛ انتنر، م. ل.، روابط
بازرگانى روس و ايران (١٨٢٨-١٩١٤م)، ترجمة احمد توكلى، تهران، ١٣٦٩ش؛ برزگر،
اردشير، تاريخ تبرستان پس از اسلام، تهران، ١٣٣٤ش؛ پاپلى يزدي، محمدحسين،
فرهنگ آباديها و مكانهاي مذهبى كشور، مشهد، ١٣٦٧ش؛ جعفري، عباس، رودها و
رودنامة ايران، تهران، ١٣٧٦ش؛ رابينو، ه.ل.، سفرنامة مازندران و استراباد،
ترجمة غلامعلى وحيد مازندرانى، تهران، ١٣٣٦ش؛ ستوده، منوچهر، از آستارا تا
استارباد، تهران، ١٣٦٦ش؛ سرشماري عمومى نفوس و مسكن (١٣٧٥ش)، نتايج
تفصيلى، شهرستان بابلسر، مركز آمار ايران، تهران، ١٣٧٦ش؛ سرنا، كارلا،
سفرنامه، آدمها و آيينها در ايران، ترجمة علىاصغر سعيدي، تهران، ١٣٦٢ش؛ شيخ
على گيلانى، تاريخ مازندران، به كوشش منوچهر ستوده، تهران، ١٣٥٢ش؛
عزالدوله - ملكونف، سفرنامة ايران و روسيه، به كوشش محمد گلبن و فرامرز
طالبى، تهران، ١٣٦٣ش؛ فرهنگ جغرافيايى آباديهاي كشور (ساري)، سازمان
جغرافيايى نيروهاي مسلح، تهران، ١٣٧٠ش، ج ٢٨؛ فرهنگ جغرافيايى ايران
(آباديها)، استان دوم، دايرة جغرافيايى ستاد ارتش، تهران، ١٣٢٩ش؛ فريزر، جيمز
بيلى، سفرنامه، ترجمة منوچهر اميري، تهران، ١٣٦٤ش؛ كيهان، مسعود، جغرافياي
مفصل ايران، تهران، ١٣١١ش؛ گزارش ايران از يك سياح روس، ترجمة
سيدعبدالله، تهران، ١٣٦٣ش؛ مرعشى، ميرتيمور، تاريخ خاندان مرعشى مازندران،
به كوشش منوچهر ستوده، تهران، ١٣٥٦ش؛ مرگان، ژاك، ايران، مطالعات
جغرافيايى، ترجمة كاظم وديعى، تبريز، ١٣٣٨ش؛ مكنزي، چارلز فرانسيس، سفرنامة
شمال، ترجمة منصورة اتحاديه، تهران، ١٣٥٩ش؛ منجم يزدي، محمد، تاريخ عباسى،
به كوشش سيفالله وحيدنيا، تهران، ١٣٦٦ش؛ مهجوري، اسماعيل، تاريخ
مازندران، ساري، ١٣٤٥ش؛ ناصرالدين شاه، روزنامة سفر مازندران، تهران،
١٣٥٦ش؛ نيز: . ٣ BSE
مژگان نظامى