دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٤٩٩
| بجور جلد: ١١ شماره مقاله:٤٤٩٩ |
بَجور، سرزمينى كوهستانى در شمال كشور پاكستان، در ايالت سرحدشمال غربى.
نام اين سرزمين در منابع به صورت باجور نيز آمده است (نك: هروي، ١/١٢٠؛
ميرك، ١١٤ ؛ ٢ EI).
بجور ميان ٣٤ و ٢٥ تا ٣٥ و ٥ عرض شمالى، و ٧٠ و ١ تا ٧٢ طول شرقى قرار گرفته
است كه مرزبنديهاي طبيعى آن را از افغانستان و سرزمينهاي مجاور در پاكستان
جدا مىكند. در غرب آن، سلسله جبال هندوكش، در شرق بلنديهاي اُتمان خيل، و
در جنوب بلندي مُهموند و چيترال قرار دارد. بجور با ٢٥ ميل درازا و ٢ تا ٧ ميل
پهنا، از نواحى پيشاور به شمار مىآيد كه از مجموعة ٥ دره به نام چهارمونگ،
بابوكارا، واتالى (يا اوتالى)، رود و سوركمر تشكيل شده است. برخى از اين
درهها وسيع و بسيار حاصلخيزند و رودخانههاي پرآب در آنها جريان دارد. قبايل
مختلفى در سرزمين بجور زندگى مىكنند كه بيشتر آنان از تيرة پشتو هستند؛ از
جملة آنها مىتوان به قبايل يوسف زايى و سالارزايى، اشاره كرد. بجور از
سرزمينهاي طبيعى و دست نخوردهاي است كه سنتهاي كهن پشتو هنوز در آن از
اصالت برخوردار است (اسپين، ٤٤ ؛ اسكوفيلد، ١٣٢ ؛ آسياتيكا، ؛ I/٢٣٦
«مجله...١»، ؛ VI/٢١٩-٢٢٠ پاكستان، ٤٩٢ ؛ الفينستون، .(٣٥-٣٧
از پيشينة تاريخى بجور آگاهى دقيقى در دست نيست. بجور بخشى از سرزمينهاي
كوهستانى شمال غربى هند بود كه مسير ارتباطى مناطق كابل و شمال افغانستان
امروزي با شبه قاره به شمار مىآيد. در برخى از منابع معاصر، بجور را بخشى
از سرزمين باستانى اوديانه مىنويسند كه در سفرنامههاي زائران بودايى به
وصف آن پرداختهاند. همچنين بجور را مسير حركت اسكندر براي تصرف پيشاور
مىدانند. بجور به سبب موقعيت مناسب ارتباطى، شاهد رويدادهاي بسياري
بودهاست.احتمالاً نخستين بار در سدة ٥ق/١١م در هجوم محمود غزنوي، بجور و
سواد كه بخشى از سرزمينهاي سلسلة شاهى بود، به تصرف مسلمانان درآمد
.(٩٨,٣٠٣-٣٠٤ٹِ¨ا٦٨-٦٩ٹôً÷÷‘îا١٤٧ٹِ‘ُں¤َگ¢“نا١٧ٹ¢َêّî¨گ)
در منابع دورة بابري نام دو سرزمين بجور و سواد در كنار يكديگر آمده است. در
بيشتر اين منابع، از سرزمين بجور به عنوان جايگاهى ناامن نام برده شده
كه حكومت مركزي از قدرت و نفوذ در آنجا برخوردار نبوده است. بابر (حك ٨٩٩
-٩٣٧ق/١٤٩٤-١٥٣١م) در دومين هجوم خود به هند، بجور را كه در مسير سپاهيانش
قرار داشت، تصرف كرد و براي برقراري روابط دوستانه با قبايل ساكن اين
منطقه و جلوگيري از نافرمانى آنان، با دختر يكى از رؤساي قبايل يوسفزايى
ازدواج كرد. در دورة اكبر (٩٦٣-١٠١٤ق/١٥٥٦- ١٦٠٥م)، بجور از ولايتهاي سرزمين
سواد در صوبة كابل بود. سپاهيان اكبر در درگيري با قبايل بجور در ٩٩٤ق/١٥٨٦م
شكست سختى را متحمل شدند. همچنين، بجور در منطقهاي قرار داشت كه جايگاه
نفوذ و تبليغ فرقة روشنيه در سدة ١١ق/١٧م بوده است و قبيلة يوسف زايى كه
از قدرتمندترين طوايف بجور بود، از بايزيد انصاري، رهبر فرقة روشنيه حمايت
مىكردند، ولى پس از مرگش به مخالفت با پسرش برخاستند. در دورة جهانگير
(١٠١٤-١٠٣٧ق/١٦٠٥- ١٦٢٨م)، حكمرانان منتخب كابل بر سواد و بجور نيز حكومت
مىكردند. در دورة اورنگ زيب (١٠٦٨- ١١١٨ق/١٦٥٧-١٧٠٦م)،قبيلةيوسفزايى بر
حكومتمركزي شوريد و درگيري حكمرانان بابري در سرزمين بجور به طور متناوب
ادامه داشت (احمد، ١٠٣ ، ٤٨ ؛ اسپين، ٣٤ -٣٣ ، ٣١ -٣٠ ؛ توزك ... ٧٤؛ بيات،
١٥٤؛ ابوالفضل، اكبرنامه، ٣/٤٨١، ٤٩٣، ٥٢٥، ٥٢٦، آييناكبري، ١/٥٦٢، ٥٨٥؛ سجان
راي، ١٥٥؛ هيگ، ١٣٥ -١٣٤ ؛ بختاورخان، ١/٣٦٧-٣٦٩؛ بابر، .(I/٣٧٥-٣٧٧
با تصرف پيشاور از سوي نيروهاي انگليسى، مبارزة قبايل منطقه از جمله بجور با
آنان آغاز شد. از ويژگيهاي مبارزات قبايل بجور در اين دوره جنبة مذهبى آن
است كه روحانيون محلى در رأس آن قرار داشتند، از جمله جنگ امبيلا در
١٢٨٠ق/١٨٦٣م كه با رهبري طرفداران سيد احمد صورت گرفت و جهاد مذهبى
١٣١٣ق/١٨٩٥م كه با رهبري عمرخان در منطقة ديروسواد و بجور روي داد كه تمامى
قبايل، تحت فرمان يك رهبر بر ضد انگليسيان متحد شدند (اسپين، ٢٤٣ ، ١٧٥ ،٤٤ ؛
ديويس،
مآخذ: ابوالفضل علامى، آيين اكبري، به كوشش بلوخمان، كلكته، ١٨٧٢م؛ همو،
اكبرنامه، به كوشش عبدالرحيم، كلكته، ١٨٨٦م؛ بايزيد بيات، تذكرة همايون و
اكبر، به كوشش محمدهدايت حسين، كلكته،١٣٦٠ق/١٩٤١م؛ بختاورخان،محمد،
مرآةالعالم: تاريخ اورنگ زيب، به كوشش ساجده، س. علوي، لاهور، ١٩٧٩م؛
توزك جهانگيري، به كوشش محمدهاشم، تهران، ١٣٥٩ش؛ سجان راي، «خلاصة
التواريخ» (نك: مل، انصاري)؛ ميرك سندهى، يوسف، تاريخ مظهر شاهجهانى، به
كوشش حسامالدين راشدي، كراچى، ١٩٦٢م؛ هروي، نعمتالله، تاريخ خان جهانى
و مخزن افغانى، به كوشش محمدامام الدين، كلكته، ١٩٦٠م؛ نيز:
Abdur Rehman, The Last Two Dynasties of the S ? his, Islamabad, ١٩٧٩; Ahmad,
Tariq, Religio - Political Ferment in the N. W. Frontier During the Mughal
Period, Delhi, ١٩٨٢; Ansari, M. Z., Geographical Glimpses of Medieval India,
Delhi, ١٩٨٩, vol, III; Asiatica; B ? bur, Z. M. B ? bur N ? ma, tr. A. S.
Beveridge, New Delhi, ١٩٧٠; Cunningham, A., The Ancient Geography of India,
Varanasi, ١٩٨٨; Davies, C.C., X The North-West Frontier ١٨٤٣-١٩١٨ n , The
Cambridge History of India, vol. VI, ed. H.H. Dodwell and V.D.Mahajan, New
Delhi, ١٩٨٩; EI ٢ ; Elphinstone, M., Kingdom of Caubul, Karachi, ١٩٧٢, vol. II;
Haig, W., X Akbar, Mystic and Prophet n , ibid, vol., IV, ed. R. Burn, ١٩٨٧; The
Imperial Gazetteer of India, New Delhi, ١٩٨١; Pakistan ١٩٨٨, Islamabad;
Schofield, V., North-West Frontier and Afghanistan, New Delhi, ١٩٨٤; Sen. S. N.,
Ancient History of Bangladesh, India and Pakistan, New Delhi, ١٩٨٨; Spain, J.
W., The Pathan Borderland, Karachi, ١٩٨٥.
مجيد سميعى