دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٢٥٩
| بابالان جلد: ١١ شماره مقاله:٤٢٥٩ |
بابِ اَلاّن، يا درِ آلان، گذرگاهى طبيعى در كوههاي قفقاز، شرق ارتفاعات
كازبِك، به ارتفاع حدود ٧٩٨ ،١متر كه رود تِرِك از كنار آن مىگذرد. اين
گذرگاه ٣ كيلومتري داراي صخرههايى به ارتفاع ٠٠٠ ،١متر است («دائرةالمعارف
جغرافيايى١»، ؛ I/٥٢٣ بروكهاوس، ؛ V/٣٢٠ دايرةالمعارف فارسى، ذيل داريال).
اين گذرگاه در عهد باستان تنها راه شمال و جنوب قفقاز بود. فرضية محققان بر
اين است كه كيمريان از طريق باب الان (گذرگاه داريال) به قفقاز رفتهاند
(نك: دياكونف، ٢٩٥). بعدها مهاجران و كوچندگان از گذرگاههاي ديگري استفاده
كردند. اكنون تنها در سرزمين اوسِتيا (آلان قديم) حدود ٢٠ گذرگاه وجود دارد
كه به فاصلههاي ٥ تا ١٥ كم از يكديگر قرار گرفتهاند. اين گذرگاهها از قديم
با نام ساكنان آن شهرت يافتهاند («مردم...٢»، .(I/١٠ وجود همين دروازهها
سبب شده است كه بعدها «دروازة خزر» يا دربند قفقاز، «بابالابواب» ناميده
شود.
نام باب الان برگرفته از نام قوم آلان (ه م) است. آلانها در دامنة شمالى
كوههاي قفقاز، در نزديكى گذرگاه داريال و مشرق آن، سكنى داشتهاند (ترور،
.(١٢٧ بنا به نظر كروپنف٣، در عصر نوسنگى، سكاهاي غربى، از ٤ طريق به قفقاز
درآمدند كه يكى از آن راهها گذرگاه داريال بود (پيوتروفسكى، .(٢٤٥ ترور به
نقل از بطلميوس مىنويسد كه در عهد باستان، اين گذرگاه دروازة سرمت نام
داشت (ص .(٣٨ اين نكته مؤيد نظر آن گروه از مؤلفانى است كه آلانها را
شاخهاي از قوم سرمت دانستهاند (نك: همو، .(١١٧
پلينى از اين گذرگاه با عنوان دروازة قفقاز ياد كرده است (كتاب ، VI فصل
.(١٢ ظاهراً نام داريال صورت گرجى، يا تصحيفى از نام پارسى اين گذرگاه
است، چنانكه در حدود العالم، اين نام به صورت «در الان» آمده است (ص
١٩١). باكيخانف ضمن بحث دربارة نام داريال، چنين مىنويسد: «تسلط ايرانيان
به اين امكنه به قراين بسيار معلوم مىگردد، از آن جمله خود «دَريَل» لفظ
فرس قديم است» (ص ٧)، و گوميلف «راه خزر» را همان دروازة آلان دانسته است
(ص .(١٢٥ در آثار مؤلفان قديم عنوانهاي دروازة كاسپى (خزر) و دروازة آلان با
يكدگر در آميختهاند. يونانيان و روميان در عهد پادشاهى نرون، گذرگاه داريال
را دروازة كاسپى مىناميدند كه اعتراض پلينى را برانگيخت (ماركوارت، .(١٠٠
پروكوپيوس نيز همان خطاي مؤلفان رومى را تكرار كرده، و گذرگاه آلان را
دروازة كاسپى ناميده است ٧٨) .(I/٧٦,
در حدود سال ٧٢م هنگامى كه ارمنيان با روميان و ايرانيان سرگرم پيكار
بودند، آلانها بارها به ارمنستان تاختند و شاهزادهاي به نام زارِن را اسير
كردند و در قلعهاي كه «درآلان» نام داشت، زندانى كردند (كوالوسكايا، .(٨٦-٨٧
به نوشتة مسعودي ميان مملكت آلان و جبل قبخ (قفقاز)، بر يك درة بزرگ،
قلعه و پلى است كه قلعه را قلعة باب الان گويند و آن را به روزگار پيشين،
اسفنديار فرزند ويشتاسپ بنا كرد و كسانى را گمارد كه مانع رسيدن آلانها به
جبل قبخ شوند. بجز پل زير قلعه راه ديگري نيست و قلعه بر صخرهاي سخت
قرار دارد. از بالاي صخره درون قلعه را كه به بلندي و سرسختى در جهان
معروف است، مىتوان ديد. از تفليس تا اين قلعه ٥ روز راه است (١/٢١٦-٢١٧).
گرديزي مىنويسد كه از ولايت سرير تا الان ٣ روز راه است كه از ميان كوهها
و مرغزارها مىگذرد. از آنجا تا قلعهاي كه باب الان گويند، ميان درختان و
جويها و جاهاي خرم ١٠ روز راه است. قلعه بر سر كوهى نهاده است؛ زير كوه
راهِ راست، و گرداگرد آن كوههاي بلند است و هزار مرد اين قلعه را پاس دارند
(ص ٢٧٨-٢٧٩؛ نيز نك: ابن رسته، ١٤٨).
در عهد نرون، امپراتور روم، سرزمين ارمنستان توسط يكى از دودمانهاي اشكانى
اداره مىشد كه متحد روميان بود. چون آلانها دشواريهايى براي ارمنستان
فراهم مىآوردند، دولت روم لازم مىدانست از دروازة آلان حفاظت كند. پس از
برقراري صلح ٣٠ ساله ميان ايران و روم و باز پس گرفته شدن ارمنستان صغير
از سوي ايرانيان، شاپور دوم پادشاه ساسانى (سل ٣١٠-٣٧٩م)، فردي ايرانى را
جايگزين حاكم رومى كرد. ناگزير حفاظت از اين دروازه برعهدة ايرانيان گذارده
شد. به ويژه آنكه هونها وارد عرصة سياست و كارزار شده بودند و امنيت مرزهاي
ايران ايجاب مىكرد كه دروازههاي قفقاز بر روي مهاجمان مسدود بماند
(ماركوارت، ٩٥ ؛ كريستن سن، ٢٦٤). نولدكه در شرح جنگ بهرام پنجم با روميان
و پيمان صلح ميان ايران و روم مىنويسد: روميان پذيرفتند تا همه ساله
مبلغى به عنوان كمك به مراقبت از گذرگاه داريال بپردازند (ص ١٩٥). در عهد
پادشاهى قباد (٤٨٨-٥٣١م)، خزران مناطق گرجستان و اران را تصرف كردند. قباد
آنان را به عقب راند و زمينهاي ميان رود ارس و شروان را گشود و ديواري از
خشت ميان شروان و باب الان پديد آورد (بلاذري، ٢٨٠؛ آرتامونف، .(١١٦ يعقوبى
مىنويسد (١/١٧٨) كه قباد پادشاه ايران، ارمنستان چهارم (نك: ه د، ٧/٦٧٧) را
فتح كرد و تا دربند الان، حدود ١٠٠ فرسنگ كه ٣٦٠ شهر داشت، به انوشيروان
تعلق يافت.
در ٢٢ق/٦٤٣م عمر خليفة دوم، سُراقة بن عمرو را مأمور فتح قفقاز كرد. او نيز
حذيفة بن اُسيد غفاري را به كوهستان الان فرستاد (طبري، ٤/١٥٧). در ٤٢ق
مسلمانان در الان به پيكار دست زدند (همو، ٥/١٧٢). با ورود تركان به شمال
قفقاز و غارت الان در ١٠٣ق/٧٢١م (همو، ٦/٦١٩)، آلانها ناگزير از اطاعت شدند،
ولى سرانجام ضمن اتحاد با خزران، دولت واحدي پديد آوردند. عربها در جريان
پيكار با خزران بارها كوشيدند تا در سرزمين آلانها و باب الان مستقر شوند و از
اين طريق به سرزمين خزران حمله كنند (آرتامونف، .(٣٦٠ در ١٠٥ق جراح بن
عبدالله حكمى به الان لشكر كشيد و چند قلعه را فتح كرد، و سال بعد مردم
آنجا با عربهاي مهاجم صلح كردند و به پرداخت جزيه تن در دادند (طبري، ٧/٢١،
٢٩). در ١١٠ق مسلمة بن عبدالملك با لشكريان خود از باب الان گذشت و قلعة
آنجا را به تصرف در آورد و گروهى از تازيان را به نگهبانى آن گمارد
(آرتامونف، .(٢١٠-٢١١ در ١١٢ق خزران و تركان كه با يكديگر متحد شده بودند، از
باب الان گذشتند و به سوي اردبيل پيش تاختند (ابن اثير، ٥/١٥٩). در ١١٤ق
مروان بن محمد با سپاه خود از نزديكى باب الان عبور كرد و به سرزمين خزران
رفت (بلاذري، ٢٩٢). در ١٤١ق/٧٥٨م، يزيد بن اسيد سلمى، والى ارمنستان در عهد
خلافت منصور عباسى، باب الان را فتح كرد و مأمورانى را از اهل ديوان بر آن
گمارد (همو، ٢٩٥).
رويداد نامههاي گرجى مؤيد آنند كه به سرزمين گرجستان، بارها از سوي
كوهنشينان شمال قفقاز، از طريق اين گذرگاه حمله شده است. گروهىاز گرجيان
براي جلوگيري از هجوم كوچنشينان در نقاط مختلف اين گذرگاه، استحكامات و
برجهايى تعبيه كرده بودند ( بروكهاوس،.(V/٣٢٠ برخى از اميران عرب ساكن
قفقاز مىكوشيدند تا از وابستگى به خلافت بغداد رها شوند و به استقلال دست
يابند؛ از اين رو با اميد بسيار به خزران مىنگريستند و از آنها در مبارزه با
دستگاه خلافت، انتظار ياري داشتند. در يكى از آثار قديم گرجى با عنوان
«رنجهاي آبوي تفليسى» در دهة ٨٠ سدة ٨م آمده است كه شاهزادهاي فرمانروا از
آن ديار، از عربها روي گرداند و در ١٥٥-١٥٦ق/٧٧٢-٧٧٣م به گناه همكاري با
كسانى كه طريق دشمنى با مأموران خليفه را در پيش گرفته بودند، در بغداد
زندانى شد، ولى در اوايل خلافت مهدي عباسى (١٥٨-١٦٩ق/٧٥٥- ٧٨٥م) از زندان
آزاد گرديد و به سرزمين خود بازگشت؛ چندي بعد افراد خانوادة خود را در ابخاز
پنهان كرد و با ٣٠٠ سوار از طريق باب الان به سرزمين خزران گريخت
(آرتامونف، .(٢٤٨
عربها در جريان پيكار با خزران بارها كوشيدند تا در باب الان مستقر شوند و آن
را به پايگاه خود بدل كنند (همو، .(٣٦٠ ياقوت در سدة ٧ق/١٣م از قلعة باب
الان ياد كرده، و بناي آن را به شاهان ايران در عهد باستان نسبت داده
است (١/٣٥١). يك قرن بعد ابوالفدا نيز به باب الان اشاره كرده است (ص
٧٢).
با نفوذ روسها به قفقاز از زمان پتركبير، آسها (آلانها) و لزگيها تابع روسيه
شدند و بر گذرگاه داريال تسلط يافتند. در ١١٨٣ق/١٧٦٩م، يكى از سرداران
آلمانى كه در خدمت دولت روسيه بود، با نيرويى مركب از ٤٠٠ سرباز و ٤ عراده
توپ از طريق گذرگاه داريال از ارتفاعات قفقاز گذشت و شهر تفليس را فتح كرد
(مك لين، ٢٩). شيخ شامل نيز در جريان قيام مردم داغستان و چچن كوشيد تا بر
گذرگاه داريال مسلط شود، ولى طرح او ناكام ماند (همو، ١٠٣).
مآخذ: ابن اثير، الكامل؛ ابن رسته، احمد، الاعلاق النفيسة، ليدن، ١٨٩١م؛
ابوالفدا، تقويم البلدان، به كوشش رنو و دوسلان، پاريس، ١٨٤٠م؛ باكيخانف،
عباسقلى، گلستان ارم، به كوشش عبدالكريم على زاده و ديگران، باكو، ١٩٧٠م؛
بلاذري، احمد، فتوح البلدان، به كوشش عبدالله انيس طباع و عمر انيس طباع،
بيروت، ١٤٠٧ق/١٩٨٧م؛ حدودالعالم، به كوشش منوچهر ستوده، تهران، ١٣٤٠ش؛
دايرةالمعارف فارسى؛ دياكونف، ا. م.، تاريخ ماد، ترجمة كريم كشاورز، تهران،
١٣٤٥ش؛ طبري، تاريخ؛ كريستن سن، آرتور، ايران در زمان ساسانيان، ترجمة رشيد
ياسمى، تهران، ١٣٣٢ش؛ گرديزي، عبدالحى، زين الاخبار، به كوشش عبدالحى
حبيبى، تهران، ١٣٤٧ش؛ مسعودي، على، مروج الذهب، به كوشش يوسف اسعد داغر،
بيروت، ١٣٨٥ق/ ١٩٦٥م؛ مك لين، ف. ر.، شيخ شامل داغستانى، ترجمه و تلخيص
كاوه بيات، تهران، ١٣٧٠ش؛ نولدكه، تئودور، تاريخ ايرانيان و عربها در زمان
ساسانيان، ترجمة عباس زرياب، تهران، ١٣٥٨ش؛ ياقوت، بلدان؛ يعقوبى، احمد،
تاريخ، بيروت، ١٣٧٩ق/ ١٩٦٠م؛ نيز:
, M. I., Istoriya Khazar, Leningrad, ١٩٦٢; Brockhaus; Gumilev, L. N., Drevnie
Tyurki, Moscow, ١٩٦٧; Kovalevskaya, V.B., Kavkaz i Alany, Moscow, ١٩٨٤; Kratkaya
geograficheskaya entsiklopediya, Moscow, ١٩٦٠; Marquart, J., Er ? n l ahr,
Berlin, ١٩٠١; Narody Kavkaza, ed. M.O. Kosvena et al., Moscow,١٩٦٠;Piotrovski o
, B. B., Vanskoe tsarstvo, Moscow, ١٩٥٩; Pliny, Historia naturalis; Procopius,
History of the Wars, London, ١٩٥٤; Trever, K. V., Ocherki po istorii i kulture
Kavkazsko o Albanii, Moscow, ١٩٥٩.
عنايتالله رضا