دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٤٨٧
| بجاق جلد: ١١ شماره مقاله:٤٤٨٧ |
بُجاق، سرزمينى در جنوب بسارابى در كشور رومانى. بجاق و صورت كهن آن
بُجغاق، واژهاي تركى و به معناي كرانه، گوشه و زاويه است (كاشغري، ٣٠٦؛
مينورسكى، .(٤٦٧ به دشت شنزار اطراف رود، و به اميرنشينها نيز بجاق مىگفتند
كه واژهاي كومانى (قپچاقى) است («دائرةالمعارف...١»، .(VI/٣٤١
اين سرزمين از ٦٣٨ق/١٢٤١م تابع دولت اردوي زرين شد ( ,EI.(I/١٢٨٦در فاصلة
سدههاي ٩-١٣ق/١٥-١٩م اقوام ترك در منطقة بجاق مستقرشدند و بر راههايفرهنگى
و سوقالجيشى كه به شبهجزيرة كريمه منتهى مىشد، تسلط يافتند. از سدة
١٠ق/١٦م نوغايها در بجاق سكنى گزيدند و به اردوهايى منقسم شدند. گروههايى
از اين اردوها اغلب به سرزمينهاي همجوار حمله مىكردند. در نواحى پادوليا و
اوكرائين اين نيروها به بجاق و يا تاتارهاي بجاق شهرت داشتند كه به
معنايتاتارهاي منطقةكناري بودهاست ( بروكهاوس،/٨٤٨-٨٤٩ a .(IVبعدها به بجاق
و دشت نوغاي نام بسارابى داده شد كه بخش جنوبى بسارابى كنونى است
(همان، /٦٠٤ a .(III
در ٧٤٦ق/١٣٤٥م بجاق زيرسلطة دولت والاشى (والاخيا) قرار گرفت و سپس در
٨٠٢ق/١٤٠٠م به تصرف فرمانرواي بُغدان درآمد. در ٩٤٥ق/١٥٣٨م دولت عثمانى
در زمان سلطان سليمان قانونى با كمك تاتارهاي كريمه، بر سراسر بجاق دست
يافت و اين ناحيه جزو سنجاق آق كرمان شد. خان كريمه نيز كه در لشكركشى
سلطان سليمان شركت داشت، قبايل نوغاي را در بجاق اسكان داد ( ، EIهمانجا).
در ١٠٦٧ق/١٦٥٧م تاتارهاي بجاق در ٢٠٠ روستا استقرار داشتند و تحت ادارة حاكمى
با عنوان «يالى آغاسى» بودند كه از جانب خان تاتارهاي كريمه گمارده مىشد
(همانجا؛ اوليا چلبى، ٥/١١٤). در فاصلة سالهاي ١١١١-١١١٣ق/١٦٩٩-١٧٠١م تاتارهاي
نوغاي منطقة بجاق كه ٦ هزار خانوار بودند، از اطاعت خان كريمه سرباز زدند و
خواستار تابعيت دولت عثمانى شدند I/١٢٨٧) , ٢ .(EIچون نفوذ روسيه در اين
مناطق فزونى گرفت و سپاهيان روس در اوكرائين پيشروي كردند، خاننشين كريمه
نيز با ناآراميهايى مواجه شد. در نتيجه تاتارهاي نوغاي خواستار مداخلة دولت
عثمانى شدند، ولى باب عالى با اين درخواست موافقت نكرد (نك: راسم، ٢/٩٣٤-
٩٣٨).
در ١١٨٣ق/١٧٦٩م سپاهيان روس پيشرويهايى به سوي سرزمين كريمه داشتند. در
١١٨٤ق/١٧٧٠م بجاق موقتاً به تصرف دولت روسيه درآمد (همو، ٢/٩٦٠-٩٦١؛ ٢ ،
EIهمانجا). در ١١٨٥ق/١٧٧١م نيروهاي روسيه و عثمانى دست از جنگ كشيدند كه در
نتيجة آن خان كريمه ناگزير به ترك والاشى و بغدان شد كه بجاق بخشى از آن
بود (راسم، ٢/٩٦٥). در همين سال قرارداد صلحى ميان طرفين منعقد گرديد كه به
عهدنامة «قينارجه» شهرت دارد. طبق مادة سوم عهدنامه دو طرف موافقت كردند كه
استقلال كريمه، بجاق و بعضى از نواحى ديگر را به رسميت بشناسند (همو، ٢/٩٦٨،
٩٧١). در ١٢٠٥ق/١٧٩١م بجاق ضميمة روسيه شد ، IV/٩٦) ٣ و سرانجام طبق معاهدة
بخارست در ١٦ جماديالاول ١٢٢٧ق/٢٨ مة ١٨١٢م دولت عثمانى بجاق را رسماً به
روسيه واگذار كرد («دائرةالمعارف»، )؛ VI/٣٤٢ در نتيجه تاتارهاي اين منطقه
به دوبروجا و بلغارستان كوچ كردند.
مآخذ: اوليا چلبى، سياحتنامه، استانبول، ١٣١٥ش؛ راسم، احمد، عثمانلى
تاريخى، استانبول، ١٣٢٦- ١٣٢٨ق؛ كاشغري، محمود، ديوان لغات الترك، ترجمة
محمد دبيرسياقى، تهران، ١٣٧٥ش؛ نيز:
Brockhaus, Entsiklopedicheski o slovar', St. Petersburg, ١٨٩١; BSE ٣ ; EI ٢ ;
Minorsky, V., introd. V ud = d al - q P lam, London, ١٩٣٧; T O rkiye diyanet
vakf o Isl @ m ansiklopedisi, Istanbul, ١٩٩٢.
ناديژدا خارچينكو