دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٦٩٣
| برانس جلد: ١١ شماره مقاله:٤٦٩٣ |
بَرانِس، عنوان يكى از دو شعبة اصلى بربر، و از ساكنان كهن مغرب. علماي
نسبشناس بربر و عرب برآنند كه بربران به دو شاخة اصلى برنس و مادغس (يا
ماذغيس ملقب به ابتر) تقسيم مىشوند. در منابع اسلامى شكل جمع اين دو نام
برانس وبُتْر آمده است (ابن خلدون، ٦(١)/١٧٦؛ ابن حزم، ٤٩٥).
اطلاعات درمورد برانس بسيار محدود، پراكنده و در برخى موارد متناقض است. نسب
برانس را كه از قبايل سلحشور (ابن خلدون، ٦(٢)/٢٩٦، ٣٠١) و متمدن مغرب
بودهاند (دبوز، ١/٣٦-٣٧)، به مازيغ بن كنعان بن حام بن نوح مىرسانند
(ابن خلدون، ٦(١)/١٧٧؛ سلاوي، ١/٦٤ - ٦٥؛ دبوز، ١/٢٨). مورخان دربارة انتساب
هر يك از قبايل متعدد بربر به برنس يا بتر، با هم اختلاف نظر دارند. اصطخري
٥ قبيلة كتامه، زناته، مصموده، مليله و صنهاجه (ص ٥١)، و ابن خلدون ٧ قبيلة
اوربه، ازداجه، مصموده، كتامه، صنهاجه، عجيسه و اوريغه را از برانس دانسته
است. ابن خلدون همچنين آورده است كه برخى از نسبشناسان بربر ٣ قبيلة
لمطه، هسكوره و كزوله را نيز از برانس مىدانند (همانجا). برخى نيز در عرب يا
بربر بودن دو قبيلة مهم كتامه و صنهاجه با هم اختلافنظر دارند و گروهى،
آنان را عرب و از اخلاف حمير دانستهاند (همو، ٦(١)/١٩٢؛ سلاوي، ١/٦٥؛ حسن،
٢٩٤). علت اختلاف آن است كه اكثر مورخان، قبايل بربر شهرنشين را زير عنوان
برانس، و قبايل بيابانگرد و چادرنشين را زير مجموعة بتر آوردهاند، حال آنكه
خلاف آن نيز صادق است (به عنوان نمونه، نك: ابن خلدون، ٦(١)/٢٣٩،
٦(٢)/٣١١).
موطن اصلى برانس كوههاي اوراس (همو، ٦(٢)/٣٠٢) در ٨٠ ميلى بجايه و ٦٠ ميلى
قسنطينه (لئون افريقى، ٢/١٠٢) بوده است؛ ليكن به سبب گستردگى و پراكندگى
شعوب و قبايل آن در مغرب اوسط و اقصى، مىتوان ردپاي آنان را در منابع
اسلامى در سواحل درياي محيط (ابن خلدون، ٦(١)/٢٠١) و به خصوص درياي روم در
شهرهايى چون قسنطينه و بجايه (زيستگاه كتامه، عجيسه و هواره، نك: همو،
٦(١)/٢٠٤)، نواحى طرابلس (ابن خردادبه، ٩١) و سرزمينهاي همجوار آن چون برقه
(زيستگاه هواره: ابن خلدون، ٦(٢)/٢٨٤)، الجزاير، مليانه و مديه (مسكن
صنهاجه: همو، ٦(٢)/٣١٢)، و هران (جايگاه قبيلة ازداجه: همو، ٦(٢)/٢٩٣)، شمال
تاهرت تا وهران (مسكن قبيلة اوربه) و در كوههاي غرب مراكش (مساكن مصامده:
دبوز، ١/٣٧) نيز يافت.
به هنگام پيشروي مسلمانان در خاك افريقيه، ابوالمهاجر انصاري در ٥٥ق/٦٧٤م،
كسيله رئيس قبيلة اوربه از بزرگترين و قدرتمندترين قبايل برنس را در
نزديكى تلمسان شكست داد. كسيله اسلام آورد و فرمانده مسلمانان نيز او را
آزاد كرد (ابن خلدون، ٦(٢)/٢٩٧). در ٦٢ق/٦٨٢م همزمان با حكمرانى يزيد بن
معاويه، كسيله با ياري بربرها و فرنگان، عقبة بن نافع و همراهانش را در
تهوده شكست داد و بلافاصله بر قيروان دست يافت (همو، ٦(٢)/٢٩٧- ٢٩٨).
عبدالملك مروان به جبراناين شكست، زهير بن قيس بلوي را بهولايتداري
افريقيه برگزيد. زهير در ٦٦ق/٦٨٦م نيروي كسيله را در ممس نزديك قيروان
شكست داد و كسيله و بسياري از يارانش كشته شدند (همو، ٦(٢)/٢٩٩).
برانس نقش انكارناپذيري در شكل گيري و حمايت دولتهاي بزرگى چون ادريسيان،
فاطميان و زيريان داشتند. قبيلة اوربه از بزرگترين حاميان ادريسيان بودند و
شايد اگر كمكهاي ابوليلى اسحاق بن محمد ابن عبدالحميد اوربى (رئيس قبيلة
اوربه) نبود، دولت ادريسيان در مغرب پانمىگرفت. وي در ١٧٢ق/٧٨٨م ادريس
بن عبدالله را كه در جريان فخ از مدينه گريخته بود، به گرمى پناه داد و
بربرها را به سوي او فراخواند. به اين ترتيب، قبايل متعددي چون زُواغه،
لُواته، سُدراته، غياته، نفره، مكناسه و غُماره با او بيعت كردند و به
فرمان او گردن نهادند (همو، ٦(٢)/٣٠٠؛ سلاوي، همانجا). قبيلة كتامه نيز با
حمايت از ابوعبدالله شيعى نقش مؤثري در برپايى نظام فاطمى در مغرب داشتند
(همانجا).
از جمله دولتهاي بزرگى كه از ميان برانس برخاستند، مىتوان از بنى زيري و
مرابطون كه از قبيلة صنهاجه، و نيز از موحدون كه از قبيلة مصامده
برخاستهاند، نام برد (همو، نيز حسن، همانجاها).
كوهى به نام برانس در مغرب اقصى در ١٥ ميلى شمال تازا وجود داشته (لئون
افريقى، ١/٣٥٧؛ نيز نك: اطلس...، ١٦٧) كه نام خود را از اين طايفة بربر گرفته
است. علاوه بر اين، كوه ديگري نيز به نام جبل برانس در اندلس (ياقوت،
١/٧٣٣) بوده كه نام خود را از بربرهاي برانس - اوربه كه در فتوحات اندلس
شركت داشته، و در اين ناحيه مستقر شدهاند، برگرفته است. امروزه اين كوه
سيرا دِ آلماذن١ خوانده مىشود I/١٠٣٧) , ٢ .(EI
مآخذ: ابن حزم، على، جمهرة انساب العرب، بيروت، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ ابن
خردادبه، عبيدالله، المسالك و الممالك، به كوشش دخويه، ليدن،
١٣٠٦ق/١٨٨٩م؛ ابن خلدون، العبر؛ اصطخري، ابراهيم، مسالك و ممالك، ترجمة
كهن فارسى، به كوشش ايرج افشار، تهران، ١٣٧٣ش؛ اطلس تاريخ الاسلام حسين
مونس، قاهره، ١٤٠٧ق/ ١٩٨٧م؛ حسن، على حسن، الحضارة الاسلامية فى المغرب،
قاهره، ١٩٨٠م؛ دبوز، محمدعلى، تاريخ المغرب الكبير، ١٣٨٤ق/١٩٦٤م؛ سلاوي،
احمد، الاستقصاء، به كوشش جعفر ناصري، دارالبيضا، ١٩٥٤م؛ لئون افريقى، حسن
بن محمد وزان، وصف افريقيا، ترجمة محمد حجى و محمد اخضر، بيروت، ١٩٨٣م؛
ياقوت، بلدان؛ نيز: . ٢ EI
مريم حسندوست