دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٧٠٣
| بربرا جلد: ١١ شماره مقاله:٤٧٠٣ |
بَرْبَرا، شهر و بندري مسلماننشين در شمال كشور سومالى، واقع بر ساحل خليج
عدن در ١٠ و ٢٧ عرض شمالى و ٤٥ و ١ طولشرقى. شهر بربرا در فاصلة ٣١٥ كيلومتري
جنوب شرقى بابالمندب و ٢٦٥ كيلومتري جنوب عدن، در شمال شرقى شاخ افريقا
واقع شده است (كوك، ٤٨٧؛ سامى، ٢/١٢٧٣). اين شهر به روزگار كهن مالائو
نامداشت و مسلمانان آنرا بربراناميدند (ابوالفدا، ١٥٨؛ ابوعبيد، ١/٢٣٩؛ كاسن،
.(١١٦-١١٧ به گفتة مسعودي (١/٢٣١)، خليج عدن را دريانوردان، درياي بربرا
مىنامند و ناحية بربرا از بلاد زنج و حبشه بر كرانة آن واقع است. قلقشندي
(٣/٢٤٣) بربرا را مركز زغاوه از بلاد سياهان شمرده، و ابن بطوطه كه خود آنجا
را ديده، آورده است كه بربرا از راه دريا ٤ روز با عدن فاصله دارد
(٢/١٧٩-١٨٠). به نظر مىرسد كه دين اسلام از سدههاي نخستين هجري، به بربرا
وارد شده (نك: مسعودي، ١/٢٣٢)، اما گسترش آن مربوط به سدة ٧ق به بعد و براثر
سفرهاي بازرگانان مسلمان از يمن، حضرموت، بحرين و غير آن بهشرق افريقا، و
ارتباط با اين شهر و نيز اقامت مسلمانان در آنجا بوده است (نك: حسن، ١٣؛
كوك، ٤٩٨). بربرا به تدريج به يكى از مراكز مهم اسلام در منطقه تبديل شد
(همو، ٥٠٠؛ فيتزگيبن، .(٦
در نزديكى بربرا كوهى وجود دارد كه به ياد اولين گروه مبلغان مسلمان كه
پيش از پراكنده شدن در نقاط مختلف افريقا، در اطراف آن اجتماع كردند، كوه
«اولياء» ناميده شده است (حسن، ١٣٤). رخنة استعمار اروپايى به بربرا در
اوايل سدة ١٠ق/١٦م با تاراج اين شهر توسط نيروهاي پرتغالى آغاز شد
(تريمينگام، .(٧٧ در ١٨٧٠م خديو مصر، نمايندهاي به بربرا فرستاد و در ١٨٧٥م
نيروهاي مصري اين شهر را اشغال كردند؛ اما با پيدايش و گسترش جنبش مهدي
سودانى در ١٨٨٢م آن را ترك گفتند (فيتزگيبن، .(١٠-١١ نيروهاي انگلستان در
١٨٨٥م اين شهر را اشغال كردند (تريمينگام، ١٣٢ .(١٢٤, پس از استقلال سومالى،
نوسازي بندر بربرا از ١٩٦٩م/١٣٤٨ش به دولت شوروي واگذار گرديد (كوك، ٤٨٧،
٤٩٦)، ولى در اوايل دهة ١٩٨٠م، اين شهر محل استقرار پايگاه نيروهاي
آمريكايى شد و مخالفت افريقاييان با اين امر، به بروز اغتشاشاتى در بربرا و
ديگر نقاط انجاميد (نك: فيتزگيبن، ٨٤ .(٨١-٨٢,
جمعيت بربرا در ١٩٨٠م/١٣٥٩ش حدود ٦٥ هزار نفر بوده است ( بريتانيكا،.(II/١١٨
بيشتر ساكنان اين شهر مسلمانِ زيدي و شافعى هستند، و نيز اين شهر مركز طريقة
صوفية قادريه در شمال سومالى به شمار مىرود و جايگاهى به نام «مقامِ»
عبدالقادر گيلانى هم در آنجا واقع است (ابن بطوطه، ٢/١٨٠؛ دمشقى، ١٦٢؛ كوك،
٥٠٠ -٥٠١). ساكنان بربرا از شاخههاي نژادي زنگى، حبشى و ايساك سومالى هستند
(ابوالفدا، ١٥٩؛ ابن بطوطه، دمشقى، همانجاها؛ مسعودي، ١/٢٣١؛ كوك، ٤٨٨) و به
نوشتة ياقوت (١/٥٤٣)، به زبانى سخن مىگفتند كه هيچ كس جز خود آنها
نمىفهمند.
بادهاي موسمى در اين شهر بندري به گونهاي است كه از اواسط بهار تا اواسط
پاييز حركت كشتيها و فعاليت بازرگانى در آن نيمه تعطيل است، اما به محض
تغيير هوا سيل كالاهاي بازرگانى از يمن، مسقط و ديگر نقاط به اين بندر جاري
مىشود و از اواسط فروردين انواع صنايعدستى از نقاط مختلف در آن عرضه
مىگردد (نك: كاسن، .(٢٨٧-٢٨٨ حيوانات وحشى كمياب از جمله زرافه، پلنگ، ببر،
كرگدن و فيل در آنجا فراوان است و در سواحل آن عنبر يافت مىشود. صمغ درخت
بدليون در كوهستانهاي جنوب و جنوب شرقى اين شهر فراوان است (نك: همو، .(١٢٤
بربرا در دوران معاصر اهميت خود را به عنوان مركزي تجاري كم و بيش حفظ
كرده، اما بخشى از نقش تجاري آن به شهرهاي ديگر انتقال يافته است
(تريمينگام، .(٢٧٥
مآخذ: ابن بطوطه، رحلات، به كوشش دفرمري و سانگينتى، فرانكفورت، ١٤١٤ق/
١٩٩٤م؛ ابوعبيد بكري، عبدالله، معجم ما استعجم، به كوشش مصطفى سقا، بيروت،
١٤٠٣ق/١٩٨٢م؛ ابوالفدا، تقويمالبلدان، به كوشش رنو و دوسلان، پاريس،
١٨٤٠م؛ حسن، حسن ابراهيم، انتشار الاسلام و العروبة فيمايلى الصحراء الكبري،
قاهره، ١٩٥٧م؛ دمشقى، محمد، نخبة الدهر، به كوشش مرن، لايپزيگ، ١٩٢٣م؛
سامى، شمسالدين، قاموس الاعلام، استانبول، ١٨٨٩م؛ قلقشندي، احمد،
صبحالاعشى، قاهره، ١٣٨٣ق/١٩٦٣م؛ كوك، ژ. م.، مسلمانان افريقا، ترجمة
اسدالله علوي، مشهد، ١٣٧٣ش؛ مسعودي، على، مروج الذهب، به كوشش باربيه
دومنار، پاريس، ١٨٦١م؛ ياقوت، بلدان؛ نيز:
Britannica, ١٩٨٦; Casson, L., The Periplus Maris Erythraei, Princeton, ١٩٨٩;
Fitzgibbon, L., The Betrayal of the Somalis, London, ١٩٨٢; Trimingham, J. S.,
Islam in Ethiopia, London, ١٩٥٢.
پرويز امين