دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٦٤٠
| بدعيه جلد: ١١ شماره مقاله:٤٦٤٠ |
بِدْعيّه، نام گروهى از خوارج (ه م) كه پيرو فرد ناشناختهاي به نام يحيى
بن اَصْرم (يا اَصْدم: شهرستانى، ١/١٣٤؛ نك: امين، ٥٤) بودهاند. ظاهراً از
اين رو آنان را بدعيه خواندهاند كه بدعتهايى را در فرقة خود باب كرده
بودند. اشعري معتقد است كه عقايد بدعيه همچون باورهاي ازارقه (ه م) است،
با اين تفاوت كه بدعيه نمازهاي واجب را فقط ٤ ركعت مىدانند: دو ركعت در
بامداد و دو ركعت در شامگاه (اشعري، ١/٢٠٦؛ نيز نك: عبدالقادر گيلانى، ١/٨٦؛
مقدسى، ٥/١٣٨). آنان نظر خود دربارة شمار ركعتهاي نماز را بر آية «وَ اَقِمِ
الصَّلاةَ طَرَ فَىِ النَّهارِ وَ زُلَفاً مِنَ اللَّيْلِ...» (هود/١١/١١٤)
مستند مىكردند (عبدالقادر گيلانى، همانجا). به گفتة عبدالقادر گيلانى بدعيه
همانند ازارقه معتقد بودند كه به دليل آية: «... رَبَّ لا تَذَرْ عَلَى
الاْرْضِ مِنَ الْكافِرينَ دَيّاراً: خدايا، بر روي زمين هيچ كافري باقى
مگذار» (نوح/٧١/٢٦)، مىتوان زنان كافران را اسير، و كودكانشان را كشت
(همانجا). شهرستانى برخلاف اشعري، معتقد است كه بدعيه، دستهاي از
ثعالبهاند (نك: همانجا).
بدعيه چنين ادعا كردهاند كه هر كه به باورهاي آنان ايمان داشته باشد،
قطعاً اهل بهشت است و گفتن «اِنْ شاءَ الله» در اين مورد جايز نيست؛ چه،
اين جمله به معناي ترديد در اعتقاد ياد شده، و خلاف قطع است (ابوالمعالى،
٤٨؛ امين، همانجا). در مورد عقيدة بدعيه دربارة نماز، نظر ديگري نيز وجود دارد؛
در برخى منابع آمده است كه به عقيدة آنان نماز فقط ٣ ركعتى است و نماز يك
ركعتى و ٢ ركعتى در شرع تجويز نشده است (ابن مرتضى، ٢٥). اين دو قول در
مورد نماز را چگونه مى توان با يكديگر جمع كرد؟ گر چه اظهار نظر قطعى در اين
مورد، ناممكن است، شايد بتوان قول دوم را به گروهى ديگر كه آنان نيز
بدعيه ناميده شدهاند، نسبت داد (نك: امين، ٥٣ -٥٤). البته از عقايد آن
گروه، اطلاع چندانى در دست نيست، ولى بدعيهاي كه از آنان سخن مىگوييم،
به اجماع نويسندگان فرق، در مورد نماز، به همان عقيدة نخست پاي بند
بودهاند.
بدعيه حج را در هر سال جايز مىدانستند (ابن مرتضى، همانجا؛ به گفتة امين در
همة ماههاي سال، نك: همانجا)؛ روزه گرفتن را بر حائض واجب مىشمردند (ابن
مرتضى، همانجا) و خوردن ماهى بدون ذبح را تحريم كرده بودند. بدعيه گرفتن
جزيه، از مجوس را جايز نمىدانستند (امين، همانجا)؛ و اين شايد ناشى از آن
بوده است كه آنان تحت تأثير ازارقه، به ايرانيان كه از سوي عربها، مجوس
خوانده مىشدند، تمايل داشتهاند (براي تفصيل بيشتر در مورد گرايش ازارقه به
ايرانيان، نك: ه د، ازارقه).
مآخذ: ابن مرتضى، احمد، المنية و الامل فى شرح الملل و النحل، به كوشش
محمد جواد مشكور، دمشق، ١٩٨٨م؛ ابوالمعالى، محمد، بيان الاديان، به كوشش
هاشم رضى، تهران، ١٣٤٢ش؛ اشعري، على، مقالات الاسلاميين، به كوشش محمد
محيىالدين عبدالحميد، قاهره، ١٣٦٩ق/١٩٥٠م؛ امين، شريف يحيى، معجم الفرق
الاسلامية، بيروت، ١٤٠٦ق/١٩٨٦م؛ شهرستانى، محمد، الملل و النحل، به كوشش
محمد سيد كيلانى، بيروت، دارالمعرفه؛ عبدالقادر گيلانى، الغنية لطالبى طريق
الحق، دمشق، دارالالباب؛ قرآن كريم؛ مقدسى، مطهر، البدء و التاريخ، به
كوشش كلمان هوار، پاريس، ١٨٩٩م. جواد فيروزي