دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٧٦٥
| برقعيد جلد: ١١ شماره مقاله:٤٧٦٥ |
بَرْقَعيد، يكى از چند شهر واقع در ميان راه كاروانرو موصل به نصيبين در
سدههاي ٣ تا ٦ق/٩ تا ١٢م. موقعيت كنونى آن را شايد بتوان مكانى در
منتهىاليه غرب استان جزيرة سوريه در محل تل رُمَيلان (نك: ٢ )، EIواقع در
٤٢ طول شرقى و ٣٦ و ٥٥ عرض شمالى دانست (نك: ١ .(EI
برقعيد در پايان سدة ٣ق شهري بزرگ از توابع موصل در سرزمين بقعاء بوده است
(نك: ياقوت، ١/٥٧١) و آن را يكى از شهرهاي ديار ربيعه برشمردهاند (ابن
خردادبه، ٩٥؛ مقدسى، ١٣٧) كه طايفهاي از تغلبيان در آنجا اقامت داشتهاند؛
از جمله خاستگاه سيفالدولة حمدانى و خاندان تغلبى وي بوده است (ابن
حوقل، ١/٢٢١؛ ياقوت، ١/٥٧٢). برقعيد ميان دو شهر «بلد»، در كنارةدجله و «جسر»
واقع بوده، و بهگفتة ادريسى فاصلة آن از موصل حدود ٥٧ ميل و تا نصيبين حدود
٤٥ ميل بوده است (٢/٦٦٠ -٦٦١؛ نيز نك: ابن حوقل، ١/٢٠٨؛ ياقوت، همانجا).
برقعيد در سدة ٣ق شهري وسيع با برج و بارو و ٣ دروازه بود. چون كاروانهاي
موصل به نصيبين از آنجا مىگذشت، شهري پرجمعيت بود و تجارت در آن رونق
داشت و داراي ٢٠٠ دكان بود. وجود آب گوارا و زراعت گندم و جو نيز آن را به
شهري خرم و آبادان بدل كرده بود ( حدود العالم، ١٥٥؛ ابن حوقل، ١/٢٢١؛
ادريسى، ٢/٦٦١؛ ياقوت، ١/٥٧١).
در سدة ٤ق معزالدولة ديلمى در نبرد با ناصرالدولة حمدانى، برقعيد را پايگاه خود
قرار داد تا از اخبار ناصرالدوله آگاه شود (نك: ابن اثير، ٨/٥٥٣ -٥٥٤).
در اواخر سدة ٦ و اوايل سدة ٧ق برقعيد از رونق افتاد. ياقوت از قول برخى از
اهالى اطراف، علت آن را ناامنى منطقه بر اثر راهزنى مردم آنجا دانسته است
(همانجا). حريري نيز در سدة ٦ق ماجراي خطر كردن راوي داستانهاي خويش و
گذشتن از برقعيد را شرح داده است (ص ٤٦). كاروانهاي تجاري پس از رو به رو
شدن با كردار زشت اهالى و مشاهدة سرقت اموالشان، راه امن و بهتري را كه از
شهر باشَزّي مىگذشت، انتخاب كردند و رونق بازرگانى از برقعيد به باشزي
منتقل شد و برقعيد نيز روي به ويرانى نهاد تا آنجا كه در اواخر سدة ٧ق جز
گروهى بى سر و سامان در آن باقى نماندند (نك: ياقوت، ١/٥٧١ - ٥٧٢؛ قزوينى،
٣٠٦-٣٠٧). ياقوت برخى از راويان را به آن ديار منسوب مىداند (١/٥٧٢ - ٥٧٣).
اكنون فقط نام و ويرانهاي از برقعيد و باشزي باقى مانده است (نك: تاچ،
.(٦٢-٦٤
مآخذ: ابن اثير، الكامل؛ ابن حوقل، محمد، صورة الارض، به كوشش كرامرس،
ليدن، ١٩٣٨م؛ ابن خردادبه، عبيدالله، المسالك و الممالك، به كوشش دخويه،
ليدن، ١٨٨٩م؛ ادريسى، محمد، نزهة المشتاق، بيروت، ١٤٠٩ق/١٩٨٩م؛ حدود
العالم، بهكوشش منوچهر ستوده، تهران، ١٣٦٢ش؛ حريري، قاسم، مقامات، ترجمة
فارسى، بهكوشش على رواقى، تهران، ١٣٦٥ش؛ قزوينى، زكريا، آثار البلاد،
بيروت، ١٣٨٠ق/ ١٩٦٠م؛ مقدسى، محمد، احسن التقاسيم، به كوشش دخويه، ليدن،
١٩٠٦م؛ ياقوت، بلدان؛ نيز:
EI ١ ; EI ٢ ; Tuch, F., X Erl L uterungen und Berichtigungen zu orientalischen
Schriftstellern n , ZDMG, ١٨٤٧, vol. I.
سيمين محقق