دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٣٨٢
| بافق جلد: ١١ شماره مقاله:٤٣٨٢ |
بافْق، نام شهرستانى در خاور استان يزد كه مركز آن نيز بافق نام دارد.
شهرستان بافق: اينشهرستان با ٢٩٨ ،١٥كم٢ مساحت درحاشية كوير مركزي ايران
واقع شده است و از لحاظ وسعت دومين شهرستان استان يزد به شمار مىرود و
جمعيت آن ٨٣٥ ،٤١نفر است. بافق از شمال به شهرستانهاي اردكان و طبس، از
خاور به شهرستانهاي كرمان و زرند، از جنوب به شهرستان رفسنجان و از باختر
به شهرستانهاي يزد و مهريز محدود است. اين شهرستان متشكل از ٢ بخش به
نامهاي مركزي و بهاباد، و ٦ دهستان است ( آمارنامه...،١٣؛ فرهنگ جغرافيايى
آباديها...، ١٤؛ سرشماري ...، سى و نه). در شمال خاوري شهرستان بافق كوه
سفيد و كوه خنزا و در خاور آن، كوه بافق به بلندي ٢٠٢ ،٢متر و بدبخت كوه
به بلندي ٢٤٩ ،٢متر قرار دارد (همان، ١٣). كوير درانجير در باختر بافق از شمال
به جنوب كشيده شده است و در ميان آن چند باتلاق وجود دارد. رود مهم اين
شهرستان رود فصلى شوري است كه از حوالى زرند كرمان سرچشمه گرفته، پس از
عبور از ١٢ كيلومتري باختر بافق وارد كوير درانجير مىگردد. آب و هواي اين
شهرستان كويري است و در فصول بهار و تابستان و پاييز بادهاي موسمى شديدي در
آنجا مىوزد (همانجا). درختچههاي گز كه در اين منطقه به ويژه اطراف
راهآهن بافق - يزد كاشته شده عامل مهمى براي تثبيت شنهاي روان است (
جغرافيا...،٢/١٣٦٩؛نك:قباديان،٦٥-٦٩).
محصولات عمدة بافق گندم، جو، زيرة سبز، پنبه و روناس، و ميوههاي آن خرما،
انگور، پسته، بادام، گردو، انار و توت است. در دشتهاي پيرامون بافق، آهو،
گورخر، و در كوهها قوچ و ميش وجود دارد. دامداري در آنجا محدود است و بيشتر در
بخش بهاباد پرورش گوسفند و بز، به خصوص شتر رواج دارد ( فرهنگجغرافيايى
آباديها، همانجا؛ نك: آبادان...، .(٦٩ اين شهرستان از نظر معادن آهن،
اورانيوم، منگنز، سرب و روي، غنى است و اين معادن بيشتر در مناطق چغارت،
چادرملو، چاه گز، ناريگان، كوشك و بهاباد قرار دارد ( جغرافيا،٢/١٣٧٠، حواشى
١-٦). وجود اين معادن يكى از عوامل مهم جذب جمعيت به شهرستان بافق بوده
است و اكثريت كشاورزان نيز به سبب پايين بودن بازدهى كشاورزي، شغل اصلى
خود را رها كرده، به كار در معادن يا بخش خدمات مشغول هستند (همان،
٢/١٣٦٨-١٣٦٩).
شهر بافق: اين شهر واقع در بخش مركزي شهرستان بافق در ٥٥ و ٢٤ طول شرقى و
٣١ و ٣٥ عرض شمالى قرار دارد (مفخم، ٥٦). بنابر سرشماري آبان ١٣٧٥، جمعيت
اين شهر ٠٦٨ ،٢٥نفر بوده است ( سرشماري...،همانجا). هواي بافق گرم است و
آب آن كه از قناتهاي قديمى و چشمههاتهيهمىشود، قدري شورمزهاست (
ايرانيكا،؛ III/٣٩١ آبادان، همانجا). قسمت مركزي شهر داراي بافتى قديم با
كوچههاي تنگ و ديوارهاي بلند و آثاري از برجهاي كهن است ( جغرافيا،٢/١٣٦٩).
تاريخ بافق در سدههاي نخستين اسلامى روشن نيست و جغرافى نويسان آن
روزگار از آن نام نبردهاند؛ نخستينبار در منابع دورة سلجوقى از اين شهر نام
برده شده است (نك: محمد بن ابراهيم، ٤٠، ١٠٩، ١٨٠، ١٨١). در نيمة دوم سدة
٦ق/١٢م در دورة حكومت ملك ارسلان سلجوقى بر كرمان، ولايت بافق به همراه
بهاباد و داور و كوبنان به اتابك يزد سپرده شد (همو، ١٨٠). اين شهر در دورة
تيموري محل زد و خورد برخى از امرا و شاهزادگان بوده (نك: يزدي، ١٥، ١٠٩،
١٢٠، ١٥٠)، و در دورة صفوي از مهارت و شجاعت تفنگچيان بافق و بهاباد ياد شده
است. بافق در اين دوره قصبهاي بيش نبوده، و مستوفى بافقى مورخ سدة ١١ق
از آن با عنوان «قصبة طيبه» و «دارالشجاعه» ياد كرده است (٣/٢٧٧، ٢٨١، ٢٩٣).
مؤلف بستان السياحه، در سدة ١٣ق بافق را از توابع يزد و ناحيهاي كماهميت
با هواي گرم وصف نموده است (شيروانى، ١٣٠).
بافق درگذشته از توابع كرمان به شمار مىرفت، اما از حدود سال ١١٨٨ق به
ولايت يزد پيوست (خيرانديش، ١٨). در تقسيمات كشوري ١٣٣٢ش بافق يكى از
بخشهاي شهرستان يزد در استان اصفهان بود ( فرهنگجغرافيايى ايران، ١٠/٣٤)؛
اما پس از تشكيل استان يزد و اهميت يافتن منطقه به واسطة كشف و استخراج
معادن كه موجب افزايش جمعيت آن نيز گرديد، به صورت شهرستان درآمد (نك:
فرهنگ جغرافيايى آباديها، ١٢-١٣).
از بناهاي تاريخى شهر بافق مىتوان به مقبرة امامزاده عبدالله بن موسى
كاظم(ع) و مسجد جامع و اماكن مذهبى مانند پير مراد و قاضى ميرجعفر و چشمة
پيروزي اشاره كرد. از خانة وحشىِ بافقى - شاعرِ نامىِ بافق - خرابههايى بر
جا مانده كه از آن به عنوان يك اثر تاريخى محافظت مىشود (
جغرافيا،٢/١٣٧٠). علاوه بر وحشى بافقى، برادرش مرادي بافقى و استادش
شرفالدين على بافقى و سخنورانى همچون نجاتى بافقى و همتى بافقى همه از
مشاهير اين منطقهاند (نخعى، ١٧؛ آذر، ٦٢١ -٦٢٢، ٦٣٤ - ٦٣٥).
مآخذ: آذر بيگدلى، لطفعلى، آتشكده، به كوشش حسن سادات ناصري، تهران،
١٣٣٦ش؛ آمارنامة استان يزد (١٣٧٦ش)، سازمان برنامه و بودجة استان يزد،
تهران، ١٣٧٧ش؛ جغرافياي كامل ايران، وزارت آموزش و پرورش، تهران، ١٣٦٦ش؛
خيرانديش، اسدالله، با من به كرمان بياييد، تهران، ١٣٦٨ش؛ سرشماري عمومى
نفوس و مسكن (١٣٧٥ش)، نتايج تفصيلى، شهرستان بافق، مركز آمار ايران،
تهران، ١٣٧٦ش؛ شيروانى، زينالعابدين، بستان السياحة، تهران، ١٣١٥ق؛ فرهنگ
جغرافيايى آباديهاي كشور، سازمان جغرافيايى نيروهاي مسلح، تهران، ١٣٦٩ش، ج
٨٣؛ فرهنگ جغرافيايى ايران (آباديها)، استان دهم، دايرة جغرافيايى ستاد
ارتش، تهران، ١٣٣٢ش؛ قباديان، عطاءالله، سيماي طبيعى استان يزد در ارتباط
با مسائل كويري، يزد، ١٣٦١ش؛ محمد بن ابراهيم، سلجوقيان و غز در كرمان، به
كوشش باستانى پاريزي، تهران، ١٣٤٣ش؛ مستوفى بافقى، محمد مفيد، جامع مفيدي،
به كوشش ايرج افشار، تهران، ١٣٤٠ش؛ مفخم پايان، لطفالله، فرهنگ آباديهاي
ايران، تهران، ١٣٣٩ش؛ نخعى، حسين، مقدمه بر ديوان وحشى بافقى، تهران،
١٣٣٩ش؛ يزدي، حسن، جامعالتواريخ حسنى، به كوشش مدرس طباطبايى و ايرج
افشار، كراچى، ١٩٨٧م؛ نيز:
Abadan and Southwestern Iran, ed. L. W. Adamec, Graz, ١٩٨٩; Iranica.
ابوالحسن مبيّن