دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٦٤٥
| بدليسى، حكيمالدين جلد: ١١ شماره مقاله:٤٦٤٥ |
بِدْليسى، حكيمالدينادريس بن حسامالدين على (د ذيحجة ٩٢٦/ نوامبر ١٥٢٠)،
مورخ و دولتمرد ايرانى تبار در دربار سلاطين عثمانى. وي كردنژاد بود و در
بدليس كردستان زاده شد. پدرش حسامالدين على از عارفان زمان خود به شمار
مىرفت (هامر پورگشتال، ٢/٨٦١؛ II/٧١٥ , ١ .(EI
بدليسى نخست از منشيان خاص دربار يعقوب بيك آق قويونلو (حك ٨٨٣
-٨٩٦ق/١٤٧٨-١٤٩١م) بود و به سبب نامة تهنيتى كه در ٨٩٠ق از سوي سلطان
يعقوب به سلطان بايزيد دوم (حك ٨٨٦ - ٩١٨ق) نوشت، توجه و تحسين سلطان
عثمانى را برانگيخت (هامر پورگشتال، ١/٧١٤، ٢/٨٦١؛ ريو، .(I/٢١٦-٢١٧ بر اثر
سياست مذهبى شاه اسماعيل اول صفوي (حك ٩٠٧-٩٣٠ق) نسبت به كردان سنى
مذهب، بدليسى در ٩٠٧ق به خاك عثمانى مهاجرت كرد و با استقبال گرم سلطان
بايزيد، به دربار وي راه يافت IV/١١٤٢) , ١ ؛ EIريو، ؛ I/٢١٧ ميرجعفري، ٣٩٨؛
طاش كوپريزاده، ١٩٠-١٩١؛ هامر پورگشتال، ١/٧١٤- ٧١٥). به درخواست بايزيد،
بدليسى تاريخ مفصلى دربارة خاندان عثمانى نگاشت (نك: دنبالة مقاله)، اما
سلطان عثمانى به بهانة اينكه بدليسى در تاريخ خود نسبت به ايرانيان، بيش
از حد تساهل روا داشته است، از پرداخت حقالزحمة وي سرباز زد. بدليسى كه
رنجيده بود، از سلطان اجازة سفر خواست و سرانجام در ٩١٧ق به مكه رفت و از
آنجا نامهاي كم و بيش تهديدآميز در اعتراض به حقوق پايمال شدة خود براي
بايزيد فرستاد (نك: I/١٢٠٧ , ٢ ؛ EIاونات، .(١٩٨-١٩٩ پس از جلوس سليم اول
عثمانى (حك ٩١٨-٩٢٦ق) و با دعوت وي، بدليسى در ٩١٨ق به استانبول بازگشت (
٢ ، EIهمانجا) و چندي بعد در لشكركشى سلطان سليم به ايران براي مقابله با
شاه اسماعيل صفوي، همراه وي بود (هامر پورگشتال، ٢/٨٤٦)، اما نقش مهمتر
وي، ايجاد اتحاد ميان سران طوايف كرد و سلطان سليم بود كه به پيروزيهاي
بزرگ عثمانيان منجر شد (بدليسى، ٥٣٧ - ٥٣٨؛ سعدالدين، ٢/٣٠٤؛ هامر پورگشتال،
همانجا؛ بروسهلى، ٣/٦ -٧).
بدليسى در جنگ حصن كيفا كه ٢ سال پس از جنگ چالدران (٩٢٠ق/١٥١٤م) روي
داد، شركت كرد و در پيروزي كردان بر سپاه قزلباش، همراه آنان بود (هامر
پورگشتال، ٢/٨٦٢). پس از فتح ديار بكر و ماردين، سلطان عثمانى سازماندهى
نواحى فتح شده را به بدليسى سپرد و چون وي از خود كفايت نشان داد، سلطان
سليم، نامهاي تشويقآميز به همراه هدايايى گرانبها براي او فرستاد
(سعدالدين، ٢/٣٠٤، ٣٢٢؛ هامر پورگشتال، ٢/٨٦٣ -٨٦٤، ٨٧٤ - ٨٧٥، ٨٧٧؛ IV/١١٤٢-١١٤٣
, ١ .(EIبدليسى در لشكركشى سليم به مصر نيز، وي را همراهى كرد و در همين سفر
بود كه با وجود ممانعت وزرا، بدرفتاري مقامات بلندپاية ترك را در مصر ضمن
قصيدهاي فارسى، به اطلاع سلطان رساند و خود به استانبول بازگشت (هامر
پورگشتال، ٢/٨٧٧، ٩٢١- ٩٢٢؛ ريو، همانجا). بدليسى در استانبول درگذشت و در محلة
ايوب سلطان در مسجد شريف كه همسرش زينب خاتون ساخته بود، به خاك سپرده
شد (بروسهلى، همانجا؛ ريو، .(I/٢١٩
آثار: از بدليسى آثاري در موضوعهاي مختلف بر جاي مانده كه مهمترين آنها
هشت بهشت يا تاريخ آل عثمان است. اين اثر نخستين تاريخ رسمى عثمانيان
است كه نگارش آن از ٩٠٨ق، به مدت ٢ سال و ٦ ماه طول كشيد. هشت بهشت كه
بدليسى در چند جا از آن با عنوان الصفات الثمانية فى ذكر اخبار القياصرة
العثمانية نيز ياد كرده است (نك: ؛فلوگل، I/٢١٧Šøþ¤ ؛شورا، II/٢١٧
٢/١٥٦،١٠(٣)/١٣٧٠-١٣٧١)، مشتمل بر تاريخ خاندان عثمانى از ٧١٠ق تا روزگار
بايزيد دوم است (ريو، همانجا). هشت بهشت وقايع روزگار ٨ سلطان عثمانى را در
٨ كتيبه در برمىگيرد. افزون بر اين، بدليسى يك خاتمة طولانى به شعر، در
مكه نگاشت و به پايان كتاب افزود (همو، ؛ I/٢١٧-٢١٨ استوري، .(I(١)/٤١٣ پس
از درگذشت بدليسى، پسرش ابوالفضل (د ٩٨٧ق) - كه او نيز از دولتمردان روزگار
خود بود - ذيلى كه شامل وقايع پادشاهى سلطان سليم اول بود، بر هشت بهشت
با عنوان سليمنامه نگاشت (ريو، ؛ I/٢١٨-٢١٩ استوري، ؛ I(١)/٤١٦ قس: بهار،
٣/٣٠٠، كه اين ذيل را تا ٩٥٢ق يعنى دورة حكمرانى سليم دوم دانسته است).
هشت بهشت نه تنها از لحاظ تاريخى، بلكه از نظر سبك متصنع و متكلفانة آن كه
به تقليد از جهانگشاي جوينى، تاريخ وصاف، و آثار معينالدين يزدي و
شرفالدين يزدي نوشته شده است، از آثار منحصر به فرد روزگار خود به شمار
مىآيد (ريو، )؛ I/٢١٧ اما بهار آن را نمونة ناقصى از تاريخ ابن بىبى دانسته
است (همانجا). عبدالباقى سعدي در ١١٤٦ق هشت بهشت را به تركى ترجمه كرد
(نك: شوكرو، ١٥٧ -١٣١ ؛ براي ترجمة ديگر اين اثر و تفصيل بيشتر، نك: استوري،
.(I(١)/٤١٥-٤١٦ از هشت بهشت نسخههاي متعددي در كتابخانههاي مختلف موجود
است (نك: منزوي، خطى مشترك، ١٠/٦٥٧ - ٦٥٨؛ استوري، ؛ I(١)/٤١٣ بابينگر، .(٤٨
از بدليسى آثار ديگري نيز برجاي مانده است كه برخى از آنها بدينقرارند:
رسالة الاباء عن مواقع الوباء ( آلوارت، شم ٦٣٧١ )؛ رسالة فى النفس (مينگانا،
٦٨٠ )؛ شرح بر گلشن راز شبستري كه در استانبول چاپ شده است (نك: آقابزرگ،
١٣/٢٦٩؛ گلچين معانى، ٨٥؛ منزوي، خطى، ٢(١)/١٢٤٨)؛ شرح مثنوي (مركزي،
١٣/٣٠١٩)؛ مناظرة روزه و عيد (مرعشى، ١٩/٣٨٠-٣٨١)؛ مرآت الجمال (منزوي، خطى،
٥/٣٦٢٤، فهرستواره...، ١/٤٧٢؛ براي ديگر آثار بدليسى، نك:بروسهلى، ٣/٧- ٨؛
حاجىخليفه، ٢/١٢٦٤؛ S,I/٤٦٤ .(GAL,
مآخذ: آقابزرگ، الذريعة؛ بدليسى، شرفخان، شرفنامه، به كوشش محمدعباسى،
تهران، ١٣٤٣ش؛ بروسهلى، محمدطاهر، عثمانلى مؤلفلري، استانبول، ١٣٤٢ق؛ بهار،
محمدتقى، سبكشناسى، تهران، ١٣٤٩ش؛ حاجىخليفه، كشف؛ سعدالدين، محمد، تاج
التواريخ، استانبول، ١٢٨٠ق؛ شورا، خطى؛ طاش كوپريزاده، احمد، الشقائق
النعمانية، بيروت، ١٣٩٥ق/١٩٧٥م؛ گلچين معانى، احمد، « گلشن راز و شروح
مختلف آن»، نشرية كتابخانة مركزي دانشگاه تهران، نسخههاي خطى، تهران، دفتر
٤؛ مرعشى، خطى؛ مركزي، خطى؛ منزوي، خطى؛ همو، خطى مشترك؛ همو، فهرستوارة
كتابهاي فارسى، تهران، ١٣٧٤ش؛ ميرجعفري، حسين، تاريخ تحولات سياسى،
اجتماعى، اقتصادي و فرهنگى ايران در دورة تيموريان و تركمانان، اصفهان،
١٣٧٥ش؛ هامر پورگشتال، يوزف، تاريخ امپراتوري عثمانى، ترجمة ميرزا زكى
علىآبادي، به كوشش جمشيد كيانفر، تهران، ١٣٦٧ش؛ نيز:
Ahlwardt; Babinger, F., Die Geschichtsschreiber der Osmanen und Ihre Werke,
Leipzig, ١٩٢٧; EI ١ ; EI ٢ ; Fl O gel, G., Die arabischen, persischen und t O
rkischen Handschriften der kaiserlich- koniglichen Hofbibliothek zu Wien, Wien,
١٨٦٥; GAL, S; Mingana, A., Catalogue of the Arabic Manuscripts in the John
Rylands Library, Manchester, ١٩٣٤; Rieu, Ch., Catalogue of the Persian
Manuscripts in the British Museum, Oxford, ١٩٦٦; Storey, C.A., Persian
Literature , London , ١٩٢٧ ; S O kr O , M. , X Das He l t Bihi l t des Idr / s
Bitl / s / n , Der Islam, Berlin, ١٩٣١, vol. XIX; Unat, F. R., X Nesr Q tarihi O
zerinde yap o lan ٥ al o smalara toplu bir bak o s n , Belleten, Ankara, ١٩٤٣,
vol. VII, no. ٢٥.
هدي سيدحسينزاده