دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٥٩٤
| البداية و النهاية جلد: ١١ شماره مقاله:٤٥٩٤ |
اَلْبِدايَةُ وَ النَّهاية، مهمترين و معروفترين اثر ابن كثير (ه م) در
تاريخ عمومى و اسلام از آغاز تا عصر مؤلف. به نظر مىرسد كه قصد مؤلف،
نگاشتن اثري با هدف تاريخنگاري نبوده است و آنگونه كه تركيب موضوع اثر و
روش مؤلف در گزينش اخبار مندرج در آن نشان مىدهد، بيان ديدگاه و نگرش
اسلامى دربارة آغاز و انجام آفرينش و خلقت انسان مورد نظر بوده است (ابن
كثير، ١/٦؛ نيز نك: لائوست، .(٦٤
مؤلف در ديباچة كتاب، محتواي آن را به ٣ بخش تقسيم مىكند: «بداية»: از
آفرينش تا پايان زندگى پيامبر اسلام(ص)؛ «خلافت يا تاريخ اسلام»: از وفات
پيامبر(ص) تا عصر مؤلف؛ «نهاية»: در حوادث بزرگ آخر زمان يعنى «فِتَن و
مَلاحِم».
روش ابن كثير در بخش نخست، استناد به قرآن و احاديث قابل اعتماد است و
چنانكه خود گفته، در نقل اسرائيليات، تنها به آنچه موافق شرع و سنت رسول
خداست، استناد كرده است (همانجا). مؤلف در قسمت اول اين بخش، بيشتر به
سرگذشت پيامبران و امتهاي پيشينِ ياد شده در قرآن پرداخته است. قسمت دوم
بخش نخست (بداية) مربوط به سيرت پيامبر اسلام(ص)، و از مفصلترين بخشهاي
كتاب است. در اين بخش اتكاي عمدة ابن كثير بر سيرة ابن اسحاق بوده، با
اينهمه، فقط به همين مأخذ قناعت نكرده است، زيرا گذشته از رجوع به ديگر
كتابهاي مغازي و سِيَر، به قرآن و حديث نيز بسيار استناد كرده است. كتابهاي
جامع حديث، نوشتههاي متأخر در سيرة پيامبر(ص) مانند دلائل النبوة ابونعيم
اصفهانى و ابوبكر بيهقى، مآخذ مربوط به زندگى نامة صحابه و تابعين مانند
معجم طبرانى، معجم الصحابة ابونعيم اصفهانى، اسد الغابة ابن اثير و آثار
متأخرتري چون تهذيب مزي، آثار ذهبى، ابن عساكر، سهيلى و ابن سيد الناس
(نك: لائوست، از مآخذ مهم ابن كثير در تأليف اين اثر بوده است. وي در عين
استفاده از مآخذ پيشينيان، خود نيز جا به جا، به عنوان يك عالم حديث و
رجال، در كيفيت روايت و اسناد و تصحيح خبر اظهار نظر مىكند (مثلاً نك: ٢/١٨٣،
٣/١٢٥، ٥/٣٥٦، ٦/٢٣٥).
در بخش دوم، ابن كثير به شيوة معمول مورخان گذشته، حوادث تاريخى پس از
اسلام را سال به سال به صورت متوالى ياد كرده، و مطالب مربوط به هر سال
را به ترتيب در دو قسمت حوادث و وفيات آورده است. وفيات اين بخش قسمت
قابل ملاحظهاي را تشكيل مىدهد. اين بخش نيز خود دو قسمت متمايز دارد: قسمت
اول از آغاز خلافت تا پايان قرن ٧ق/١٣م و قسمت دوم از آغاز قرن ٨ق/١٤م
به بعد.
در قسمت اول بخش دوم، ابن كثير افزون بر مآخذ بخش نخست، از نوشتههاي
مورخان معروف مانند تاريخ طبري، تاريخ بغداد خطيب، تاريخ دمشق ابن عساكر و
ذيل ابوشامه بر آن، المنتظم ابن جوزي، الكامل ابن اثير، مرآة الزمان سبط
ابن جوزي و ذيل يونينى بر آن، دول الاسلام ذهبى و بسياري ديگر بهرة شايان
برده است (نك: لائوست، .(٧٧-٨٠ دورة پس از مغول در اين قسمت بيشتر به
تاريخ شام و دمشق اختصاص يافته است (همو، .(٨٠-٨١ ابن كثير در اين قسمت
برخى مآخذ مهم تاريخ منطقه را ناديده گرفته است (همو، .(٨١-٨٢ ابن كثير با
وجود استنادهاي مكرر به وفيات ابن خلكان، اين مؤلف را به سبب مجامله و
تسامح در برابر شعرا و كسانى كه از نظر عقيده مبغوض وي بودهاند، نكوهش
كرده است (مثلاً نك: ١١/١١٣، ١٢/٥٣؛ قس: لائوست، .(٨٠ البته بايد يادآور شد
كه البدايه، خود از استشهادات شعري خالى نيست (مثلاً نك: ٢/١٨٣، ٣٣٤- ٣٣٥،
جم).
قسمت دوم بخش دوم، يعنى دورة حيات ابن كثير (نك: ١٤/٩ بب) مانند دورة اخير
قسمت نخست اين بخش ناظر بر تاريخ شام و دمشق، و خود در دو بخش است: بخش
اول متكى بر ذيل برزالى بر تاريخ ابوشامه است و بخش دوم بيان ديدهها و
شنيدههاي خود ابن كثير؛ اين قسمت مأخذ باارزشى براي تاريخ شهر دمشق شمرده
مىشود (نك: لائوست، .(٨٣ واپسين مطالب بخش دوم به وقايع سال ٧٦٧ق/١٣٦٦م
مربوط است.
دربارة دو بخش اخير كتاب، بعضى از محققان پايان كار ابن كثير را وقايع سال
٧٣٨ق و مطالب بعدي را از يكى از شاگردان او، احتمالاً از ابن حجى دانستهاند
(نك: طباخ، ٣٧٧)؛ اما برخى ديگر معتقدند كه القاب و عبارات ستايش آميزي كه
در وقايع سال ٧٦٧ق به مناسبت سخن از درس تفسير ابن كثير از سوي بعضى
شاگردان او افزوده شده، نمىتواند دليلى بر آن باشد كه تأليف اين قسمت به
كسى جز ابن كثير نسبت داده شود (د همان، ٩١-٩٢)، و نظر اخير درستتر مىنمايد.
با اينهمه، احتمالاً و دست كم در برخى نسخههاي البدايه افزودگيهايى به
دست كسانى جز خود مؤلف صورت گرفته است كه منحصر به قسمت پايانى كتاب
نيست (مثلاً نك: ٩/٢٦٧- ٢٦٨، ٣٠٩).
همانگونه كه كار ابن كثير در قسمت اخير البدايه، ذيلى بر نوشتههاي
پيشينيان دربارة تاريخ دمشق بود، پس از او نيز ديگران، ذيلهايى بر نوشتة او
پديد آوردند. از آن ميان ذيل ابن حجى، شاگرد وي، مشتمل بر وقايع سالهاي
٧٤١ تا ٨١٦ق شناختهتر است (سخاوي، ٣١٠؛ نيز نك: لائوست، ٨٥ )؛ انباء الغمر،
اثر ابن حجر، مشتمل بر وقايع پس از ٧٧٣ق را نيز ذيلى بر تاريخ ابن كثير
تلقى كردهاند (نك: ابن صيرفى، ٣٠٧- ٣٠٨)؛ پسر ابن كثير هم ذيلى بر تاريخ
پدرش نوشته بود (نك: سخاوي، همانجا)؛ تاريخ دمشق ابن قاضى شهبه (از ٨١٥ ق
بب)، با در ميان بودن نوشتة ابن حجى، ذيلى ديگر بر تاريخ ابن كثير است
(لائوست، ٨٦ )؛ تاريخ بزرگ عينى (تا ٨٥٠ق) هم نوعى تأليف متكى بر اين اثر
ابن كثير، ملهم از آن و ذيل بر آن شمرده مىشود (همو، ٨٧ ؛ براي ديگر ذيلها
و مختصرهاي آن، نك: ابوملحم، ١/ت - ث).
تا فرا رسيدن عصر عثمانى، چند تن از مورخان دمشق مانند يوسف ابن عبدالهادي،
نعيمى و ابن طولون كما بيش از اهميت نوشتة تاريخى ابن كثير ياد كردهاند
(نك: لائوست، .(٨٧-٨٨ در دورة عثمانى، هر چند مناسب براي يادآوري از مورخ عهد
مماليك نبود (همو، ٨٨ )، تاريخ ابن كثير به قلم محمد بن محمد بن دلشاد به
تركى برگردانده شد (نك: عزاوي، ١/١٩٩).
نخستينبار البداية (فقط دو بخش اول) در ١٤ جلد در قاهره (١٣٥١- ١٣٥٨ق) چاپ
شد. چاپ ديگر آن، در همان حجم، در ١٩٦٦م در بيروت، و بار ديگر در همانجا در
١٩٨٨م به كوشش على شيري، و باز در همانجا و همان سال به تصحيح احمد
ابوملحم و ديگران صورت گرفت.
بخش سوم اين اثر به علت محتواي ويژة آن - كه پيوستگى موضوعى ظاهري با
بخش نخستين ندارد - در چاپهاي كتاب يا فروگذاشته شده، يا به صورتهاي
جداگانه به طبع رسيده است. اين بخش (با عنوان النهاية ) يك بار به كوشش
اسماعيل انصاري در رياض (١٣٨٨ق) در دو جلد، و بار ديگر در قاهره (١٩٨١م)، در
يك مجلد (شامل دو جزء) منتشر، و اخيراً با عنوان النهاية فى الفتن و الملاحم
به تصحيح احمد عبدالشافى در بيروت (١٩٨٨م) طبع شده است. چاپ ديگري از
اين بخش با عنوان النهاية ( الفتن و الملاحم ) به كوشش محمد زينى در مصر در
يك مجلد (شامل دو جزء) انتشار يافته است.
گذشته از چاپهاي ياد شده، قسمتهايى از آن هم به مناسبت محتوا با نامهاي
ويژه استخراج و چاپ شده است: از آن جمله است: بداية الخلق (شامل بخش
اول اثر)، به كوشش محمد جمل، بيروت، ١٩٨٥م؛ المسيح عيسى بن مريم (ع)،
به كوشش ع. ح. محمود، قاهره، ١٩٨٦م و بيروت، ١٩٨٧م؛ قصص الانبياء، كه
بارها چاپ شده است؛ شمائل الرسول و دلائل نبوته و فضائله و خصائصه،
قاهره، ١٣٥١ق، و بار ديگر به كوشش م. عبدالواحد در همانجا در ١٣٨٦ق؛ مولد
رسول الله، به كوشش صلاحالدين منجد، بيروت، ١٩٦١م؛ عمر بن عبدالعزيز، به
كوشش احمد شرباصى، ١٩٦٢م.
مآخذ: ابن صيرفى، على، انباء الهصر بابناء العصر، به كوشش حسن حبشى، قاهره،
١٩٧٠م؛ ابن كثير، البداية؛ ابوملحم، احمد، مقدمه بر البداية و النهاية، بيروت،
١٤٠٥ق/ ١٩٨٥م؛ دهمان، محمد احمد، «ذيل تاريخ الحافظ ابن كثير»، مجلة المجمع
العلمى العربى، دمشق، ١٣٦٤ق/١٩٤٥م، ج ٢٠ (١-٢)؛ سخاوي، محمد، الاعلان
بالتوبيخ، به كوشش روزنتال، بغداد، ١٣٨٢ق/١٩٦٣م؛ طباخ، محمود، «حول تاريخ
الحافظ ابن كثير»، مجلة المجمع العلمى العربى، دمشق، ١٣٦١-١٣٦٢ق/١٩٤٣م، ج
١٨ (١-٢)؛ عزاوي، عباس، التعريف بالمؤرخين، بغداد، ١٣٧٦ق؛ نيز:
Laoust, H., X Ibn Ka t / r historien n , Arabica, ١٩٥٥, vol. II.
يوسف رحيملو