دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٦٨٣
| براذعى جلد: ١١ شماره مقاله:٤٦٨٣ |
بَراذِعى، ابوسعيد خلف بن ابى القاسم اسدي قيروانى (د ح٤٣٨ق/ ١٠٤٦م)،
فقيه مالكى و مؤلف كتاب التهذيب كه در ميان مالكيان غرب اسلامى از
جايگاه ارزشمندي برخوردار است.
او نزد دو تن از مشايخ بزرگ مالكى زمان، ابن ابى زيد و ابوالحسن قابسى،
به تحصيل فقه پرداخت (نك: قاضى عياض، ٤/٧٠٨). به تقريب با درگذشت ابن
ابى زيد در ٣٨٦ق، براذعى راهى سفر شد و در مصر و دمشق در محضر درس استادانى
همچون ابوالقاسم عبيدالله بن محمد ابن خلف، ابوبكر مهندس، عبدالوهاب
كلابى، ابوبكر احمد بن خطاب، ابوبكر ابن ابى الحديد و عبدالله بن محمد بن
هلال، حضور يافت و از آنها بهره برد (ابن عساكر، ٥/٦٦٩).
براذعى پس از چندي، با اندوختههايى علمى، به قيروان بازگشت و به تدريس و
تأليف پرداخت و آثار بسياري نگاشت كه از مهمترين آنها كتاب التهذيب فى
اختصار المدونة است. براذعى در اين دوره، ظاهراً به سبب ارتباط نزديك با
حاكمان عبيدي كه بر اهل سنت سخت مىگرفتند، با بىمهري ديگر عالمان و
بزرگان قيروان رو به رو گشت. همچنين گفته شده است كه طالبان علم به
سبب شعري كه او در تأييد نسب بنى عبيد (فاطميان) سروده، و به نوعى از
ايشان جانبداري كرده بوده است (قاضى عياض، ٤/٧٠٩؛ ابن فرحون، الديباج...،
١١٢)، به او نزديك نمىشدند. از سويى اين امر سبب گشت تا فقيهان و بزرگان،
آثار او را به غير از التهذيب، «طرح» كنند و عملاً او را به انزواي علمى
بكشانند؛ انزوايى كه در نهايت منجر به مهاجرت او از قيروان به صقليه
(سيسيل) شد (ذهبى، ١٧/٥٢٣؛ ابن فرحون، همانجا).
اما آنچه دربارة ارتباط براذعى با دربار حاكمان قيروان و نيز تأييد او از بنى
عبيد گفته شده، جاي تأمل دارد؛ زيرا در قيروان، عملاً دهة ٦ از سدة ٤ق زمان
افول قدرت عبيديان به حساب مىآيد و اين زمانى است كه براذعى دورة
نوجوانى خويش را سپري مىكرده است و اين امر تا حدي قبول روايت ياد شده
را دشوار مىكند. برخى نيز علت عدم اشتهار براذعى در قيروان و طرد او توسط
بزرگان قوم را قدرناشناسى نسبت به استادش ابن ابى زيد و اهانت به وي
دانستهاند (قاضى عياض، ٤/٧٠٨- ٧٠٩) كه البته دباغ به توضيح و نقد اين سخن
پرداخته، و با دفاع از براذعى چنين نسبتى را ناروا دانسته است (٣/١٨٦-١٨٧؛
نيز نك: ابن فرحون، همان، ١١٢-١١٣).
براذعى در صقليه با راهيابى به دربار سلاطين وقت، توانست به معرفى اثر
خود بپردازد و در آنجا شهرت فراوانى به دست آورد. در برخى منابع آمده است
كه براذعى آثارش را در دورة اقامتش در صقليه تأليف نموده است كه بنابر
آنچه گفته شد، چندان قابل پذيرش نمىنمايد (ذهبى، ابن فرحون، همانجاها؛
مخلوف، ١٠٥). ابن فرحون صورت برخى از استفتائات اهل صقليه از وي را درج
كرده است ( درة الغواص، ١٤٠، ١٨٤، ٢٩٥).
دربارة مقام علمى براذعى، افزون بر آنكه كتاب التهذيب او و جايگاه آن در
ميان آثار مالكى، خود نشان از پاية وي دارد، بايد گفت كه آراء فقهى او در
جاي جاي آثار فقهى مالكى بازتاب يافته است (مثلاً نك: ونشريسى، ٥/٣٦٦،
٦/٢٣٧).
براساسآنچه در نسخهاياز كتاب التهذيب او (در كتابخانةازهريه) آمده، براذعى
در ٤٣٨ق در قيروان درگذشته است (نك: فاسى، ١/٣٠٧). از اينرو، بايد گفت كه
وي در اواخر عمر به موطن خود بازگشته بوده است (قس: زركلى، ٢/٣١١).
آثار: براذعى آثار مهمى تأليف نمود كه از آن جمله است: اختصار الواضحة؛
الشرح و التمامات لمسائل المدونة؛ التمهيد لمسائل المدونة؛ و نيز كتابى به
شيوة مشيخه كه در آن از مشايخى نام برده كه آنها را ملاقات كرده، و از
آنها علم اندوخته بوده است (نك: قاضى عياض، ٤/٧٠٩؛ مخلوف، همانجا؛ شكيب
ارسلان، ٢/١٧٠؛ براي نقلياتى از آثار وي، نك: ونشريسى، ٦/٤٤٨، ٤٦٧، ٨/٣٧٤).
اما آنچه سبب شهرت براذعى گشته، تأليف كتاب التهذيب است كه مؤلف در آن
برخلاف روش استادش ابن ابى زيد، و در تبعيت از شيوة المدونه، به ترتيبِ
موضوعات پرداخته، و اضافات ابن ابى زيد را حذف كرده است. اين اثر تأليفى
مستقل از المدونه است و با اثر استادش اختلاف فراوان دارد و حتى در برخى
موارد، سلسله سندش به المدونه، با اسانيد ابن ابى زيد كاملاً متفاوت است
(براي توضيحات، نك: دباغ، ٣/١٨٤-١٨٦). ابن خلدون (٣/١٠٥٨-١٠٥٩) ضمن ذكر اين
اثر در ميان آثار مهم مالكىِ موردتوجه در قيروان، يادآور مىشود كه اين
كتاب، به عنوان متنى درسى آموزش داده مىشده است (نيز نك: قلقشندي،
١/٤٧٣). گويند دانش اندوزان تيمناً آن را از حفظ مىكردند (نك: قاضى عياض،
٤/٧٠٨). اين اثر در زمان مؤلف و پس از او، موجب مناقشات بسياري شده كه خود
نشانى از ميزان توجه به آن است (نك: همو، ٤/٧٠٨-٧٠٩؛ دباغ، همانجا). در آثار
فقهى نيز گاه برخى اشكالات در نقل آراء توسط او ديده مىشود كه از سوي
فقيهان موردنقد قرار گرفته است (مثلاً ابن عبدالرفيع، ٢/٣٨٨-٣٨٩).
نسخههاي بسياري از اين اثر در كتابخانههاي مختلف جهان از جمله كتابخانة
ازهرية مصر، احمد ثالث استانبول، قرويين فاس، ملى پاريس و چستربيتى دوبلين
يافت مىشود (نك: ازهريه، ٢/٣١٤؛ فاسى، ١/٣٠٧-٣١٢؛ دوسلان، شم ١٠٥٤ -١٠٥١ ؛
آربري، شم ٣٩٥٢ ؛ I/٤٧٠-٤٧١ .(GAS, همچنين بر اين اثر شروح و تعليقات بسياري
نوشته شده كه از آن جمله مىتوان به التقييد على تهذيب البراذعى از
ابوالحسن على بن محمد زَرويلى، تعليقهاي از ابومهدي عيسى وانوغى، الشرح
الصغير و نيز الشرح الكبير على التهذيب هر دو از قاسم بن عيسى ناجى اشاره
كرد (نك: فاسى، ١/٣١٢- ٣١٨؛ دوسلان، شم ١٠٥٤ ؛ I/٤٧١; GAS, I/٣٠٢ .(GAL,S,
مآخذ: ابن خلدون، مقدمة، قاهره، ١٣٨٧ق؛ ابن عبدالرفيع، ابراهيم، معين
الحكام، به كوشش محمد بن قاسم بن عياد، بيروت، ١٩٨٩م؛ ابن عساكر، على،
تاريخ مدينة دمشق، عمان، دارالبشير؛ ابن فرحون، ابراهيم، درة الغواص، به
كوشش محمد ابواجفان و عثمان بطيخ، بيروت، ١٤٠٦ق/١٩٨٥م؛ همو، الديباج
المذهب، قاهره، ١٣٥١ق؛ ازهريه، فهرست؛ دباغ، عبدالرحمان، معالم الايمان،
قاهره، ١٣٢٠ق؛ ذهبى، محمد، سير اعلام النبلاء، به كوشش شعيب ارنؤوط و
ديگران، بيروت، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ زركلى، اعلام؛ شكيب ارسلان، الحلل السندسية،
قاهره، ١٣٥٥ق؛ فاسى، محمدعابد، فهرس مخطوطات خزانة القرويين، مغرب،
١٣٩٩ق/١٩٧٩م؛ قاضى عياض، ترتيب المدارك، به كوشش احمد بكير محمود،
بيروت/طرابلس، ١٣٨٧ق/١٩٦٧م؛ قلقشندي، احمد، صبح الاعشى، قاهره،
١٣٨٣ق/١٩٦٣م؛ مخلوف، محمد، شجرة النور الزكية، قاهره، ١٣٥٠ق؛ ونشريسى، احمد،
المعيار المغرب، به كوشش محمد حجى، بيروت، ١٤٠١ق/١٩٨١م؛ نيز: GAS. GAL,S;
Slane; De Arberry;
فرامرز حاج منوچهري