دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٧٢٨
| بردعى، ابوسعيد جلد: ١١ شماره مقاله:٤٧٢٨ |
بَرْدَعى، ابوسعيد احمد بن حسين (مق ذيحجة ٣١٧/ژانوية ٩٣٠)، فقيه و قاضى حنفى
و متكلم معتزلى ساكن عراق. اصل او از بردعه شهري در منطقة اران (ه م) است
(نك: ياقوت، ١/١٨٣، ٥٥٨؛ سمعانى، ٢/١٤٦، ١٥٢).
بردعى در سفر حج به بغداد رفت و چون غلبة ظاهريه را در آنجا ديد، عزم ماندن
كرد. در همين دوران، در مناظرهاي كه با داوود بن على اصفهانى پيشواي
ظاهريان دربارة مسألة بيع «امهات اولاد» داشت، بر او غالب آمد (خطيب،
٤/٩٩-١٠٠؛ ابواسحاق، ١٤١). وي ساليان دراز در بغداد سكنى گزيد و در «مشهد دَرب
عبده» به تدريس مشغول بود (قرشى، ٢/٢٣٨).
دربارة مشايخ وي گفتنى است كه فقه او از طريق اسماعيل بن حماد ابن ابى
حنيفه (د ٢١٢ق/٨٢٧م)، به ابوحنيفه مىرسد؛ همچنين بردعى نزد مشايخ حنفى
ري چون موسى بن نصر رازي (د ٢٦٣ق/٨٧٧م)، على بن موسى بن نصر و ابوعلى
دقّاق رازي فقه آموخته است (خطيب، ابواسحاق، همانجاها؛ قرشى، ١/١٦٤، ٤/٦٩؛
لكهنوي، ١٩، ٢١). از مشايخ عراقى نيز آنكه بردعى او را به نام آورده، قاضى
ابوخازم بصري (د ٢٩٢ق/٩٠٥م) است (همو، ٢٠، به نقل از الكافى نسفى).
به هر تقدير، رياست حنفيان بغداد پس از ابوخازم به بردعى رسيد (نك: قرشى،
٢/٤٩٣). از ميان شاگردان وي ابوالحسن كرخى (د ٣٤٠ق/ ٩٥١م)، ابوطاهر دَبّاس
و ابوعمرو طبري (د ٣٤٠ق) قابل ذكرند (ابن نديم، ٢٠٨؛ خطيب، ابواسحاق،
همانجاها؛ قرشى، ١/١٦٤). بردعى در ٣١٧ق براي گزاردن حج به مكه رفت و در
جريان قتل عام حجاج توسط ابوطاهر جَنّابى (نك: ابن عماد، ٢/٢٧٤)، در ١٠
ذيحجه كشته شد (خطيب، ٤/١٠٠؛ ذهبى، ٥٢٨).
در بررسى آراء وي، نخست بايد متذكر شد كه او را از طبقة نهم معتزله و از
شاگردان ابوعلى جبايى (د ٣٠٣ق/٩١٥م) محسوب داشتهاند (نك: ابن مرتضى، ١٠١).
وي همانند غالب بصريان و ابوالهذيل، و برخلاف حنفيانى چون ابن عون و على
بن موسى قمى، به «وجوب معرفت معناي نص قبل از وقوع حادثه» قائل بود
(عبادي، ٧٢-٧٣). بردعى از آن دسته از عالمان حنفى است كه بر لازم الاتباع
بودن اقوال صحابه تأكيد كردهاند؛ بنابر گزارش ابوعمرو طبري، وي قول صحابه
را بر قياس مقدم مىدانسته، و اين ديدگاه را به مشايخ حنفيه منسوب
مىكرده است (سرخسى، اصول، ٢/١٠٥، براي تحليلى از آن نك: ٣/١٠٨). همچنين
ابوسعيد بردعى برخلاف ديدگاه منقول از ابوخازم، اتفاق خلفاي راشدين را در
صورت وجود قول مخالف، اجماع نمىدانست. از فروع فقهى مبتنى بر اين نظر
بايد به مسألة «توريث ذوي الارحام» اشاره كرد؛ بردعى برپاية ديدگاه خود،
حكم كردن معتصم خليفة عباسى را بر رد اموالى كه به واسطة تركاتِ ذوي
الارحام در بيت المال جمع شده بود، مخالف قول زيد بن ثابت مبنى بر عدم
توريث ذوي الارحام و اولويت بيت المال دانست (نك: جصاص، ٤/٤٧٥؛ سرخسى،
همان، ١/٣١٧؛ نيز المبسوط ، ١٢/١٣٩: نمونهاي از آراء خاص فقهى ابوسعيد).
از بردعى كتابى با عنوان مسائل الخلاف دربارة مسائل اختلافى ميان فقهاي
حنفيه با شافعى برجاي مانده كه نسخة خطى آن در جامع زيتونة تونس موجود
است (نك: زركلى، ١/١١٤- ١١٥؛ I/٤٣٩; GAS, I/٢٩٣ .(GALS,
مآخذ: ابن عماد، عبدالحى، شذرات الذهب، قاهره، ١٣٥٠ق؛ ابن مرتضى، احمد،
طبقات المعتزلة، به كوشش ديوالد ويلتسر، بيروت، ١٣٨٠ق/١٩٦١م؛ ابن نديم،
الفهرست؛ ابواسحاق شيرازي، ابراهيم، طبقات الفقهاء، به كوشش احسان عباس،
بيروت، ١٤٠١ق/١٩٨١م؛ جصاص، احمد، مختصر اختلاف الفقهاء، به كوشش نذيراحمد،
بيروت، ١٤١٧ق/١٩٩٦م؛ خطيب بغدادي، احمد، تاريخ بغداد، قاهره، ١٣٤٩ق؛ ذهبى،
محمد، تاريخ الاسلام، حوادث سالهاي ٣٠١-٣٢٠ق، به كوشش عمر عبدالسلام
تدمري، بيروت، ١٤١٥ق/١٩٩٤م؛ زركلى، اعلام؛ سرخسى، محمد، اصول، به كوشش
ابوالوفا افغانى، حيدرآباد دكن، ١٣٧٢ق؛ همو، المبسوط، بيروت، دارالمعرفه؛
سمعانى، عبدالكريم، الانساب، حيدرآباد دكن، ١٣٨٣ق/١٩٦٣م؛ عبادي، محمد،
طبقات الفقهاء الشافعية، به كوشش يوستا ويتستام، ليدن، ١٩٦٤م؛ قرشى،
عبدالقادر، الجواهر المضيئة، به كوشش عبدالفتاح محمد حلو، بيروت، ١٩٨٨م؛
لكهنوي، محمد عبدالحى، الفوائد البهية، قاهره، ١٣٢٤ق/١٩٠٦م؛ ياقوت، بلدان؛
نيز:
GAS. GAL,S;
على تولاّيى