دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٢٦٣
| بابا نورالدينرشى جلد: ١١ شماره مقاله:٤٢٦٣ |
بابانورالدّينِ رِشى (٧٧٩-٨٤٢ق/١٣٧٧- ١٤٣٨م)، عارف و شاعر كشميري كه به
«شيخ نورالدين ولى» نيز مشهور است. اجداد او از فرمانروايان هندو، و ساكن
كشتوار بودند و پدرش بعدها در كشمير به دست سيد حسين سمنانى - يا به قولى
ياسمن رشى - اسلام آورد (آزاد، تذكره...، ١/٧٣- ٧٥؛ محب الحسن، ٢٢٤ ؛ داوود،
٨٩) و گويا از اين زمان سالار الدين نام گرفت. نورالدين در روستاي كيمو در
جنوب شرقى سرينگر در ٧٧٩ق، يا به قولى در ٧٥٧ق (غلام سرور، ٢/٣١٢- ٣١٣)
زاده شد (داوود، همانجا؛ عبدالمقتدر، ، I/١٥٥ به نقل از رشى نامة بهاءالدين
متو؛ رضوي، .(I/٣٥٠
نورالدين بيشتر تحت تأثير تعاليم زاهدانة سادهو١ها و حكماي هندو بود، تا
عارفان و علماي مسلمان، و به همين سبب، هندوها او را «نانداريشى٢» و
«نوندهريشى» (ريشى (يا رشى) در سنسكريت به معنى حكيم و فرزانه است، نك:
ويليامز، مىخواندند (طالب، ؛ VII/٥٧٧ عبدالمقتدر، همانجا). اما برخى او را از
عارفان طريقت كبرويه و مريد ميرمحمد همدانى، فرزند سيدعلى همدانى (د
٧٨٦ق/١٣٨٤م)، يا به اشتباه، از مريدان خود سيدعلى همدانى دانستهاند (رضوي،
نيز غلام سرور، همانجاها؛ آزاد، همان، ١/٧٧؛ رياض، ٨٥ - ٨٦)؛ اما رضوي (همانجا)
با توجه به اختلاف نظر و طريقت بابانورالدين با طريقة كبرويه، در وجود چنين
ارتباطى بين آنها، ترديد كرده است (نيز نك: محب الحسن، همانجا).
ظاهراً لَلَّه دد، عارفة مشهوركشمير، درتربيت او تأثيري بسزا داشته است (غلام
سرور، ٢/٣١٣؛ رضوي، همانجا؛ آزاد، همان، ١/٧٥؛ .(١٥ٹِ¨ںَگ’ںُا‰پ„ راشدي،٢/٩١٣-
برخىازپيروانبابانورالدين، او را اويسى گونه، مريد پيامبر اكرم (ص) دانسته،
و گفتهاند كه از روح پيامبر (ص) استمداد مىكرده است (رضوي، همانجا).
شيخ نورالدين در حدود سال ٨٠٩ق در ٣٠ سالگى به زهد و رياضت و عزلت گرايش
يافت و در غاري در نزديكى كيمو به عبادت و تفكر و رياضتهاي سخت پرداخت
(غلام سرور، ٢/٣١٢ -٣١٣؛ محب الحسن، رضوي، همانجاها)؛ آنگاه به نشر اسلام و
تربيت مريدان همت گمارد (غلام سرور، داوود، همانجاها).
از مشهورترين شاگردان او بايد از شيخ بامالدين، شيخ زينالدين و شيخ
لطفالدين ياد كرد كه هر ٣تن به دست خود شيخ، اسلام آوردند (رضوي، ؛ I/٣٥١
داوود، ٨٩ -٩٠؛ برايتفصيل، نك: آزاد، همان، ١/٨٥ -١٠٣). بابا نورالدين در
٦٣سالگى درگذشت و در روستاي شرار شريف، واقع در جنوب غربى سرينگر، دفن شد.
وي در كشمير ميان مسلمانان و هندوها محترم بود. آرامگاه او، همواره زيارتگاه
مشتاقان و علاقهمندان است (غلام سرور، ٢/٣١٣؛ رضوي، ؛ I/٣٥٠ محب الحسن، ٢٤٤
؛ داوود، همانجا؛ آزاد، تذكره، ١/٧٣).
بعد از درگذشت شيخ، مريدانش طريقه و انديشههاي او را دنبال كردند و به زهد
و رياضت و تحمل سختيها بيش از كسب دانش گرايش يافتند. آنانگوشتنمىخوردند و
تنها بهگياهان خودرو، قناعتمىكردند و همواره به خدمت مردم مىپرداختند
(رضوي، ؛ I/٣٥١ محب الحسن، همانجا). اساس زندگانى متفكرانة آنها بر «پاس
انفاس» مبتنى بود (رضوي، همانجا). هر چند در هفت اقليم (رازي، ٢/١٠٩) از اهل
و عيال ريشيان سخن به ميان آمده، اما آنان تجرد را ترجيح مىدادند، زيرا
برآن باور بودند كه تأهل سد بزرگى در نيل به زندگى زاهدانه است (رضوي،
همانجا). در توزك جهانگيري در وصف آنان آمده است كه گرچه علمى و معرفتى
ندارند، ليكن هيچ كس را بد نمىگويند، زبان خواهش و پاي طلب كوتاه دارند،
گوشت نمىخورند و زن نمىخواهند و پيوسته درخت ميوه در صحرا مىنشانند، به
اين نيت كه مردم از آن بهرهور شوند و خود از آن تمتع نمىگيرند (ص ٣٤٢؛
نيز نك: ابوالفضل، .(II/٣٥٤-٣٥٥ شيخ زينالدين از مريدان نورالدين، براي
تمايز ريشيان، شنل پشمى منقوش به رنگهاي سياه و سفيد را، زيّ خاص آنان
قرار داد (رضوي، همانجا).
بابانورالدين صاحب تأليف نبود، اما اشعاري به او نسبت داده، و او را در زمرة
نخستين شعراي كشمير دانستهاند و اشعار او را در كنار اشعار لله دد، آوردهاند
(آزاد، تذكره، ١/٧٨-٧٩، تاريخ...، ١/١٦٩-١٧٠؛ رضوي، ؛ I/٣٥٠-٣٥١ محب الحسن،
.(١٥ شماري از اشعار او توسط كول١جمعآوري و تصحيح شده است (همانجا).به
گفتةطالب(همانجا) اشعار و سخنان او در كتاب رشىنامه ( ريشىنامه) ذكر شده،
ليكن وي در انتساب تمامى اشعار به شيخ نورالدين ترديد كرده، و معتقد است
كه برخى از آن سرودهها متعلق به نويسندگان بعد از اوست.
اشعار بابانورالدين نشانگر شيفتگى و عشق او به خداست و همواره سعى كرده در
پرتو اين عشق، به رازهاي نهفته دست يابد. او نيز مانند ساير عارفان، علماي
ظاهر را مورد انتقاد قرار داده است (نك: رضوي، .(I/٣٥١
بهاءالدين متو كتابى منظوم به فارسى به نام رشى نامه ( ريشىنامه)در شرح
احوال بابانورالدين، پيروان و دراويش رشى، نگاشته است (عبدالمقتدر،
.(I/١٥٤-١٥٥ كتاب ديگري نيز با عنوان نورنامه (يا رشى نامه ) به زبان
فارسى به قلم بابا نصيب كشميري (د ١٠٤٧ق) در شرح احوال شيخ، وجود دارد
(نك: ه د، ١١/١١). برخى احتمال دادهاند كه اثر اخير از نورنامة بهاءالدين متو
اقتباس شده باشد (همانجا؛ احمد، ٣/٣٥٤- ٣٥٦؛ ريو، .(III/١٠٨٥
مآخذ: آزاد، محمود، تاريخ كشمير، مظفرآباد، ١٩٩٠م؛ همو، تذكرة اولياء كشمير،
مظفرآباد، ١٩٩٣م؛ احمد، ظهورالدين، پاكسان مين فارسى ادب، لاهور، ١٩٧٧م؛
توزك جهانگيري، به كوشش محمد هاشم، تهران، ١٣٥٩ش؛ داوود، نورالدين، محنة
فى الفردوس، بغداد، ١٣٦٩ق/١٩٥٠م؛ رازي، امين احمد، هفت اقليم، به كوشش
جواد فاضل، تهران، ١٣٤٠ش؛ راشدي، حسامالدين، تذكرة شعراي كشمير، لاهور،
١٣٤٦ش؛ رياض، محمد، احوال و آثار واشعار مير سيد على همدانى، اسلام آباد،
١٤١١ق/١٩٩١م؛ غلام سرور لاهوري، خزينةالاصفياء، لكهنو، ١٢٩٠ق؛ نيز:
Abdul Muqtadir and Khan Bahadur, Supplement to the Catalogue of the Persian
Manuscripts in the Oriental Public Library at Bankipore, Patna , ١٩٣٢ ; Ab = p l
- Fa z l q All ? m / , The P p / n-i Akabr / , tr . H.S. Jarrett, New Delhi,
١٩٧٨; Mohibbul Hasan, Kashm / r Under the Sul t ? ns, Calcutta ١٩٥٩; Rieu, Ch.,
Catalogue of the Persian Manusripts in the British Museum , Oxforod , ١٩٦٦ ;
Rizivi, A. A., A History of Sufism in India, New Delhi, ١٩٨٦; Talib, G.S., X K ?
l m / r / n , The Mughul Empire, ed. R.C. Majumdar, Bombay, ١٩٨٤; Williams, M.
M., A Sanskrit-English Dictionary, Oxford, ١٩٧٩.
محمد جواد شمس