دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٧١٤
| برجطغرل جلد: ١١ شماره مقاله:٤٧١٤ |
بُرْجِ طُغْرُل، از مشهورترين برجْ آرامگاههاي ايران، مدفن طغرل اول
سلجوقى (د ٤٥٥ق/١٠٦٣م) و برخى ديگر از افراد اين خاندان كه در ري واقع
شده است. به نوشتة قزوينى رازي، طغرل در ري درگذشت و در «گورخانهاي پر
زينت و آلت»، مدفون شد (ص ٦٣١؛ نيز نك: ظهيرالدين، ٢٢؛ راوندي، ١١٢؛ بنداري،
٣١-٣٢؛ براي اختلاف در محل دفن طغرل، نك: ابن خلكان، ٥/٦٧). در برخى متون
از دفن افراد ديگر آل سلجوق، همچون تتش الب ارسلان (د ٤٨٨ق/١٠٩٥م) و طغرل
سوم (د ٥٩٠ق/١١٩٤م) نيز در آرامگاه طغرل اول ياد شده است. از اينرو،
مىتوان از آن بهعنوان آرامگاه خانوادگىسلجوقيان ياد كرد(نك: مجمل...، ٤٦٥؛
كريمان، ٢/١٨٢؛ نيز «شرف»، ٦ -٧؛ بنجامين، ٥٣).
برج طغرل از ديرباز، جهانگردان و پژوهشگران را به خود جلب كرده است. از
اينرو، به ويژه در سفرنامهها به نام برج طغرل يا برج ري اشاره شده است
(پر تر، ؛ I/٣٦٠ ديولافوا، ١٣٦ ,١٣٣ ؛ موريه، ٢٣٣ .(٢٣٢, برج طغرل نمونة شاخص
آنگونه برج آرامگاههايى است كه همچون گنبد قابوس با ميل آغاز مىشود
(شرودر، .(١٠٢٢ نقشة برج از گونهاي است كه در سدههاي ٤- ٨ق/١٠-١٤م رايج
بوده است (نك: هيلنبراند، «برج...٥»، ٢٣٧ ؛ شيبانى، ٩). تناسبات درست و
تزيينات كاملاً دقيق آن، باعث شده است كه اين برج از جملة جذابترين و
بىعيبترين برجآرامگاهها به شمار آيد (هيلنبراند، ري...، .(٨٢ در ساختمان
برج از آجر استفاده شده است و نقشة داخلى آن مدور، و شكل خارجى آن
ستارهاي به ترتيب به قطر ١١ و ١٦ متر با ٢٤ ترك (تحقيقات ميدانى؛ قس:
ذكاء، ٤٣٣؛ هيلنبراند، همانجا) و ارتفاع آن حدود ٢٠ متر است (ذكاء، ٤٣٨). برج
بر پى و بنيادي از قلوه سنگ و آجر برپا شده كه از ديده پنهان است. در حال
حاضر پيرامون بنا به شعاع بيش از يك متر محوطهسازي شده كه به نظر مىرسد
در تعميرات سالهاي اخير ايجاد شده باشد (هيلنبراند، همانجا؛ تحقيقات ميدانى).
نماي خارجى برج فاقد ازاره است، پرهها از پايين برج آغاز، و در بالا در زير
تزيينات طاسهاي بزرگ و كوچك رُخبام برج محو مىشود (مشكوتى، ٢١٥؛ تحقيقات
ميدانى).
برج در حال حاضر داراي دو ورودي جنوب شرقى و شمال غربى است. سر در ورودي
جنوب شرقى يا سر در اصلى پر نقش و نگار، و تا اندازهاي از بدنة برج بيرون
آمده است. سعى معمار بر آن بوده كه به تناسب و تقارن نقشة پرهاي برج
صدمهاي وارد نيايد. از اينرو، ورودي را در فضاي ميان دو پره ايجاد كرده
است، اما در كل نقشه از هماهنگى و توازن گنبد قابوس برخوردار نيست. اين
ورودي طاقى ضربى دارد كه از داخل، نوع چيدن آجرها به شكل جناغى است. بر
پيشانى سر در، تزيينات زيبايى وجود داشته كه پس از تعمير، اثري از آن باقى
نمانده است. جاي آنها لوحى مرمري با تاريخ ١٣٠١ق در قاببندي مستطيل نصب
شده است. به نوشتة لوحه تعمير اين بنا به فرمان ناصرالدين شاه و زيرنظر
امينالسلطان، با اجراي ابوالحسن معمارباشى صورت گرفته است («شرف»، ٨؛
اورسل، ٢٢٣؛ كمالالدوله، «هفتم»؛ پرتر، همانجا، تحقيقات ميدانى). در همان
زمان به دستور همو باغى نيز پيرامون برج احداث گرديد (اعتمادالسلطنه، ٨٥؛
كرزن، ١/٤٦٤؛ جكسن، ٤٩١).
اين ورودي با تركيبى ماهرانه و طاقچهسازيها نمايشگر شيوة كاملاً معمارانه
است، قاببنديهاي تو در تو نمونة سادهتري از تزيينات مشابه آن در يادمان
سميران (طارم) است. در گذشته رديفى از طاسهاي تقريباً با سطح صاف در قاب
بالاي سر در قرار داشته است، شكلى كه اين برج را به يادمانهاي ديگر
سلجوقى در شمال غرب ايران، مانند جامع دماوند، بناي پير تاكستان و برج
نقارهخانه در ري پيوند مىدهد (هيلنبراند، ري، .(٨٣
در نقشهاي كه پاسكال كست (١٢٥٦-١٢٥٧ق/١٨٤٠-١٨٤١م) از برج ارائه داده،
پلكان در دل يكى از پرهها مقابل ورودي نشان داده شده است؛ در همين محل
است (نك: ذكاء، ٤٣٣) كه در گزارش كارلاسرنا كه در فاصلة سالهاي ١٢٩٤-
١٢٩٥ق/١٨٧٧- ١٨٧٨م در ايران به سر برده، ورودي دومى ايجاد شده بوده كه در
زمان اقامت او در تهران تنها خميدگى طاق آن ديده مىشده است (ص ٢٠٥).
اين ورودي ظاهراً به هنگام تعميرات سال ١٣٠١ق به در ديگري براي برج
تبديل شده است. در قسمت بالاي ورودي شمالى غربى بنا، پلكانى ديده مىشود
كه اكنون حدود ٧ متر از سطح زمين فاصله دارد، زيرا با ايجاد در دوم، ورودي
پلكان از پايين قطع شده است. با توجه به ارتفاع زياد، ورود به آن، تنها
با نردبان امكانپذير است (تحقيقات ميدانى).
تزيين بالاي بدنة خارجى شامل ٣ رديف طاسهاي بزرگ و كوچك است كه در واقع
بايد آنها را مقرنس ابتدايى دانست. گودي كم درون اين تزيينات در مقايسه با
عمق مقرنس بسيار كمتر و تقريباً مسطح است (نك: هيلنبراند، همانجا). اينگونه
تزيين نخستينبار در گنبد قابوس به كار رفته است، اما در بناهاي ديگر دورة
سلجوقى هم كمياب نيست. نمونههاي ديگر را در نماي خارجى زيرگنبد، مانند گنبد
على ابرقو (٤٨٨ق/١٠٩٥م)، بالاي سر در ورودي برج سه گنبدِ اورميه (٥٨٠ق/
١١٨٤م)، مؤمنه خاتون در نخجوان (٥٨٢ق)، و روي ساقة گنبد در مسجد جمعة اردبيل
(سدة ٦ق/ ١٢م) مىتوان ديد؛ همچنين در گوشهسازي گنبد، به گنبد شمالى مسجد
جامع اصفهان، مسجد جامع گلپايگان (سدة ٦ق) و جامع اردستان (سدة ٦ق)،
مىتوان اشاره كرد (گدار، ١٥٩,I(٢),١٩٥ ١٥٥, ؛ I(١)/١٣٩, پوپ، ، VIII/٣٤٥ نيز
٢٥٩).
در بالاي تزيينات طاسى دو رديف آجرچين از مثلثهاي بيرون آمده و
كتيبهاي كه گفته مىشود: بر روي در برج طغرل نصب شده بوده است
برج طغرل
بالاي آنها، تزييناتى ساده به چشم مىخورد كه قرنيز را كامل كردهاند. اين
بخش در تعميرات دورة ناصري جايگزين كتيبهاي ارزشمند شده كه به خط كوفى
بر گرداگرد برج در بالاي تزيينات طاسى وجود داشته است. بخشهايى از كتيبة از
ميان رفته در تصاويري كه پيش از تعمير برج كشيدهاند، مشخص است و سياحانى
مانند موريه (ص و پرتر و ديگر كسانى كه برج را ديدهاند، از آن ياد كردهاند
(نيز نك: ديولافوا، ١٣٣ ، تصوير).
برخى از پژوهشگران تاريخ ساخت برج طغرل را رجب ٥٣٤/ مارس ١١٤٠ مىدانند.
اين نظريه برپاية لوح آهنى با نوشتة كوفى (متعلق به موزة هنر دانشگاه
ميشيگان) و با رقم عبدالوهاب قزوينى است (موزه...١، كه ادعا شده روي در
برج طغرل نصب بوده است (مايلز، ٤٦ -٤٥ ؛ گرابار، ٣٧ )؛ در حالى كه صاحب
النقض به هنگام تأليف كتاب خود در حدود سال ٥٦٠ق گورخانة طغرل را بنايى صد
ساله مىداند (قزوينى، ٦٣١)، بر اين اساس بنياد بنا به دو دهة آغازين سدة ٥ق
باز مىگردد. هيلنبراند تزيينات طاسى قرنيز را بهترين سند تاريخگذاري فرض
كرده كه بىترديد سلجوقى است (همان، ٨٥ )، و پيرنيا نيز آن را در شمار
شاهكارهاي معماري سبك رازي مىداند كه تا نيم سده پيش از تاخت و تاز
مغولان رايج بوده است (ص ٨٠).
اين بنا با شمارة ١٤٧ به ثبت رسيده است (مشكوتى، ٢١٥).
مآخذ: ابن خلكان، وفيات؛ اعتمادالسلطنه، محمدحسن، چهل سال تاريخ ايران،
به كوشش ايرج افشار، تهران، ١٣٦٣ش؛ اورسل، ارنست، سفرنامه، ترجمة علىاصغر
سعيدي، تهران، ١٣٥٣ش؛ بنجامين، ساموئل گريل ويلز، ايران و ايرانيان، ترجمة
محمدحسين كردبچه، تهران، ١٣٦٣ش؛ بنداري اصفهانى، فتح، زبدة النصرة، قاهره،
١٩٧٤م؛ پوپ، آرتور، معماري ايران، ترجمة غلامحسين صدريافشار، تهران، ١٣٧٠ش؛
پيرنيا، كريم، مجموعة مقالات و مصاحبهها، يزد، ١٣٧٧ش؛ جكسن، ا. و. و.،
سفرنامه، ترجمة منوچهر اميري و فريدون بدرهاي، تهران، ١٣٥٧ش؛ ذكاء، يحيى و
محمدحسن سمسار، تهران در تصوير، تهران، ١٣٦٩ش؛ راوندي، محمد، راحة الصدور و
آية السرور، به كوشش محمداقبال، تهران، ١٣٣٣ش؛ سرنا، كارلا، سفرنامه، آدمها و
آيينها در ايران، ترجمة علىاصغر سعيدي، تهران، ١٣٦٢ش؛ «شرف»، س ١٣٠٢ق، شم
٢٩، دورة روزنامههاي شرف و شرافت، تهران، ١٣٥٥ش؛ شيبانى، زرينتاج، «بررسى
و تحقيقى پيرامون برج علاءالدوله»، اثر، تهران، ١٣٦٧ش، شم ١٥ و ١٦؛
ظهيرالدين نيشابوري، سلجوقنامه، تهران، ١٣٣٢ش؛ قزوينىرازي، عبدالجليل،
النقض، به كوشش جلالالدين محدث ارموي، تهران، ١٣٣١ش؛ كرزن، جرج، ايران
و قضية ايران، ترجمة غلامعلى وحيد مازندرانى، تهران، ١٣٦٢ش؛ كريمان، حسين،
ري باستان، تهران، ١٣٥٤ش؛ كمالالدولة قاجار، محمدحسن، جهان نماي مظفري،
تهران، چ سنگى؛ مجمل التواريخ و القصص، به كوشش محمدتقى بهار، تهران،
١٣١٨ش؛ مشكوتى، نصرتالله، تهران، ١٣٤٩ش؛ تحقيقات ميدانى مؤلف؛ نيز
Dieulafoy, J., La Perse la Chald E e et la Susiane, Paris, ١٨٨٧; Godard, A., P
th ? r- E I r ? n, Haarlem, ١٩٣٦; Grabar, O., X The Earliest Islamic
Commemorative Structures n , Ars Orientalis, Berlin, ١٩٦٦, vol. VI; Hillenbrand,
R., X The Flanged Tomb Tower at Bast ? m n , Art et soci E t E dans le monde
iranien, Paris, ١٩٨٢; id, Rayy, the Tomb Towers of Iran to ١٥٥٠, Unpublished;
Miles, C.G., X Appendix n , Ars Orientalis, Berlin, ١٩٦٦, vol. VI; Morier, J., A
Journey Through Persia, Armenia and Asia Minor to Constantinople, London, ١٨١٢;
Pope, A.U., A Survey of Persian Art, Tehran etc., ١٩٦٧; Porter, K.R., Travels in
Georgia, Persia, Armenia, Ancient Babylonia, London, ١٨٢١; Schroeder, E., X The
Seljuq Period n , A Survey of Persian Art, Tehran etc., ١٩٦٧, vol. III;
University of Michigan, Museum of Art, images, umdl, umich.
edu/cgi/i/image/image-idex? lasttype=simple & view=el... .
مهبانو عليزاده