دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٣٩١
| باقياتصالحات جلد: ١١ شماره مقاله:٤٣٩١ |
باقياتِصالِحات، تعبيري قرآنى كه در فرهنگ اسلامىجايگاهى ويژه يافته، و
با وجود تفاسير گوناگونى كه از آن ارائه شده، در مجموع به معنى هر امر
صالحى است كه ثواب آن تا ابد باقى باشد.
تعبير باقيات صالحات در دو موضع از قرآن كريم آمده است (كهف/١٨/٤٦؛
مريم/١٩/٧٦) و مفسران از آن تفسيرهاي گوناگونى كردهاند كه همه را مىتوان
به يك معناي جامع بازگرداند و آن «هر عمل صالحى از قول يا فعل است كه
براي آخرت بماند» (قرطبى، ١٠/٤١٤). به عقيدة برخى مراد از باقيات صالحات
آثار نيك است كه در دنيا باقى است (مثلا نك: طباطبايى، ١٤/١٠٩-١١٠) و به نص
قرآن، تمام اعمال اعم از نيك و بد در جهان و نزد خداوند محفوظند.
در سخن از فروع باقيات صالحات، نخست بايد يادآور شد كه بر اساس رواياتى از
شيعه و اهل سنت، اذكاري همچون حمد و تكبير و تسبيح از مصاديق شاخص آن
دانسته شده، و بر تأثير اين اذكار در محو آثار گناهان تأكيد شده است (نك:
ابوالفتوح، ١٢/٣٦١-٣٦٢؛ قرطبى، ١٠/٤١٥). مجلسى (٨٣/٣٠-٣٣، ٩٠/١٦٧- ١٧٥) و غزالى
(١/٣٥٧- ٣٦٠) نيز در علت سفارش به اين اذكار و شناختن آنها به عنوان باقيات
صالحات، با توجه به محتواي عميق معرفتى و آثار روحى آنها نكاتى بيان
كردهاند (نيز نك: احمد بن حنبل، ٣/٧٥؛ كلينى، ٢/٥٠٦؛ ابنبابويه، ٨؛ حاكم،
١/٥١٢).
همچنين بنا بر روايتى از امام صادق (ع) مودت اهل بيت (ع) و بزرگ شمردن
آنان به عنوان نخستين نعمت الهى از باقيات صالحات به شمار آمده است (نك:
استرابادي، ٢٩٠). برخى باقيات صالحات را دختران شايسته دانستهاند، زيرا آنها
براي پدرانشان (در دنيا) نزد خداوند موجب بهترين ثواب خواهند بود و در آخرت
نيز ماية اميدواري آنان هستند (قرطبى، ١٠/٤١٥-٤١٦).
در مجموع از بيان بيشتر مفسران به دست مىآيد كه همة باورها، سخنان و اعمال
نيك را مىتوان از باقيات صالحات دانست و موارد خاصى كه در روايات بر آن
تأكيد شده، در واقع مصداقهايى از اين تعبير كلى است (مثلاً نك: شيخطوسى،
٧/٥٢، ١٤٦؛ زمخشري، ٢/٧٢٥؛ ميبدي، ٥/٦٨٨، ٦٩٥، جم؛ سيوطى، ٥/٣٩٦؛ فيض،
٢(١)/١٥).
گفتنى است كه برداشتهاي گوناگون از باقيات صالحات موجب شده است تا در طى
سدههاي پياپى، شماري از آثار در زمينه هاي گوناگون اذكار و ادعيه، اصول
عقايد يا فضايل اهل بيت (ع) با عنوان الباقيات الصالحات نوشته شود. شهيد
اول رسالهاي كوتاه به نام الباقيات الصالحات در تفسير اين اذكار نوشته، و
آنها را بيانگر ٥ اصل (توحيد، نبوت، معاد، عدل و امامت) دانسته، و بياضى
شرحى بر آن با عنوان الكلمات النافعات نوشته است (نك: آقابزرگ، ٣/١٢،
١٨/١٢٠). افزون بر آن، مىتوان به اين آثار اشاره كرد: نوشتة سيد حسن بن
دلدار لكهنوي در باب اصول عقايد به اردو (چ لكهنو، ١٢٩٥ق)؛ نوشتة شيخ عباس
قمى در باب ادعيه و اذكار كه در ١٣٤٦ق، و پس از آن در حاشية مفاتيح الجنان
بارها به چاپ رسيده است؛ ديوانى از عبدالباقى فاروقى (نظم ١٢٧٠ق) در
فضايل اهل بيت (ع) كه مكرر از جمله در ١٢٧٦ق به چاپ رسيده است (نيز نك:
حاجىخليفه، ١/٢١٨؛ آقابزرگ، ٣/١١-١٢).
مآخذ: آقابزرگ، الذريعة؛ ابنبابويه، محمد، ثواب الاعمال، به كوشش محمدمهدي
حسن خرسان، قم، ١٣٦٤ق؛ ابوالفتوح رازي، روض الجنان، به كوشش محمدجعفر
ياحقى و محمدمهدي ناصح، مشهد، ١٣٦٥ش؛ احمدبنحنبل، مسند، قاهره، ١٣١٣ق؛
استرابادي، شرفالدين على، تأويل الا¸يات الظاهرة، قم، ١٤٠٩ق؛ حاجىخليفه،
كشف؛ حاكم نيشابوري، محمد، المستدرك، حيدرآباد دكن، ١٣٣٤ق؛ زمخشري، محمود،
الكشاف، قاهره، ١٣٧٣ق؛ سيوطى، الدر المنثور، بيروت، ١٤٠٣ق/ ١٩٨٣م؛ شيخ
طوسى، محمد، التبيان، به كوشش احمد حبيب قصير عاملى، بيروت، داراحياء
التراث العربى؛ طباطبايى، محمدحسين، الميزان، تهران، ١٣٨٣ق؛ غزالى، محمد،
احياء علوم الدين، بيروت، ١٤٠٦ق؛ فيض كاشانى، محسن، الصافى، تهران،
١٣٨٧ق؛ قرآن كريم؛ قرطبى، محمد، الجامع لاحكام القرآن، بيروت، ١٩٦٥م؛
كلينى، محمد، الكافى، به كوشش على اكبر غفاري، تهران، ١٣٨٨ق؛ مجلسى، محمد
باقر، بحار الانوار، بيروت، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ ميبدي، احمد، كشف الاسرار، تهران،
١٣٦١ش.
احمد زرنگار