دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٤٦٧
| ببشتر جلد: ١١ شماره مقاله:٤٤٦٧ |
بُبَشْتَر٩، دژي استوار در رشته كوههاي جنوبى اندلس كه در عصر اسلامى از
توابع كورة (استان) ريّه به شمار مىرفت و در ٣٠ فرسخى قرطبه، شمال غربى
مالقه و شمال شرقى رنده قرار داشت (ادريسى، ٢/٥٧٠؛ ياقوت، ١/٤٨٦؛ عنان،
حاشيه...، ٣/٢٧٩).
اين دژ به سبب موقعيتش، از پايگاههاي مهم مخالفان دولت اموي به شمار
مىرفت كه به ويژه بهسبب شورشابنحفصون كه در ٢٦٧ق/٨٨١م آنجا را پايگاه
خود قرار داده بود، شهرت يافت و به تدريج ناراضيان حكومت از سراسر اندلس در
آنجا گرد آمدند و ديري نپاييد كه سراسر كوهستانهاي جنوبى به تسخير آنان درآمد
(نك: ابن قوطيه، ١٠٤، ١٢٠-١٢١؛ ابن حيان، ٣/٩-١٠، ١٦، ٩٠؛ حميدي، ٢/٤٧٦؛
نويري، ٢٣/٣٩١).
دامنة ناآراميهاي ببشتر كه بيش از ٥٠ سال به طول انجاميد، با دورة زمامداري
٤ تن از اميران اموي مصادف بود: نخست محمد بن عبدالرحمان كه توانست تا
حدي شورشيان را آرام گرداند. پسر او منذر پس از يك محاصرة طولانى نزديك بود
كار قيام را يكسره سازد، اما به ناگاه درگذشت و شورش بالا گرفت (ابن
عبدربه، ٤/٤٩٦؛ ابن خطيب، ٢٥، ٣١؛ عنان، دولة...، ١(١)/٣٠٩، ٣٢٠-٣٢١)؛ اما
وقتى برادرش عبدالله به امارت نشست، رهبر شورشيان صلح خواست، مشروط بر
آنكه ولايت ببشتر را به او دهند. با اينهمه، وي به تجديد سازماندهى نيروهاي
خود پرداخت و باز سر به شورش برداشت. عبدالله در ٢٧٦ق/٨٨٩م به قلعة ببشتر
تاخت و بخشى از آن را منهدم كرد، ولى جنگ و گريزها همچنان ادامه يافت و
به دورة عبدالرحمان سوم كشيده شد (ابن حيان، ٣/٩٩-١٠٠، جم؛ ابن عذاري،
٢/١٣١-١٣٣ جم؛ نويري، ٢٣/٣٩٦- ٣٩٨). سرانجام، عبدالرحمان پس از نبردهاي
طولانى در ٣١٥ق اين دژ را تسخير كرد و به دستور او برج و بارو و ساختمانها و
كليساهاي آنجا و حتى مسجدي را كه ابنحفصون بنا كرده بود، ويران كردند
(عنان، همان، ١(٢)/٣٨٥- ٣٨٨).
اما به نظر مىرسد ببشتر بعدها دوباره عمارت شد، زيرا در ٤٣٤ق ادريسبن يحيى
از خاندان بنىحمود در آنجا ادعاي خلافت كرد و به نام خود خطبه خواند (ابن
خطيب، ١١٦، ١٤١-١٤٣). با اينهمه، در سدة ٧ق/١٣م دژ نظامى ببشتر ويرانهاي
بيش نبود ١٥٣) S, , ٢ .(EIببشتر امروزه در ٥/١ فرسخى شمال شرقى شهر
كاراتراكا١٠ي اسپانيا قرار دارد II/٧٣٦) , ١ .(EIبقاياي كليسايى كهن نيز كه در
سدة ٣ق به دست ابن حفصون ساخته شده است، در آنجا به چشم مىخورد (عنان،
الا¸ثار...، ٢٥٠-٢٥١).
مآخذ: ابنحيان،حيان، المقتبس، به كوشش ملچور آنتونيا، پاريس، ١٩٣٧م؛
ابنخطيب، محمد، اعمال الاعلام، به كوشش لوي پرووانسال، پاريس، ١٩٥٦م؛
ابنعبدربه، احمد، العقد الفريد، به كوشش احمد امين و ديگران، بيروت، ١٤٠٢ق؛
ابن عذاري، احمد، البيان المغرب، به كوشش كولن و لوي پرووانسال، ليدن،
١٩٥١م؛ ابن قوطيه، محمد، تاريخ افتتاح الاندلس، به كوشش ابراهيم ابياري،
قاهره، ١٩٨٢م؛ ادريسى، محمد، نزهة المشتاق، بيروت، ١٤٠٩ق/١٩٨٩م، حميدي،
محمد، جذوةالمقتبس، به كوشش ابراهيم ابياري، بيروت، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ عنان،
محمد عبدالله، الا¸ثار الاندلسية الباقية فى اسبانيا و البرتغال، قاهره،
١٣٨١ق/١٩٦١م؛ همو، حاشيه بر الاحاطة ابن خطيب، قاهره، مكتبة خانجى؛ همو،
دولة الاسلام فى الاندلس، قاهره، ١٩٨٨م؛ نويري، احمد، نهاية الارب، به
كوشش احمد كمال زكى و محمد مصطفى زياده، قاهره، ١٩٨٠م؛ ياقوت، بلدان؛ نيز:
EI ١ ; EI ٢ , S.
عزت ملاابراهيمى