دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٦٦٢
| بديعالملكميرزا عمادالدوله جلد: ١١ شماره مقاله:٤٦٦٢ |
بَديعُ الْمُلْكْ ميرْزا عِمادُالدّوله (زنده در ١٣٠٨ق/١٨٩١م)، از شاهزادگان
و دولتمردان عصر قاجار و صاحب آثاري در حكمت اسلامى. وي پسر امامقلى ميرزا
عمادالدوله پسر محمد على ميرزا دولتشاه، پسر فتحعلى شاه قاجار بود. در منابعِ
شرح حال وي تنها از دوران خدمات حكومتى او سخن رفته است.
بديع الملك در ١٢٧٧ق/١٨٦٠م نايب الايالة نهاوند شد و در اوايل سال
١٢٩١ق/١٨٧٤م كه پدر وي به جاي طهماسب ميرزا مؤيدالدوله برادر بزرگتر خود
به حكومت كرمانشاه و كردستان منصوب گرديد، وي كه در اين سال ملقب به
«حشمت السلطنه» شده بود، به نيابت پدر كه
دركرمانشاهاقامتداشت،بهحكومتكردستانرفت.در١٢٩٢ق/١٨٧٥م كه امامقلى ميرزا
درگذشت، بديعالملك به جاي پدر خود به حكومت كردستان و كرمانشاه منصوب
گرديد و در سال بعد از حكومت هر دو جا عزل شد. در فاصلة سالهاي ١٢٩٧ق تا ١٢٩٨
بار ديگر حكومت كرمانشاه را به عهده گرفت و از ١٣٠٥ تا ١٣٠٦ق نيز حاكم يزد
بود (امين الدوله، ٢/٣٦٧؛ اوبن، ٣٣٩، ٣٤٧- ٣٤٨؛ بامداد، ١/١٨٨-١٩٠، ٢/١١٠،
٣/٢٣٥؛ براون، ٤٠٢-٤٠٣ ,٣٩٧ ؛ سعادت نوري، ٢٧٣).
بديعالملك داراي علايق علمى و فلسفى بود و در ادبيات ودانشهاي رياضى و
نجوم و جغرافيا نيز دستى داشت (براون، ٤٠٣ ؛ اعتماد السلطنه، ١٨٧). وي
المشاعر ملاصدرا را نزد ميرزاعلى اكبر مدرس يزدي خوانده بود و آن را تدريس
مىكرد (امين، ٣٤؛ كربن، و ترجمه و شرحى نيز به نام عمادالحكمة بر آن به
فارسى نوشت كه به همراه متن المشاعر به كوشش هانري كربن در ١٣٤٢ش/١٩٦٤م
در تهران به چاپ رسيده است (آشتيانى، ٢٢٢؛ بديع الملك، ٧٦- ٧٨). كربن
شخصيت بديع الملك را ستوده، و اثر او را راهنماي خوبى براي درك كتاب
المشاعر دانسته است .(٥٣-٥٤«) كتاب ديگري كه از بديعالملك بر جاي مانده،
ترجمه و شرحى فارسى است بر رسالة الدرة الفاخرة عبدالرحمان جامى با عنوان
حكمت عماديه كه درواقع تقرير مباحث مدرس يزدي است كه بديع الملك، الدرة
الفاخره را نزد او خوانده بود. اين اثر نيز به همراه اصل رسالة جامى به
كوشش نيكولاهير و على موسوي بهبهانى در تهران (١٣٥٨ش) به چاپ رسيده است.
آگاهى بديع الملك از مباحث فلسفه و حكمت در پرسشهاي او از آقا على مدرس
زنوزي (د ١٣٠٧ق/١٨٩٠م)، حكيم نامدار دورة قاجار نيز نمودار است. آقا على
كتاب بدايع الحكم را در ١٣٠٧ق در پاسخ به پرسشهاي هفتگانة بديع الملك
نوشت. اين كتاب در ١٣١٤ق در تهران چاپ سنگى شده، و بار ديگر در ١٣٧٦ق به
كوشش احمد واعظى در همانجا به چاپ رسيده است. آنچه در اين اثر بيشتر جلب
نظر مىكند، پرسش هفتم بديع الملك است كه حاكى از آشنايى اجمالى او به
مكاتب فلسفى و فيلسوفان دورههاي جديد اروپاست، و آن را بايد نمونهاي از
گامهاي نخست ايرانيان در شناخت فلسفههاي غربى به شمار آورد. اگر چه ضبط
نامهاي فلاسفه و آراء منسوب به آنها در گفتار او از دقت كافى برخوردار نيست
(نك: مدرس زنوزي، ٥٢٥ - ٥٢٦)، با اينهمه، از متن نامههايى كه در
١٣٠٦ق/١٨٨٩م در زمان حكومتش در يزد براي حاج حسن امين الضرب فرستاده، و
در آنها خواستار دست يابى به آثار اولن١ فرانسوي شده است، برمىآيد كه او
دست كم آشنايى اوليه با زبان فرانسه و آراء اين فيلسوف نوكانتى٢ داشته
است (مجتهدي، «بديع الملك...»، ٨٠٧ - ٨٠٨، «ذكر فلاسفه...»، ٨٢٩)
نكتة مهم و قابل توجه در اينجا آن است كه او برخلاف بيشتر متجددان و
روشنفكران زمان خود كه به «مكتب تحصلى١» اگوست كنت و افكار طبيعى مسلكان
قرن ١٨م نظر داشتهاند، توجه خود را معطوف به آراء كانتيان جديد در اروپا،
خاصه فرانسه كرده است. شايد علت اين گرايش، دلبستگى وي به فلسفة اسلامى
و ايرانى است و اينكه مكتب كانتيان جديد را با سنت فكري و فرهنگى ايرانيان
سازگارتر يافته است (نك: همو، «بديع الملك»، ٨٠٨ - ٨١٥).
مآخذ: آشتيانى، جلال الدين، شرح حال و آراء فلسفى ملاصدرا، مشهد، ١٣٦٢ش؛
اعتمادالسلطنه،محمدحسن، المآثر والا¸ثار، تهران،سنايى؛امين، حسن، مقدمه بر
المشاعر ملاصدرا، لندن، ١٩٨٤م؛ امين الدوله، فرخ، مجموعة اسناد و مدارك، به
كوشش كريم اصفهانيان، تهران، ١٣٥٠ش؛ اوبن، اوژن، ايران امروز، ترجمة
علىاصغر سعيدي، تهران، ١٣٦٢ش؛ بامداد، مهدي، شرح حال رجال ايران، تهران،
١٣٥٧ش؛ بديعالملك ميرزاعمادالدوله، عمادالحكمة، به كوشش هانري كربن،
تهران،١٣٤٢ش/١٩٦٤م؛ سعادت نوري، حسين، رجال دورة قاجاريه، تهران، وحيد؛
مجتهدي، كريم، «بديعالملك ميرزا عمادالدوله و اولن فيلسوف فرانسوي»،
راهنماي كتاب، تهران، ١٣٥٥ش، س١٩، شم ١١-١٢؛ همو، «ذكر فلاسفة بزرگ غرب در
كتاب بدايع الحكم»، راهنماي كتاب، تهران، ١٣٥٤ش، س ١٨؛ مدرس زنوزي، على،
بدايع الحكم ، به كوشش احمد واعظى، تهران ١٣٧٦ش؛ نيز:
Browne, E.G., A Year Amongst the Persians, London, ١٩٥٠; Carbin, H., introd. Le
Livre des p E n E trations m E taphysiques (Kit @ b al-Mash @ p ir) , Tehran
١٤٦٤.
رضا موسوي پاك