دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٦٥٢
| بدهنشطاري جلد: ١١ شماره مقاله:٤٦٥٢ |
بُدْهَنِ شَطّاري، از عارفان طريقة شطاريه در سدههاي ٩-١٠ق/ ١٥-١٦م و از
نوادگان شيخ عبدالله شطاري. سلسله نسب وي با چند واسطه به شيخ
شهابالدين عمر سهروردي (د ٦٣٢ق/١٢٣٥م) مىرسد. جد وي شيخ عبدالله شطاري
كه مريد و خليفة شيخ محمد طيفوريه و از عارفان سلسلة طيفوريه بود، در سدة ٩ق
به فرمان شيخِ خود از ايران به هند سفر كرد و در روستاي ماندو - از توابع
مالوه (نك: ندوي، ٤٩) - سكنى گزيد و طريقت شطاريه را در آنجا بنيان نهاد
(دهلوي، ١٨٢؛ شاهنوازخان، ٢/٥٨٣؛ غوثى، ١٤٧-١٤٩؛ غلامسرور، ٢/٣٠٦-٣٠٧).
بدهن مدتى در روستاي اچولى اقامت داشت (چشتى، ١١٩٦)؛ سپس به جونپور رفت و
در سلك ارادتمندان شيخ حافظ جونپوري، مريد و خليفة شاه عبدالله شطاري درآمد
و اصول طريقت شطاريه را از او فرا گرفت (غوثى، ١٨٧؛ رضوي، .(II/١٥٥ وي در
طريقة چشتيه شاگرد و مريد شيخ محمد عيسى تاج جونپوري بود و در اين طريقه به
مقام شيخيت رسيد (چشتى، همانجا؛ عبدالحى، ٤/٥٢ -٥٣؛ رضوي، .(I/٣٦٧ بدهن
ظاهراً افزون بر دو طريقة شطاريه و چشتيه، در طريقة سهرورديه نيز سلوك نمود و
با تعاليم و اصول اين سلسله نيز آشنايى يافت، چنانكه شاگردش قطبن نيز خود
را از عارفان سهروردي مىدانست (شيرانى، ٣/٥١؛ رضوي، همانجا).
بدهن در زمان حكومت سلطان سكندر بن بهلول لودي (حك ٨٩٤ - ٩١٥ يا
٩٢٣ق/١٤٨٩-١٥٠٩ يا ١٥١٧م)، در هند به عنوان پير و شيخ طريقت شطاري به ارشاد
و تعليم مريدان پرداخت. برخى از مريدان او كه خود در شمار بزرگان بودند،
بدينشرحند: ١. شيخ رزقالله، معروف به راجن و متخلص به مشتاقى (د
٩٨٩ق/١٥٨١م). وي عموي شيخ عبدالحق دهلوي و از جمله عارفان و فاضلان آن
عصر بود. شيخ رزقالله نزد شيخ بدهن تلقين ذكر يافت. ٢. شيخ ولى شطاري
بدولى (د٩٥٦ق/١٥٤٩م). ٣. شيخ قطب على قطبن مؤلف افسانة عشقى مرگاوتى. ٤.
شيخ بهاءالدين مندوي (د ٩٢١ق/١٥١٥م) كه از مصاحبان بدهن بود و ظاهراً توسط
او به طريقت شطاريه ارادت يافت (دهلوي، ٢٠٦؛ عبدالحى، ٤/٥٣؛ غوثى، شيرانى،
همانجاها؛ رضوي، II/١٥٥ ؛ I/٣٦٦-٣٦٧, نيز براي اطلاع دربارة شيخ رزقالله، نك:
دهلوي، ١٨٠؛ غلامسرور، ١/٤٤٠-٤٤١).
كراماتى نيز به بدهن نسبت داده شده است؛ از جمله دربارة او گفتهاند: به
هنگام مرگ به فرزندش شيخ صدرالدين وصيت كرد كه پس از آنكه به من كفن
پوشاندي در كنارم بيارام تا تو را نعمت بخشم. شيخ صدرالدين نيز به وصيت
پدر عمل كرد و پس از آن بود كه اسرار عالم ملكوت و جبروت از عرش تا تحت
الثري بر وي آشكار شد و راه بدهن را ادامه داد (چشتى، ١١٩٦-١١٩٧).
بدهن در پانى پت درگذشت و همانجا به خاك سپرده شد. تاريخ وفات او دانسته
نيست، اما با توجه به شرح حال مختصر او و نيز تاريخ درگذشت مريدانش
مىبايست در اواسط سدة ١٠ق/١٦م وفات يافته باشد. پس از او شيخ ولى شطاري
در روستاي بدولى راه استادش را ادامه داد (نك: رضوي، همانجا؛ I/١٢٨٤ , ٢ .(EI
مآخذ: چشتى، عبدالرحمان، مرآة الاسرار، ترجمة علىاصغر چشتى صابري، لاهور،
١٤١١ق؛ دهلوي، عبدالحق، اخبار الاخيار، ديوبند، ١٣٣٢ق؛ شاهنوازخان،
مآثرالامرا، به كوشش عبدالرحيم و ميرزا اشرف على، كلكته، ١٣٠٨ق/١٨٩٠م؛
شيرانى، حافظ محمود، مقالات، به كوشش مظهر محمود شيرانى، لاهور، ١٩٦٩م؛
عبدالحى، نزهة الخواطر، حيدرآباد دكن، ١٣٧٤ق/١٩٥٤م؛ غلامسرور لاهوري، خزينة
الاصفيا، لكهنو، ١٢٩٠ق؛ غوثى شطاري، محمد، گلزار ابرار، به كوشش محمد ذكى،
پتنه، ١٩٩٤م؛ ندوي، معينالدين، معجم الامكنة، حيدرآباد دكن، ١٣٥٣ق؛ نيز:
EI ٢ ; Rizvi, A.A., A History of Sufism in India, New Delhi, ١٩٨٦.
محمدجواد شمس