دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٥٠٣
| بجيرمى جلد: ١١ شماره مقاله:٤٥٠٣ |
بُجَيْرِمى، سليمان بن محمد بن عمر (١١٣١-١٢٢١ق/١٧١٩- ١٨٠٦م)، فقيه شافعى
مصر. گويا نسب وي به شيخ جمعة زيدي از احفاد محمد بن حنفيه مىرسيده است.
او در روستاي بجيرم در غرب مصر متولد شد و در خردسالى به قاهره رفت.
خويشاوندش موسى بجيرمى او را پروراند و به وي قرآن آموخت تا براي طلب علم
بايسته گشت. سپس نزد شيخ محمد عَشْماوي برخى از صحاح سته و متون ديگر
حديث، و نيز شماري از شروح منهاج نووي در فقه شافعى را فراگرفت. از ديگر
استادانش محمد بن سالم حفنى (د ١١٨١ق/١٧٦٧م)، مصطفى بن محمد بن على
دَيرَبى (د ١١٥١ق/١٧٣٨م)، على بن محمد صَعيدي مالكى (د ١١٨٩ق/ ١٧٧٥م)،
محمد بُلَيدي مالكى (د ١١٧٦ق/١٧٦٢م) و عطية اُجهوري نامبردارند. همچنين
شهابالدين احمد بن عبدالفتاح مُجيري (د ١١٨١ق)، عبدالله بن سليمان جوهري
(د ١٢٠١ق/١٧٨٧م) و حسن بن على مَدابغى (د ١١٧٠ق/١٧٥٧م) به وي اجازة
روايت دادند (جبرتى، ٦/٣١٤؛ مرادي، ٤/٢٠٠؛ بيطار، ٢/٦٩٤ - ٦٩٥). از شاگردان وي
ياد نشده، اما به بهرهوري خلقى بسيار از وي اشاره گرديده است. بجيرمى در
اواخر عمر نابينا گشت؛ در مصطيه از قراي نزديك زادگاهش درگذشت و همانجا به
خاك سپرده شد (جبرتى، بيطار، همانجاها). وي را از علماي برجستة جامع الازهر و
همشأن و همدم محمد خُشَنى شافعى از استادان بنام آن جامع دانستهاند (نك:
جبرتى، ٦/٣١٣-٣١٤؛ خفاجى، ١/١٧١).
ديدگاههاي فقهى بجيرمى، در آثار متأخر فقه شافعى چون اعانة الطالبين و
حواشى شِروانىبازتابى وسيعداشته است(نك:دمياطى،١/٢، ٥٠، ٥٧،٦٥،جم؛
شروانى،١/٧، ٨، ١١، ١٤، جم؛ نووي جاوي،١/٢٩٠).
از بجيرمى دو اثر در فقه شافعى باقى است:
١. التجريد لنفع العبيد، حاشيهاي بر شرح منهج الطلاّب قاضى زكريا انصاري در
٤ جلد كه مشتمل بر دورهاي كامل از ابواب فقهى است. وي اين كتاب را به
درخواست برخى از دوستانش، و بر پاية حواشيى نگاشته كه پيشتر بر شرح منهج و
حاشية شَبْرامَلّسى نوشته بوده است (نك: ١/٣). اين كتاب در قاهره (١٢٨٦،
١٣٠٩ و ١٤١١ق) و سپس در بيروت (١٤١٥ق/١٩٩٥م) منتشر شده است.
٢. تحفة الحبيب على شرح الخطيب، كه حاشيهاي است بر الاقناع فى حل الفاظ
ابى شجاع. چنانكه بجيرمى خود گفته است، وي ابتدا برخى از حواشى المنهج را
برگزيده، و سپس مطالبى بر آن افزوده است (نك: ١/٧). اين كتاب نخست در
قاهره (١٢٨٦ و ١٣٠٩ق) در ٤ جلد و سپس در بيروت (١٤١٧ق/١٩٩٦م) در ٥ جلد به
چاپ رسيده است.
مآخذ: بجيرمى، سليمان، التجريد لنفع العبيد، بيروت، ١٤١٥ق/١٩٩٥م؛ همو، تحفة
الحبيب، بيروت، ١٤١٧ق/١٩٩٦م؛ بيطار، عبدالرزاق، حلية البشر، به كوشش محمد
بهجت بيطار، دمشق، ١٣٨٢ق/١٩٦٣م؛ جبرتى، عبدالرحمان، عجائب الا¸ثار، به
كوشش حسن محمد جوهر و ديگران، قاهره، ١٣٨٦ق/١٩٦٦م؛ خفاجى، محمد عبدالمنعم،
الازهر فى الف عام، بيروت، عالم الكتب؛ دمياطى، ابوبكر، اعانة الطالبين،
بيروت، دار الفكر؛ شروانى، عبدالحميد، حواشى، بيروت، دار الفكر؛ مرادي، محمد،
سلك الدرر، بيروت، ١٤٠٨ق/١٩٨٨م؛ نووي جاوي، محمد، نهاية الزين، بيروت،
دارالفكر.
سيمين محقق