دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٧٧١
| برك جلد: ١١ شماره مقاله:٤٧٧١ |
بُرَك، حجّاج بن عبدالله صَريمى (مق ح ٤٠ق/٦٦٠م)، ضارب معاوية بن ابى
سفيان. ظاهراً واژة «برك» كنايه از دليري و جنگاوري است (ابن دريد، ٢٤٧؛
ابن منظور، ذيل بَرَك). در برخى منابع، اين شهرت همچون نام به كار رفته
(كلبى، ٢٣٦؛ طبري، ٥/١٤٣)، اما در منابع ديگر تصريح شده كه نام اصلى برك،
حجاج بوده است (نك: بلاذري، ٣/٢٥١؛ مبرد، ٣/١٩٦، ٢٠١). برك از تيرة بنى صريم
بن مُقاعس از قبيلة بزرگ بنى تميم بود (كلبى، همانجا؛ ابن حزم، ٢١٨).
به روايت مشهوري كه بسيار قابل نقد به نظر مىرسد (مثلاً نك: جعيط، ٢٩٧؛
ولهاوزن، ٨٧)، برك يكى از ٣ تنى بود كه در مكه هم قسم شدند در يك زمان
اميرالمؤمنين على(ع)، معاويه و عمروعاص را در كوفه، شام و مصر از ميان
بردارند (ابن سعد، ٣/٣٥-٣٦؛ ابن ابى الدنيا، ٩١؛ مبرد، همانجا؛ بلاذري،
٣/٢٥١-٢٥٢؛ طبري، همانجا). در مآخذ موجود، اطلاعات چندانى دربارة برك نيامده
است و گذشته از آنكه در همان روايت مشهور، هر ٣ تن از خوارج شمرده شدهاند،
به روايت خليفة بن خياط، برك از جمله خوارجى بود كه از پيكار نهروان جان
سالم بدر بردند (١/٢٢٤).
به هر حال، برك مأموريت قتل معاوية بن ابى سفيان را برعهده گرفت و به
روايت مذكور، در همان روزي كه عبدالرحمان ابن ملجم مرادي، امام على(ع)
را مجروح كرد، بُرك نيز در حالى كه معاويه در مسجد نماز جماعت مىگزارد،
ظاهراً با خنجر به او هجوم آورد، اما ضربت وي بر پشت معاويه فرود آمد (ابن
سعد، همانجا؛ مبرد، ٣/٢٠١؛ بلاذري، ٣/٢٥٢؛ قس: دينوري، ٢١٣، كه در روايت او،
«نزال» به احتمال بسيار تصحيف برك است). روايتها، دربارة سرنوشت برك پس از
اقدام به قتل معاويه، متفاوت است. بر مبناي يك روايت، معاويه فرمان داد
تا او را به طرز فجيعى به قتل رسانند (همانجاها). اما بر مبناي چند روايت
ديگر - كه همگى داستان گونه به نظر مىرسند و به همين سبب، ماجرا را مشكوك
جلوه مىدهند - برك ظاهراً براي نجات جانش، داستان پيمان خود و دو تن ديگر
را به آگاهى معاويه رسانيد و با اينكه از نتيجة كار ابن ملجم بىاطلاع بود،
معاويه را به قتل امام على(ع) اميدوار كرد (مبرد، ٣/٢٠٢؛ طبري، ٥/١٤٩)، يا
حتى پيشنهاد كرد كه خود، امام على(ع) را به شهادت برساند (مسعودي، ٢/٤١٧).
بر مبناي چند روايت ديگر، معاويه به طرز عجيبى مداوا شد، اگرچه گفتهاند كه
اين ضربت او را مقطوعالنسل كرد (بلاذري، طبري، همانجاها). برك نيز با آنكه
دست و پايش را قطع كرده بودند، در بصره مسكن گزيد و حتى داراي زن و فرزند
شد، اما زياد بن اَبيه، عامل معاويه بر عراق، او را بدينسبب كه خليفه را
از داشتن فرزندان بيشتر محروم كرده بود، به قتل رسانيد (بلاذري، مبرد،
همانجاها).
داستان برك و معاويه، از موضوع توطئة شهادت اميرالمؤمنين على(ع) و نيز
اقدام به قتل عمروعاص - كه آن نيز نافرجام ماند (نك: مبرد، همانجا) - جدا
نيست؛ زيرا در نتيجة اين توطئه، امام على(ع) به شهادت رسيد و راه براي
معاويه در اشغال كرسى خلافت هموار شد. از اين منظر، توطئة مذكور بسيار عميقتر
و پيچيدهتر از آنچه در روايتهاي موجود انعكاس يافته است، جلوه مىكند.
مآخذ: ابن ابى الدنيا، ابوبكر، «مقتل اميرالمؤمنين على بن ابى طالب
عليهالسلام»، به كوشش عبدالعزيز طباطبايى، تراثنا، قم، ١٤٠٨ق، س ٣، شم ٣؛
ابن حزم، على، جمهرة انساب العرب، بيروت، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ ابن دريد، محمد،
الاشتقاق، به كوشش عبدالسلام محمد هارون، بغداد، ١٣٩٩ق/١٩٧٩م؛ ابن سعد،
محمد، الطبقات الكبري، بيروت، دارصادر؛ ابن منظور، لسان؛ بلاذري، احمد،
انساب الاشراف، به كوشش سهيل زكار و رياض زركلى، بيروت، ١٤١٧ق/١٩٩٦م؛
جعيط، هشام، الفتنة، ترجمة خليل احمد خليل، بيروت، ١٩٩٥م؛ خليفة بن خياط،
تاريخ، به كوشش سهيل زكار، دمشق، ١٩٦٨م؛ دينوري، احمد، الاخبار الطوال، به
كوشش عبدالمنعم عامر، قاهره، ١٩٦٠م؛ طبري، تاريخ؛ كلبى، هشام، جمهرة
النسب، به كوشش ناجى حسن، بيروت، ١٤٠٧ق/ ١٩٨٦م؛ مبرد، محمد، الكامل، به
كوشش محمدابوالفضل ابراهيم، قاهره، مكتبة النهضة؛ مسعودي، على، مروج الذهب،
به كوشش يوسف اسعد داغر، بيروت، ١٤٠٤ق/ ١٩٨٤م؛ ولهاوزن، يوليوس، الدولة
العربية و سقوطها، ترجمة يوسف عش، دمشق، ١٣٧٦ق/١٩٥٦م. على بهراميان