دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٧٥٧
| برغش جلد: ١١ شماره مقاله:٤٧٥٧ |
بُرْغُش، پايتخت ناحية قشتالة١ كهن در دوران اسلامى. اين شهر امروزه مركز
ايالت بورگس در شمال اسپانيا، و در درهاي در دو سوي رود آرلانزون قرار دارد.
اين نام را به صورت بُرغوش نيز ضبط كردهاند (ابن عذاري، ٤/٥١).
جغرافىنويسان مسلمان برغش را از اقليم ششم در منطقة جليقيه٢، در غرب
بنبلونه٣ دانستهاند (ابن سعيد، ١٨٠؛ ابوالفدا، ١٨٤- ١٨٥).
هنگامى كه مسلمانان اندلس را فتح كردند، برغش وجود نداشت. در جاي اين شهر
چند روستا بود كه گهگاه مسلمانان به آنجا حمله مىكردند. آلفونسوي سوم
پادشاه قشتاله (سل ٢٥٤-٢٩٦ق/٨٦٨ -٩٠٩م) پيرامون اين روستاها بارويى كشيد و
قلعهاي براي دفاع از آنجا در برابر حملات مسلمانان ساخت. بدينگونه، هستة
نخستينِ شهر برغش شكل گرفت و پس از آن پايتخت قشتالة كهن شد (عنان،
الا¸ثار...، ٣١٠؛ قس: ٢ .(EI
در ٣٢٢ق عبدالرحمان سوم، ناصر خليفة اموي اندلس، در نبرد معروف به وَخشمه٤
(ابن دلايى، ٦٨)، جليقيه را در نورديد، راميروي دوم (رُذمير بن اُردون)
پادشاه ليون به وخشمه عقب نشست. ناصر پس از محاصرة آنجا برغش و بسياري از
دژهاي آن ناحيه را ويران ساخت (ابن حيان، ٥/٣٤١-٣٤٣؛ مقري، ١/٣٦٤؛ عنان،
دولة الاسلام...، ٢/٤٠١-٤٠٤).
از ٣٢٨ق/٩٤٠م فرنان گنثالث٥، كنت برغش، خود را از پادشاهى ليون مستقل
ساخت و مرزهاي قلمرو خود را تا قشتاله، اشتوريش٦، سِرِزو، لنترون و الوا
گسترش داد. در اواخر دوران حكمرانى ناصر، برغش مانند ليون و بنبلونه خراجگزار
او بود ( ٢ .(EI
در ٣٩٠ق/١٠٠٠م منصور بن ابى عامر، براي نبرد با مسيحيان به قشتاله لشكر
كشيد و در مسير خود دست به ويرانى زد و در اول شوال همان سال پايتخت آنجا،
برغش را درنورديد و سپس به سرقسطه و بنبلونه حمله كرد و به قرطبه بازگشت
(ابن خطيب، ٧٢؛ عنان، همان، ٢/٥٦٢ -٥٦٣).
فرناندوي اول پيش از مرگ خود در ٤٥٧ق/١٠٦٥م قلمرو خويش را ميان فرزندانش
تقسيم كرد؛ وي حكومت برغش و قشتاله و شهرهاي پيرامون را به پسر بزرگش
سانچو واگذارد (ابن عذاري، همانجا؛ ابن خطيب، ٣٢٩-٣٣٠؛ عنان، دول الطوائف،
٢٢٣).
به گفتة ادريسى در سدة ٦ق برغش شهري بسيار بزرگ و مستحكم بوده است و رودي
از ميان آن عبور مىكرده، و باروهايى دو بخش شهر را در بر مىگرفته است.
بيشتر ساكنان يكى از دو بخش يهودي بودهاند. همچنين برغش ناحيهاي آبادان،
پر آب و حاصلخيز و داراي تاكستانهاي فراوان و كشتزارهاي وسيع بوده، و از
مراكز مهم بازرگانى به شمار مىرفته است (٢/٧٣٢، ٧٣٥-٧٣٦، ٧٤٠؛ نيز نك: ابن
عبدالمنعم، ٨٨). در برغش كارگاههاي اسلحهسازي نيز وجود داشته است (ابن
سعيد، ١٨٠-١٨١؛ ابوالفدا، ١٨٥).
برغش امروزه شهري بزرگ، باشكوه و زيباست. از آنجا كه اين شهر تحت سلطه و
حكومت مسلمانان درنيامده، آثار اسلامى در آن ديده نمى شود. با اين حال،
داراي آثار باستانى بسياري، از جمله كليساها، ديرها و كاخهاي تاريخى است؛ از
آن ميان، كليساي جامع برغش در مركز شهر، از باشكوهترين و بزرگترين
كليساهاي اسپانياست كه تاريخ بناي آن به ٦١٨ق/١٢٢١م در زمان فرناندوي
سوم، پادشاه قشتاله باز مىگردد و بزرگترين اثر باستانى به سبك گوتيك در
تمام اسپانياست. در پيرامون برغش دروازهاي با ٣ طاق به سبك معماري عربى
به نام «طاق مارتين مقدس» وجود دارد (عنان، الا¸ثار...، ٣١٢).
بناي ديگر، ديري است كه آلفونسوي هشتم، پادشاه قشتاله (حك ٥٥٣ -٦١١ق/١١٥٨-
١٢١٤م) ساخته است (همو، عصر...، ٢/٥٩٢). اين دير كه در بلنديهاي برغش واقع
است، نمايى از طاقهاي عربى در آن به چشم مىخورد. در كنار يكى از اين
طاقها كه به شيوة مساجد اسلامى ساخته شده است، چند ستون قرار دارد. تأثير
هنر مُدَجَّنى (مدجّنون = مسلمانان مسيحى شده، نك: ه د، ١٠/٣٤٦) در ساختمانها
و تزيينات دير آشكار است. در اطراف صحن داخلى آن طاقهاي عربى بنا شده است
و در سقف يكى از رواقها نوشتههاي كوفى و نقشهاي عربى ديده مىشود. در گنبد
ساختمان اصلى تزيينات و نوشتههاي عربى از جمله عبارت «بسمالله» وجود
دارد. چنين مىنمايد كه هنرمندان و صنعتگران مدجن، آيات قرآنى و عبارات
عربى را بىآنكه معنى آن را دريابند، تنها به عنوان تزيينات در بنا به كار
مىبردهاند.
جالب توجه است كه دَرِ نمازخانه به شيوة عربى و با مقرنسهاي چوبى به شكل
ستارههايى درون خانههاي ٧ ضلعى تزيين شده است. به عقيدة برخى از محققان
اين كار مربوط به سدة ٥ ق/١١م يا اوايل سدة ٦ ق/١٢م و با سبك ساخت اندلسى
است و شايد به عنوان غنيمتى گرانبها از مقصوره يا منبر يكى از مساجد اسلامى
به اينجا منتقل شده، و آلفونسوي هشتم آن را در دير خود كار گذاشته است.
پرچمى بزرگ با نقشها و نوشتههاي اسلامى (٣٠/٣ ئ ٢٠/٢ متر) در سردر يكى از
سالنها آويخته شده كه گفته مىشود در نبرد مشهور عُقاب كه در ٦٠٩ق/ ١٢١٢م
روي داد و به شكست موحدون و پيروزي اسپانياي مسيحى به رهبري آلفونسوي
هشتم انجاميد، به غنيمت گرفته شده است (عنان، همان، ٣١٢-٣١٤). در اين دير
و در موزة شهر برغش آثار ديگري از دورة مدجنى به چشم مىخورد (همان،
٣١٦-٣١٧).
مآخذ: ابن حيان، حيان، المقتبس، به كوشش چالمتا و ديگران، مادريد، ١٩٧٩م؛
ابن خطيب، محمد، اعمال الاعلام، به كوشش لوي پرووانسال، بيروت، ١٩٥٦م؛
ابن دلايى، احمد، ترصيع الاخبار، به كوشش عبدالعزيز اهوانى، مادريد، ١٩٦٥م؛
ابن سعيد مغربى، على، الجغرافيا، به كوشش اسماعيل عربى، بيروت، ١٩٧٠م؛
ابن عبدالمنعم حميري، محمد، روض المعطار، به كوشش احسان عباس، بيروت،
١٩٨٠م؛ ابن عذاري، احمد، البيان المغرب، به كوشش احسان عباس، بيروت،
١٩٨٣م؛ ابوالفدا، تقويم البلدان، به كوشش رنو و دوسلان، پاريس، ١٨٤٠م؛
ادريسى، محمد، نزهةالمشتاق، قاهره، مكتبة الثقافة الدينيه؛ عنان، محمد
عبدالله، الا¸ثار الاندلسية الباقية فى اسبانيا و البرتغال، قاهره،
١٣٨١ق/١٩٦١م؛ همو، دول الطوائف، قاهره، ١٣٨٠ق/١٩٦٠م؛ همو، دولة الاسلام فى
الاندلس، قاهره، ١٤٠٨ق/١٩٨٨م؛ همو، عصر المرابطين و الموحدين فى المغرب و
الاندلس، قاهره، ١٣٨٤/١٩٦٤م؛ مقري تلمسانى، احمد، نفح الطيب، به كوشش
احسان عباس، بيروت، ١٣٨٨ق/١٩٦٨م؛ نيز:
٢ .
محمدرضا ناجى