دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٧٥٦
| برغش جلد: ١١ شماره مقاله:٤٧٥٦ |
بَرْغَش (سل ١٢٨٧- ١٣٠٥ق/١٨٧٠- ١٨٨٨م)، پادشاه زنگبار. وي پنجمين پسر سعيد
سلطان اباضى مذهب عمان و زنگبار است (نك: ه د، آل بوسعيد) كه پس از مرگ
پدرش كوشيد تا حكومت زنگبار را به دست آورد، اما در آغاز موفق نشد و ناچار به
وليعهدي برادر بزرگترش، ماجد اكتفا كرد (بنت سعيد، ١٥٩). او همواره با برادر
خود مخالفت مىكرد و حتى يك بار نزديك بود با همراهى رؤساي شماري از قبايل
و برخى از نزديكانش قدرت را از چنگ برادر بيرون آورد كه با مداخلة انگليسيها
ناكام ماند و در نتيجه دو سال را به حالت تبعيد در بمبئى گذراند (همو،
٢٥٩-٢٧٤؛ سديدالسلطنه، ١٤٣، ١٨٥؛ پيرس، .(١٦٧
حكومت برغش هنگامى آغاز شد كه زنگبار به يكى از دورانهاي دشوار تاريخ خود
نزديك مىگشت و هر چند به باور برخى از نويسندگان، اگر حمايتهاي دولت
انگليس نمىبود، شايد حكومت زنگبار در برابر تلاطمهاي ناشى از رقابت قدرتهاي
اروپايى از ميان مىرفت (نك: همو، ٢٦٣ ؛ سعيد روئت، .(٤٢٩ اما در حقيقت
فروپاشى دولت زنگبار از مدتها پيش، پس از مرگ سعيد در ١٢٧٣ق/١٨٥٦م، آغاز
شده بود (جمل، ٩٢؛ قيسى، ٣٣- ٣٥). سعيد پدر برغش كه از دوستان وفادار دولت
انگليس به شمار مىرفت، در پايان عمر، خود را قربانى توطئه و بدعهدي دولت
انگليس مىدانست (پيرس، ١٣٤ ؛ سديدالسلطنه، ١٤٠). با مرگ سعيد ابتدا نزاع
ميان برادران بر سر قدرت موجب جدايى كامل مسقط و زنگبار و فروپاشى كامل
اتحاد ٧٠ سالة اين دو قلمرو گرديد (جمل، همانجا؛ بازورث، ١٢٩؛ لوفشى، ٥٥ ؛
سديدالسلطنه، ١٤٠، ١٦٠، ١٨١) و پس از آن مداخلات مستقيم دولت انگليس و
رقابت ديگر قدرتهاي اروپايى به ويژه آلمان و فرانسه موجبات تضعيف هر چه
بيشتر حكومت زنگبار شد و سرانجام وابستگى كامل آن را به انگليس به بار آورد
(همانجا؛ نيز نك: لوفشى، ٥٨ .(٥٢, برخى برآنند كه تقسيم متصرفات سعيد ميان
فرزندانش، خواست خود وي بوده است و گماردن دو فرزندش بر مسقط و زنگبار در
غياب خود، دليل اين تصميم است (قاسم، ٢٥٧- ٢٥٨؛ قس: ه د، آل بوسعيد).
برغش كه خواهرش او را به لحاظ هوش و زيركى و قاطعيت از همة اعضاي خانواده
برتر شمرده است (نك: بنت سعيد، ٢٦٤)، در جريان منع تجارت برده تا آنجا كه
توانست در برابر دولت انگليس ايستادگى كرد، اما در ١٢٩٠ق/١٨٧٣م تحت فشار
دولت انگليس به ناچار پيمان منع تجارت برده را كه براي حيات اقتصادي
زنگبار سخت زيانبار بود، با نمايندگان دولت انگليس امضا كرد (قيسى، ٣٦؛
هولينگزورث، ١٦-١٧؛ لندن، ٢٠٨ ؛ سديدالسلطنه، ١٨٦). دولت انگليس اندكى بعد
به جبران زيانى كه از منع تجارت برده متوجه زنگبار مىشد، پرداخت ساليانه
مبلغى را به سلطان برغش برعهده گرفت (همو، ٢٢٠)؛ هرچند سالها، تجارت برده
همچنان در قلمرو فرمانروايى او به طور مخفى و به دست عاملان حكومتى زير
فرمان سلطان گزارش شده است (نك: استانلى، ٢/١٨٧).
در ١٢٩٣ق/١٨٧٥م و شايد به پاداش امضاي معاهدة ياد شده، برغش به طور رسمى
به انگلستان دعوت شد و مورد استقبال و احترام فراوان قرار گرفت. وي در ضمن
اين سفر از پرتغال و فرانسه نيز ديدن كرد (نك: سديدالسلطنه، ١٨٧، ١٩١-١٩٢، ٢٠٤
بب، كه بخشى از سفرنامة برغش به اروپا را آورده است؛ هولينگز ورث، همانجا؛
پيرس، .(٢٦٥ اين ديدارها و همچنين اقامت دو ساله در بمبئى، وي را به انديشة
ايجاد پارهاي تغييرات در وضع زندگى و معيشت مردم منطقه واداشت. مهمترين
اقدام او كه تا سالها اهميت شايان ذكر داشت، تأمين آب آشاميدنى سالم براي
مردم زنگبار بود (همو، ٢٦٤ -٢٦٣ ؛ سعيد روئت، همانجا). وي همچنين با تأسيس خط
كشتيرانى و توسعة روابط زنگبار با دولتهاي خارجى، زمينة به دست آمدن
نيازمنديهاي ضروري مردم را با بهاي مناسبتر فراهم آورد (هولينگزورث، ١٤-
١٥). از ديگر اقدامات مهم وي اختصاص كشتى براي انتقال رايگان زائران خانة
خدا در موسم حج بود (سالمى، ٢/٢٢٩؛ پيرس، .(٢٦٤ وي در سازمان ارتش كوچك
زنگبار نيز دست به تغييراتى زد (سديدالسلطنه، ١٤١) كه يكى از هدفهاي آن
كنترل ممنوعيت تجارت برده بود (هولينگز ورث، ١٨).
در پايان عمر برغش، به موجب معاهدهها و توافقهاي ميان دولتهاي انگليس و
فرانسه و آلمان، قلمرو حكومت وي ميان انگليس و آلمان تقسيم شد و او در
حالى كه بر بخش بسيار اندكى از قلمرو وسيع پدرش حكومت مىكرد و تنها نامى
از سلطنت را برخود داشت، در اندوه و تلخكامى و احساس خجلت درگذشت (همو،
٢٣-٢٤؛ قيسى، ٣٧؛ پيرس، .(٢٦٩
به استثناي تمجيدهايى كه در روزنامههاي لندن، هنگام ديدار برغش از
انگلستان - كه قطعاً به اشارة دولت انگليس يا به تأثير از حال و هواي به
وجود آمده از امضاي قرارداد منع تجارت برده نوشتهاند (نك: سديدالسلطنه، ١٨٢-
١٨٣؛ قس: فيليپس، - وصف او به قاطعيت و پايداري بر سر سخن خود، بيشتر ناظر
به كاربرد زور و خشونت در بيرون آوردن زمين و اموال از چنگ صاحبانشان بوده
است (نك: پيرس، ٢٦٤-٢٦٥ .(٢٦٣, خواهر برغش او را مردي تندخو، متعصب، خشن و
بىرحم - كه نزديكترين كسان خود را قربانى قساوت و تعصب خويش ساخت -
معرفى كرده است (بنت سعيد، ٣٠٨-٣١٤). او با اينهمه قاطعيت و خشونت نسبت به
خاندان خود و مردم، در برابر دستورهاي دولت انگليس تسليم بود (قيسى، ٣٥).
مآخذ: استانلى، هنري مورتن، سفرنامة افريقا، ترجمة رضاقلى نيرالملك، به كوشش
علىاكبر خداپرست، تهران، ١٣٦٧ش؛ بازورث كليفورد ادموند، سلسلههاي اسلامى،
ترجمة فريدون بدرهاي، تهران، ١٣٤٩ش؛ ؛ بنت سعيد، سالمه، مذكرات اميرة
عربية، ترجمة عبدالمجيد قيسى، قاهره، ١٤٠٦ق/١٩٨٥م؛ جمل، شوقى و عبدالله
ابراهيم، تاريخ افريقا، الحديث و المعاصر، دوحه، ١٤٠٧ق/١٩٨٧م؛ سالمى،
عبدالله، تحفة الاعيان، مكتبة الاستقامة، ١٣٥٠ق؛ سديدالسلطنه، محمدعلى، تاريخ
مسقط و عمان، بحرين و قطر و روابط آنها با ايران، به كوشش احمد اقتداري،
تهران، ١٣٧٠ش؛ قاسم، جمال زكريا، دولة بوسعيد فى عمان و شرق افريقيا،
قاهره، مكتبة القاهرة الحديثه؛ قيسى، عبدالمجيد، مقدمه بر مذكرات... (نك: هم،
بنت سعيد)؛ هولينگز ورث، ل. و.، زنجبار، ترجمة حسن حبشى، قاهره، ١٩٦٨م؛ نيز:
, R. G., Oman Since ١٨٥٦, Princeton, ١٩٦٧; Lofchie, M., F., Zanzibar: Background
to Revolution, London, ١٩٦٥; Pearce, F. B., Zanzibar, London, ١٩٦٧; Phillips,
W., Oman, Beirut,١٩٧١; Said-Ruete, R., X The Al - Bu - Said Dyanasty in Arabia
and East Africa n , Journal of the Central Asian Society, ١٩٢٩, vol. XVI.
محمد سيدي