دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٧٥٠
| برسى جلد: ١١ شماره مقاله:٤٧٥٠ |
بُرْسى، رضىالدين حافظ رجب بن محمد بن رجب حلى (د پس از ٨١٣ق/١٤١٠م)،
محدث، عارف و نويسندة آثاري چون مشارق الانوار . وي در معرفى خويش، خود را
«رجب الحافظ» خوانده (مثلاً نك: ص ٥، ١٤)، و در سرودههايش «حافظ برسى» يا
«حافظ» تخلص كرده است (مثلاً ص ٢٤٠، ٢٤٦، ٢٤٧، ملحقات) و اين نشان مىدهد
كه حافظ را شهرتى براي خود، و نه لقبى ستايشآميز مىشمرده است.
مشارق الانوار برسى از همان سدة ٩ق/١٥م در برخى محافل اماميه كتابى
شناخته شده بود، چنانكه نخستين نقلها از آن به حدود سال ٨٩٥ق، يعنى به
نوشتههاي كفعمى بازمىگردد (نك: المقام...، ٢٤، المصباح، ١٧٦، ١٨٣، جم) و در
سدههاي بعد نيز سيدولىالله رضوي در كنزالمطالب (تأليف:٩٨٠-٩٨١ق) و
فيضكاشانى (د ١٠٩٠ق/١٦٧٩م) در كلمات مكنونه از اين كتاب بهره گرفتهاند
(نك: آقابزرگ، ١٨/١٦٦؛ فيض، ١٩٦) و در سدة ١٢ق، استفاده از آن گسترش بيشتري
يافته است. با اينهمه، نام برسى تا ٣ قرن پس از وفاتش به كتب رجال
اماميه راه نيافت و نخستين توجهات رجال شناختى به او از سوي حر عاملى (د
١١٠٤ق/١٦٩٣م) و افندي (د ١١٣٠ق/١٧١٨م)، بوده است.
دربارة نسبت او به برس، بيشتر احتمال داده شده كه اشاره به برس قريهاي
ميان كوفه و حله بوده است ( قاموس، ذيل برس)، اما گاه نيز آن را نسبت
به روستايى در خراسان دانستهاند (قمى، الكنى...، ٢/١٦٧؛ نيز نك: لغتنامه
...، ذيل برس). شيبى در تحقيق خود، تلاش داشته است تا با تمسك به قراينى،
ايرانى تبار بودن او را تقويت كند (نك: ٢/٢٢٥-٢٢٦). براساس بيتى از او (نك:
امينى، ٧/٦٧)، گفته شده كه وي در برس ديده بهجهان گشود و روزگارش را در
حله گذرانيد (افندي، ٢/٣٠٤؛ امين، ٦/٤٦٥).
در شرحاحوالى كه حرعاملى ( امل...، ٢/١١٧) و افندي(همانجا) از وي به دست
دادهاند، براساس برداشت از نوشتهها و سرودههايش، وي را محدث، فقيه، اديب
و صوفى دانستهاند و شيخ حر به خصوص در يادكردهايش از وي در الجواهر (ص ١٥،
٩٦، جم )، بارها او را «عارف» خوانده است. دربارة عرفان او بايد يادآور شد كه
زمينهاي قوي از عرفان نظري در سراسر نوشتههايش وجود دارد؛ شيبى بر پاية
تحليل مشارق الانوار، به مطالعة نسبتاً گستردهاي پرداخته، و پىجوي ارتباط
انديشة او با شخصيتهايى چون سيدحيدر آملى و فضلالله حروفى و تأثر او از
عارفان متقدم چون حلاج بوده است (نك: ص ٢/٢٢٤ بب).
برسى بر علم اسرار حروف و اعداد نيز آگاهى داشت (نك: افندي، شيبى، همانجاها)
و اين امر در سراسر آثارش، به خصوص مشارق، در شرح اخبار به ياريش آمده
است. وي از ذوق ادبى نيز بهره داشت و افزون بر توانايى در نثر، در سرودن
شعر نيز چيره دست بود (نك: حر عاملى، امل، ٢/١١٧- ١١٨؛ امين، ٦/٤٦٦ بب).
برسى در مرور كوتاه خود بر عقايد اماميه، پايبندي خود به اعتقادات مشهور
اين مذهب را نشان داده است (نك: ص ٢١٤- ٢١٥) و ضمن معرفى دو گروه اهل
افراط و تفريط ، خود را از «نمط اوسط» دانسته كه آنان را «عارفون» خوانده است
(ص ١٩٨). برسى با اينكه بارها از غلات انتقاد كرده (مثلاً ص ٢١٣)، بازتاب
برخى انديشهها در نوشتههاي وي موجب گمانهايى دربارة عقايد خاص مذهبى او
شده است. بايد دانست كه او خود متوجه ويژگى توهم زاي كتابش بوده، و بارها
اين نكته را كه برخى معاصرانش اين تعاليم را برنخواهند تافت، گوشزد كرده
است (مثلاً ص ١٤، ٤١).
به هر حال، حر عاملى بر وجود «افراط» در كتاب او صحه گذارده، و بدون اشاره
به ناقدان، يادآور شده است كه برخى او را به «غلو» منتسب ساختهاند (همان،
٢/١١٧). مجلسى نيز در يادكردي از او، با تعبيري محتاطانه از وجود مطالبى
«موهم خبط و خلط و ارتفاع» در كتاب وي سخن آورده است (نك: ١/١٠؛ براي تأييد
آن، نك: افندي، ٢/٣٠٧؛ خوانساري، ٣/٣٢٤؛ براي شمردن او از غلات شيعه، نك:
بغدادي، ١/٣٦٥). در عين حال، برخى به صراحت او را از غلو بري دانسته، و
مسألة او را در حد شذوذ و غرابت شمردهاند (مثلاً نك: بروجردي، ٢/١٦٢؛ امينى،
٧/٣٣-٣٤). همين انتقادها موجب گشته است تا در نقد رجالى، حر عاملى از عدم
علم به وثوق برسى سخن به ميان آورد ( وسائل...، ٣٠/١٥٩-١٦٠) و مجلسى
رواياتى را كه وي بدان متفرد بوده است، در خور اعتماد نشمرد (١/١٠،
٤٢/٣٠٠-٣٠١). گفتنى است كه هم مذهب و هم وثاقت برسى در نقل، در آثار
معاصران نيز موضوع بحث و گفت و گوست (مثلاً نك: حسنى، ٢٩٢ بب).
در واقع، آنچه از غرابت در آثار برسى، به خصوص مشارق ديده مىشود، بخشى
ناشى از اخبار متفرد اوست كه در ديگر متون حديثى شيعه يافت نمىشود و بخشى
ديگر ناشى از شروحى است كه وي بر اخبار گوناگون به دست داده است. دربارة
تفرد او در نقل روايات، از جمله رواياتى بلند چون خطبة افتخار و خطبة تطنجيه،
بايد توجه داشت كه وي به طيف درخور توجهى از منابع متقدم شيعه، از جمله
الواحدة ابن جمهور دسترسى داشته است (مثلاً نك: ص ١٦٢؛ نيز كلبرگ، و دربارة
شروح او بايد به مشربش در عرفان و اسرار حروف توجه داشت.
دربارة سالهاي زندگى برسى، مىدانيم كه وي مشارقالانوار خود - ظاهراً تحرير
نخست - را در ٧٧٣ق تأليف كرده (نك: حر عاملى، امل، همانجا)، و مىتوان گفت
كه در اين زمان به مرحلهاي از پختگى علمى رسيده بوده است؛ با اين حال،
وي نزديك به ٤٠سال پس از اين تاريخ نيز زنده بوده است و واپسين
آگاهيهاي ما از زندگانى او به دهة ٨١٠ق بازمىگردد؛ چه، او در ٨١١ق مشارق
الامان را به پايان آورده (نك: افندي، ٢/٣٠٥؛ آقابزرگ، ٢/٢٩٩)، و در ٨١٣ق،
تحرير مشارق الانوار - ظاهراً تحرير دوم آن - را به انجام رسانيده است (نك:
افندي، ٢/٣٠٧؛ نيز فهرست...، ٥/٥٦٨؛ قس: مركزي، ١٢/٢٥٩٨ كه تاريخ تأليف در
آن ٨١٥ق آمده است).
نشانهاي در دست نيست كه سفر برسى در اواخر عمر به ايران را تأييد كند، اما
برپاية اشارة معصوم عليشاه، وي در مشهد درگذشته، و در همانجا مدفون شده است
(٣/٧١١). همچنين خوانساري (٣/٣٣٠) بقعة حافظ رجب در اردستان را از آن برسى
دانسته است (قس: قمى، الفوائد...، ١٨١).
مهمترين اثر برسى كتاب مشارق الانوار اليقين فى حقائق اسرار اميرالمؤمنين،
به صورت مجموعهاي از نقل و شرح در باب ولايت اميرالمؤمنين و ديگر ائمه
(ع) است كه بارها، از جمله در بمبئى (١٣٠٣ و ١٣١٨ق) و بيروت (١٣٧٩ق)، و نيز
به كوشش على عاشور در همانجا (١٤١٩ق) به چاپ رسيده است. گفتنى است كه
برخى نسخههاي شناخته شده از كتاب، كاملتر از متن چاپى بوده است (مثلاً
نسخة مكتوب در كاشان، نك: آقابزرگ، ٢١/٣٤) و از همينروست كه شماري از
احاديث منقول در كتب محدثان اماميه در نسخههاي چاپى دست نايافتنى است
(مثلاً نك: بحرانى، حلية...، ٢/١٢٨، مدينة...، ١/٢٢٨، ٢٣٠، ٢٥٣، جم). تقىالدين
عبدالله حلبى گزيدهاي از اين كتاب را با عنوان الدر الثمين فراهم آورده
كه گاه به شخص برسى نسبت داده شده است (افندي، همانجا؛ آقابزرگ، ٨/٦٤؛
قس: بغدادي، همانجا؛ فهرست، ٤/٤٠٩). محمدزمان عارف متخلص به ساقى (د
١٢٨٦ق/ ١٨٦٩م) نيز خلاصهاي از مشارق را ساخته است (براي نسخة خطى آن، نك:
آقابزرگ، ٧/٢٣٣). حسن خطيب كرمانى نيز در ١٠٩٠ق ترجمهاي شرح گونه به
فارسى بر كتاب با عنوان مطالع الاسرار به دستور شاه سليمان صفوي پرداخته
است (همو، ٩(٢)/٦٦٠، ١٤/٦٥؛ ٢١/١٤١؛ براي منتخبى از آن، نك: ٦٦١ II/٢٠٤, ؛
GAL,S, نيز قصيدهاي در مدح مشارق از سنجاري، نك: آقابزرگ، ٩(٢)/٤٧٢). برخى
از نسخ موجود در كتابخانهها، با عناوينى چون اسرار الحروف، خفى الاسرار و نيز
اسرار الائمة به چشم مىخورد كه ظاهراً همان مشارقالانوار است (نك: مركزي،
١٢/٢٨٢٦؛ ملى، ٩/٤٩٦؛ مرعشى، ١٦/١٥٩).
از ديگر آثار اوست: ١. الالفين فى وصف سادة الكونين، كه در اختيار مجلسى
قرار داشته (نك: ١/١٠)،و آقابزرگ تهرانى(٢/٢٩٩) به نسخهاي از آن اشاره
كرده است (نيز نك: II/٢٠٤ )؛ GAL,S, ٢. تفسير سورة التوحيد ( فهرست، ١/١٢٧- ١٢٨؛
مركزي، ٨/٦٩٦)، رسالهاي كوچك كه به ضميمة وحدت از ديدگاه عارف و حكيم
(تهران، ١٣٦٢ش) به چاپ رسيده است؛ ٣. لوامع انوار التمجيد و جوامع اسراره
فى التوحيد، متنى است كوتاه مشتمل بر اعتقادات مؤلف كه به عنوان
مقدمهاي بر مشارق بدان الحاق شده (نك: كنتوري، ٤٨١؛ آقابزرگ، ١٨/٣٦٢)، و در
نسخچاپى نيز در آغاز مشارق همو (ص ٥ - ١٣) جاي گرفته است؛ ٤. مشارق الامان
فى لباب حقائق الايمان، با مضمونى نزديك به مشارق الانوار كه از آخرين
نوشتههاي برسى است (نك: افندي، ٢/٣٠٥؛ قس: كنتوري، ٥٢١) و نسخى از آن
برجايمانده است(آقابزرگ، ٢١/٣٣؛مرعشى، ٥/١٦٣؛ قس:آستان...، ١١/٦٨٢؛ براي
عناوين آثار يافت نشده، نك: افندي، ٢/٣٠٥، ٣٠٧- ٣٠٨؛ حر عاملى، امل، ٢/١١٧).
از سرودههاي برسى نيز قطعههايى برجاي مانده كه همگى در باب فضايل اهل
بيت(ع) است (مثلاً نك: ديلمى، ٤٤٦؛ امينى، ٧/٣٣ بب؛ خاقانى، ٢/٣٧١ بب؛ نيز
نك: برسى، ٢٢٥-٢٤٧، ملحقات). فخرالدين احمد بن محمد سبعى احسايى (د پس از
٩٦٠ق)، قصيدهاي از وي در مدح امام على(ع) را تخميس كرده است (نك: قمى،
الكنى، ٢/٣٠٦).
مآخذ: آستان قدس، فهرست؛ آقابزرگ، الذريعة؛ افندي، عبدالله، رياض العلماء،
قم، ١٤٠١ق؛ امين، محسن، اعيان الشيعة، بيروت، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ امينى،
عبدالحسين، الغدير، بيروت، ١٣٨٧ق/١٩٦٧م؛ بحرانى، هاشم، حلية الابرار، به
كوشش غلامرضا مولانا بحرانى، قم، ١٤١١ق؛ همو، مدينة معاجز، به كوشش عزتالله
مولايى همدانى، قم، ١٤١٣ق؛ برسى، رجب، مشارق انوار اليقين، بيروت، ١٣٧٩ق؛
بروجردي، على، طرائف المقال، به كوشش مهدي رجايى، قم، ١٤١٠ق؛ بغدادي،
هديه؛ حر عاملى، محمد، امل الا¸مل، به كوشش احمد حسينى، بغداد،
١٣٨٥ق/١٩٦٥م؛ همو، الجواهر، قم، مكتبة المفيد؛ همو، وسائل الشيعة، به كوشش
محمدرضا حسينى جلالى، قم، ١٤١٤ق؛ حسنى، هاشم معروف، الموضوعات فى الا¸ثار
و الاخبار، بيروت، ١٤٠٧ق/ ١٩٨٧م؛ خاقانى، على، شعراء الحلة، نجف،
١٣٧٢ق/١٩٥٢م؛ خوانساري، محمدباقر، روضات الجنات، بيروت، ١٤١١ق/١٩٩١م؛
ديلمى، حسن، ارشاد القلوب، بيروت، ١٣٩٨ق/١٩٧٨م؛ شيبى، كامل مصطفى، الصلة
بين التصوف و التشيع، بيروت، ١٩٨٢م؛ فهرست كتابخانة مدرسة عالى سپهسالار،
به كوشش ابن يوسف شيرازي و ديگران، تهران، ١٣١٣ش بب؛ فيض كاشانى،
محمدمحسن، كلمات مكنونة، تهران، ١٣٤٢ش؛ قاموس؛ قمى، عباس، الفوائد الرضوية،
تهران، ١٣٢٧ش؛ همو، الكنى و الالقاب، تهران، ١٣٩٧ق؛ كفعمى، ابراهيم،
المصباح، تهران، ١٣٢١ق؛ همو، المقام الاسنى، قم، ١٤١٢ق؛ كنتوري، اعجاز
حسين، كشف الحجب و الاستار، قم، ١٤٠٩ق؛ لغتنامة دهخدا؛ مجلسى، محمدباقر،
بحارالانوار، بيروت، ١٤٠٣ق/ ١٩٨٣م؛ مرعشى، خطى؛ مركزي، خطى؛ معصومعليشاه،
محمدمعصوم، طرائق الحقائق، به كوشش محمدجعفر محجوب، تهران، ١٣٤٥ش؛ ملى،
خطى؛ نيز:
GAL , S ; Kohleberg , E . , A Medieval Muslim Scholar at Work : Ibn T ? w = s
and his Library, Leiden, ١٩٩٢.
بخش فقه، علوم قرآنى و حديث