دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٧٤٣
| برس جلد: ١١ شماره مقاله:٤٧٤٣ |
بِرْس، يا بُرْس، نام شهري باستانى بر كرانة رود فرات، نزديك محل شهر
باستانى بابل، و اكنون در جنوب شرقى كربلا و شمال نجف. در وجه تسمية آن
گفتهاند كه چون در آنجا پارچههاي كتانى مىبافتند، آن را برس (پنبه)
خواندهاند. برخى آن را مأخوذ از بلوس١، الهة باستانى كه حدس زده مىشود
معبدش در برس بوده، دانستهاند (باكينگم، ٤٨٧ ؛ استرابن، ؛ VII/٢٠٣ نيز نك:
ابوعبيد، ١/٢٤١).
آثار باستانى اين محل، به رغم برخى اشارات، كهنتر از عصر بختنصر نيست و
اين آثار را برس نمرود خواندهاند. بعضى از محققان، اين شهر و آثار ياد شده
را در محل شهر كلدانى بورسيپا دانستهاند (مايرز، ٢٤٠ ؛ لايارد، ٥٠٠ ، ٤٩٦ -٤٩٣ ؛
قس: استرابن، همانجا؛ نيز ياقوت، ١/٥٦٥). باكينگم (ص كه به استناد تلفظ
مردم محلى، هر دو ضبط بِرس و بُرس را درست دانسته، احتمال داده است كه
«بورسيپا»ي استرابن، به عنوان شهر مقدس آرتميس و آپولو، و «بارسيتا»ي
بطلميوس، و «بيرسيا»ي يوستينوس همه بر محل واحدي دلالت دارند. در اين صورت
مراد از بورسيپا در برخى گزارشهاي مربوط به دورة هخامنشيان و اسكندر همان برس
است (يوسفوس، ؛ I/٢٢٣ داندامايف، ٤٦ ؛ واكس، .(١٩٧
در منابع اسلامى، كهنترين يادكرد از برس به عصر ضحاك باز مىگردد (ابن
اثير، ١/٧٤). در فتوح اسلامى هم از اين شهر ياد شده (ابن جوزي، ٤/١٦٤)، و
بلاذري در سدة ٣ق از بقاياي قصر آجري نمرود بن كنعان ياد كرده كه در جنگل
بىانتهاي برس قرار داشته است (ص ٢٧٣). ماليات اين جنگل به روزگار امام
على(ع) ٤ هزار درهم بوده است (ابويوسف، ٨٧ - ٨٨). در همين دوره نيز مانند
عصر باستان، پارچههاي كتانى برس معروف بوده، و مسعودي از جامههاي ساخت
آنجا موسوم به خطرنيه ياد كرده است (٤/٧٨؛ استرابن، همانجا). كاغذ هم از
محصولات صنعتى برس به شمار مىرفته، و چون اين شهر در كنار فرات بوده،
كشاورزي قابل توجهى داشته است، اما از اواخر عصر عباسى كه بستر قديم فرات
خشك شد، كشاورزي نيز به تدريج از ميان رفت؛ تا آنكه در زمان شاه طهماسب
اول صفوي نهر طهمازيه را براي آبرسانى به نجف حفر كردند (قدامه، ٢٣٨؛
لايارد، ٤٩٦ -٤٩٥ ؛ امين، ٥/٤٤٩).
آثار تاريخى برس كه بخشى از آن طى حفريات سدة ١٩م پديدار شد، مشتمل است
بر يك معبد و يك برج با اتاقهاي متعدد كه شباهت زيادي با ديگر ابنية بابل
در دورة بخت نصر دارد. اين بناي رفيع بر بالاي تپهاي واقع است و در
نزديكى آن تپة ديگري وجود دارد كه خرابههاي موجود بر فراز آن، به حضرت
ابراهيم(ع) منسوب است. دو معبد كوچك در آنجا قرار داشته است كه گفتهاند
يكى از آنها در نقطهاي واقع شده كه نمرود حضرت ابراهيم(ع) را به آتش
افكند. بخش مهمى از نوشتههاي بابلى در همين خرابههاي برس يافت شدهاست
(كينگ، ٧٥؛ هَندكوك، ٥١ ؛ گارِلى، ١٠٩ ؛ لايارد، ٤٩٧ ؛ مايرز، ٢٢٦ ؛ امين،
٥/٤٤٨). برس گويا از مراكز ستارهشناسى نيز بوده است و مطابق برخىمنابع،
ستارهشناسانِ برسى در بابل خدمت مىكردند (استرابن، .(VII/٢٠٣
از شخصيتهاي منسوب به برس، در دورة اسلامى، مىتوان به عبدالله بن حسن
برسى، از دبيران معروف عهد معتضد عباسى و رئيس ديوان بادوريا، و رجب بن
محمد بن رجب، معروف به حافظ برسى كه به حله رفت و از دانشمندان نامدار
عصر شد، اشاره كرد (يعقوبى، ١/١١٨؛ ياقوت، ١/٥٦٦).
مآخذ: ابن اثير، الكامل؛ ابن جوزي، عبدالرحمان، المنتظم، به كوشش محمد
عبدالقادر عطا و مصطفى عبدالقادر عطا، بيروت، ١٤١٢ق/١٩٩١م؛ ابوعبيد بكري،
عبدالله، معجم ما استعجم، به كوشش مصطفى سقا، بيروت، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛
ابويوسف، يعقوب، الخراج، بيروت، ١٣٩٩ق/١٩٧٩م؛ امين، حسن، دائرةالمعارف
الاسلامية الشيعية، بيروت، ١٤٠٦ق/١٩٨٦م؛ بلاذري، احمد، فتوحالبلدان، بيروت،
١٤١٣ق/ ١٩٩١م؛ قدامة بن جعفر، الخراج، به كوشش دخويه، ليدن، ١٨٨٩م؛ كينگ،
لئوناردو، تاريخ بابل، ترجمة رقيه بهزادي، تهران، ١٣٧٨ش؛ مسعودي، على،
مروج الذهب، به كوشش شارل پلا، بيروت، ١٩٧٣م؛ ياقوت، بلدان؛ يعقوبى،
محمدعلى، البابليات، نجف، ١٣٧٠ق/١٩٥١م؛ نيز:
, J. S., Travels in Mesopotamia, London, ١٨٢٧; Dandamayev, M. A., Iranians in
Achaemenid Babylonia, California, ١٩٩٢; Garelli, P. and V. Nikiprowetzky, Le
Proche - Orient asiatique, Paris, ١٩٧٤; Handcock, P. S. P., Mesopotamian
Archaeology, London, ١٩١٢; Josephus, Against Apion, tr. H. St. J. Thackeray,
Cambridge, ١٩٦٦; Layard, A. H., Discoveries in the Ruins of Nineveh and Babylon,
London, ١٨٥٣; Myers, P. V. N., Remains of Lost Empires, New York, ١٨٧٤; Strabo,
The Geography, tr., H. L. Jones, London, ١٩٦٦; Vaux, W. S. W., Nineveh and
Persepolis, London, ١٨٥١.
پرويز امين