دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٧٣٩
| برزلى جلد: ١١ شماره مقاله:٤٧٣٩ |
بُرْزُلى، ابوالقاسم بن احمد بن محمد مُعتلّ بَلَوي قيروانى (د٨٤٠ق/
١٤٣٦م)، فقيه و خطيب مالكى تونس. وي منسوب به بُرزُله، يكى از نواحى
قيروان است (سخاوي، ١١/١٨٩). نام و نسب او را به صورت ابوالقاسم بن محمد
بن اسماعيل بلوي نيز آوردهاند (نك: همو، ١١/١٣٣؛ قس: سراج، ١/٦٨٥). با توجه
به تاريخ درگذشت برزلى كه در ١٠٣ سالگى او رخ داده است؛ مىتوان حدود
سال ٧٣٨ق/ ١٣٣٧م را براي تاريخ تولد او تخمين زد.
به نظر مىرسد برزلى مهمترين دورة آموزش خود را در شهر تونس سپري كرده
باشد. وي از بسياري مشايخ زمان خود همچون ابن عرفه، ابن مرزوقِ جدّ،
ابوالحسن بَطَرنى، احمد بن محمد بن حيدرة توزري، ابوعبدالله شبيبى و احمد
بن حاجه، در علوم گوناگون چون فقه، فرايض، حديث، تفسير و قرائت دانش
اندوخت و از استادان خود اجازة روايت آثارشان را كسب كرد (نك: باباتنبكتى،
٣٦٩؛ فاسى، ٢/٢٥٧؛ ابن مريم، ١٥٠-١٥١؛ سراج، ١/٦٣٥، ٦٣٨، ٦٨٥، ٦٨٦؛ مخلوف،
٢٤٥). بنا به پارهاياز منابع،وي حدود٤٠ سال ملازماستاد خود، ابنعرفه(د
٨٠٣ق/ ١٤٠١م) بوده است (سراج، ١/٦٨٦؛ باباتنبكتى، ٣٧٠).
ظاهراً وي پس از وفات ابن عرفه، راهى حج شد و در بازگشت (٨٠٦ق/١٤٠٣م)،
به قاهره رفت (سراج، ١/٦٨٥؛ قس: سخاوي، همانجا، كه به سال ٨٠٠ق اشاره
دارد). او در آن ديار به تدريس پرداخت و بسياري كسان از جمله ابن حجر
عسقلانى و احمد بن يونس از وي دانش اندوختند (همانجاها). در ميان ديگر
شاگردان او بايد از كسانى مانند ابن ناجى و ابوالعباس احمد بن عبدالرحمان،
معروف به حلولو نام برد (نك: سراج، ١/٦٢٨، ٦٨٦، ٦٩١؛ مخلوف، همانجا). برزلى
در علم فقه به مرتبهاي رفيع دست يافت و پس از وي فتواهايش در بسياري از
آثار وارد گشت (مثلاً نك: ونشريسى، ١/١٩، ٢٨٣، ٦/١٢٧).
برزلى پس از چند سال اقامت در قاهره، به تونس بازگشت. وي در اين زمان
به عنوان فقيه موردتوجه و طرف مشورت سلطان وقت بود (نك: برنسويك، ١/٤٠٠).
شأن علمى وي بدان پايه رسيد كه پس از وفات استادش، ابومهدي غبرينى در
٨١٥ق/١٤١٢م، امام و خطيب جامع اعظم زيتونه شد (سراج، ١/٥٩٤ - ٥٩٥؛ قس:
زركشى، ١٢٥) و تا آخر عمر در اين مقام باقى ماند (ابن ابى ضياف، ٧/٦٢).
از موضوعات قابل توجه در دورة امامت برزلى در جامع زيتونه، بروز درگيريهايى
ميان سپاه حفصى با برخى قبايل عرب منطقه در ٨٣٧ق/١٤٣٤م بود. در اين
درگيريها كه به شكست اعراب منتهى گشت، برزلى به عنوان مقامى روحانى،
سعى در تهييج و تحريك مردم براي مقابله با اين قبايل داشت (ابن صيرفى،
٣/٣٢٣-٣٢٤). او همچنين به قتل و كشتار ايشان فتوا داد و آنها را «حَربى» خواند
(نك: ابن ابى دينار، ١٧٠، ٢٣٥؛ عروسى، ٧١٣). نيز گفته شده كه شايد پيروزي
حفصيها بر قبايل عرب به بركت استجابت دعاي برزلى بوده است (نك: ابن ابى
دينار، ١٥٨؛ قس: سراج، ٢/١٩٦).
برزلى يكى از مشايخ مذهب مالكى است كه افزون بر فتواهاي خود، به نقل و
گردآوري مجموعهاي از فتواهاي ديگر بزرگان اين مذهب نيز پرداخته است. نتيجة
اين تلاش تأليف اثري با عنوان جامع مسائل الاحكام فيما نزل بالمفتين و
الحكام بود كه به ديوان، فتاوي و نوازل نيز شهرت دارد (ابن قاضى، ٣/٢٨٢؛
فاسى، ٢/٢٥٧؛ سراج، ١/٦٣٩). مؤلف در اين اثر چنانكه خود در مقدمة آن اشاره
كرده، قصد داشته است تا نوازل ابن رشد و ابن حاج، الحاوي ابن عبدالنور و
نيز فتواهاي متأخران مالكى مذهب مغرب و افريقيه، به ويژه تونسيها را كه
خود آنها را درك كرده بود، گرد آورد. نسخة كامل اين اثر در ٤ جزء در كتابخانة
موزة بريتانيا نگهداري مىشود («فهرست...١»، .(١٣١ نسخههاي ديگري نيز از اين
اثر در برخى كتابخانهها يافت مىشود كه از آن جملهاند: دارالكتب قاهره،
جامع زيتونة تونس و كتابخانة قرويين فاس (سيد، ٢/١٦٠؛ فهرس...، ٢٧٤- ٢٧٥؛
II/٣٤٧ .(GAL,S, گفتنى است محمد محفوظ در معرفى آثار برزلى، علاوه بر جامع
مسائل... از كتاب ديگري با عنوان الحاوي فى الفتاوي ياد كرده است
(١/١١٦-١١٧)، اما با مقايسة مقدمههاي اين دو اثر (همو، نيز «فهرست»، همانجاها)
به نظر مىرسد كه دو عنوان ياد شده متعلق به يك اثر واحد باشد.
برزلى با توجه به آموختههايش از شيوخ عصر و نيز در دست داشتن بسياري از
آثار گذشتگان، به نقل روايات گوناگون پرداخته است (نك: ادريس، ١/٢٢٧- ٢٢٨).
در اين ميان نقل برخى حكايات و فتاوي دربارة جايگاه شيعه در كنار اهل
سنت، به ويژه در موضوع نكاح و وجود برخى تندرويها در آنها قابل بررسى است
كه ادريس معتقد است آنچه سبب بروز نشانههايى از تندروي در برابر شيعه در
روايات شده، برخى افزودهها از سوي راويانى همچون برزلى بوده است (نك:
همانجا).
در جامع مسائل الاحكام كه تقريباً همة شرح حالنويسان برزلى بدان اشاره
كردهاند (نك: ابن مريم، ١٥٠؛ سخاوي، ١١/١٣٣؛ ابن قاضى، همانجا)، فتاوي و
آرائى از وي به چشم مىخورد كه جالب توجه است و در برخى موارد از توجه
ويژة او به مصلحت، و نيز عرف عامه نشان دارد (نك: برنسويك، ٢/١٧٧، ١٧٩).
بسياري از نويسندگان پسين، از اين اثر فقهى بهره برده، و روايات، نقليات و
فتاوي برزلى را در آثار خود ذكر كردهاند، به ويژه ونشريسى كه ضمن يادكردي
با احترام از وي، بسيار از اثر او سود جسته است (نك: ١/٨، ١٩، ١٨٥، ٢٠٢،
٢١٥-٢١٦، ٢٨٣؛ سراج، ١/٥٦٤، ٥٦٩ - ٥٧٠).
جامع مسائل الاحكام افزون بر موضوعات فقهى، از لحاظ نشان دادن جريانات
اجتماعى و تاريخى، برخى معتقدات دينى و ديگر مسائل زمان مؤلف داراي اهميت
است (نك: ادريس، ٢/١٩٠، ٢١٨، ٢٤١؛ سلاوي، ٥/٧٥). برخى از پژوهشگران معاصر
همچون برنسويك، ضمن آنكه اين اثر را از مهمترين مجموعههاي فتاوي مالكى
دانستهاند (٢/٤٠٠)، استفادههاي تاريخى نيز از آن بردهاند (مثلاً نك: همو،
٢/٢١، ٢٧- ٢٨، ١٣٩، جم ).
از همان زمان برزلى خلاصههايى از اين اثر او فراهم شد كه مهمترين آنها
مختصر فتاويبرزلى تأليفشاگرد وي، احمدبنابىزيد حلولوست. نسخهاي از اين
اثر در دارالكتب قاهره موجود است (سيد، ٣/٣٣). اختصار احكام البرزلى از
ونشريسى و مسائل منقولة من الكتاب المسمى بجامع الاحكام... از على بن
ابراهيم بن مرحل، از ديگر خلاصههايى است كه نسخههاي آنها به ترتيب در
رباط و دارالكتب قاهرهموجود است(نك: علوش،١/٢٤٧؛ سيد، ٣/٥٧؛ نيز سراج، ١/٦٢٨ -
٦٢٩).
مآخذ: ابن ابى دينار، محمد، المؤنس، به كوشش محمد شمام، رباط، ١٣٨٧ق؛ ابن
ابى ضياف، احمد، اتحاف اهل الزمان، تونس، ١٩٩٠م؛ ابن صيرفى، على، نزهة
النفوس و الابدان، به كوشش حسن حبشى، قاهره، ١٩٧٣م؛ ابن قاضى مكناسى،
احمد، درةالحجال فى اسماء الرجال، بهكوشش محمد احمدي ابوالنور،
قاهره/تونس،١٣٩١ق/ ١٩٧١م؛ ابن مريم، محمد، البستان فى ذكرالاولياء و
العلماء بتلمسان، الجزاير،١٣٢٦ق/ ١٩٠٨م؛ ادريس، هادي رُژه، الدولة الصنهاجية،
ترجمة حمادي ساحلى، بيروت، ١٩٩٢م؛ باباتنبكتى، احمد، نيل الابتهاج، به
كوشش عبدالحميد عبدالله هرامه، طرابلس، ١٩٨٩م؛ برنسويك، روبر، تاريخ افريقية
فى العهد الحفصى، ترجمة حمادي ساحلى، بيروت، ١٩٨٨م؛ زركشى، محمد، تاريخ
الدولتين، به كوشش محمد ماضور، تونس، ١٩٦٦م؛ سخاوي، محمد، الضوء اللامع،
بيروت، مكتبة الحياة؛ سراج اندلسى، محمد، الحلل السندسية، به كوشش محمدحبيب
هيله، بيروت، ١٩٨٤م؛ سلاوي، احمد، الاستقصاء، به كوشش جعفر ناصري و محمد
ناصري، بيروت، ١٩٥٥م؛ سيد، خطى؛ عروسى مطوي، محمد، السلطنة الحفصية، بيروت،
١٤٠٦ق/١٩٨٦م؛ علوش، ي.س. و عبدلله رجراجى، فهرس المخطوطات العربية
المحفوظة فى الخزانة العامة برباط الفتح، پاريس، ١٩٥٤م؛ فاسى، محمد، الفكر
السامى فى تاريخ الفقه الاسلامى، به كوشش عبدالعزيز قاري، مدينه،
١٣٩٧ق/١٩٧٧م؛ فهرس مخطوطات خزانة ابن يوسف بمراكش، به كوشش صديق بن
عربى، بيروت، ١٤١٤ق/١٩٩٤م؛ محفوظ، محمد، تراجم المؤلفين التونسيين، بيروت،
دارالغرب الاسلامى؛ مخلوف، محمد، شجرة النور الزكية، بيروت، ١٣٥٠ق؛ ونشريسى،
احمد، المعيار المعرب، به كوشش محمد حجى، بيروت، ١٤٠١ق/١٩٨١م؛ نيز:
Catalogus codicum manuscriptorum qui in Museo Britannico asservantur, London,
١٨٤٦; GAL,S.
فرامرز حاج منوچهري