دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٧٣٣
| بردي جلد: ١١ شماره مقاله:٤٧٣٣ |
بَرَدي، رودي دائمى در شرق جبل الشرقى دمشق كه زمينهاي غوطه را سيراب
مىكند. بردي در اصل نامى آرامى است كه عربها نيز آن را به همان شكل به
كار بردهاند (نك: قدامه، ١/١١٩)، اما به گفتة ابوعبيد بكري از ريشة بَرد بر
وزن فَعَلى و به سبب سردي آبش بدين نام ناميده شده است.
گمان مىرود اين رود همان رود اَبانا يا اَبانه يا اَمانه، به معناي رود
«همواره جاري» است (نك: هاكس، ٢) كه نعمان سريانى در كتاب مقدس از آن به
عنوان بهترين آبهاي اسرائيل ياد كرده است (نك: دوم پادشاهان، ٥:١٢).
مصريان قديم آن را روت مىناميدند و نزد يونانيان كريسورواس (به معناي
دهانة طلا) ناميده مىشد (قدامه، همانجا؛ هاكس، ٢-٣؛ بريتانيكا، .(I/٨٠٢
هماكنون اين رود از ارتفاع ١٠٠ ،١متري، نزديك روستاي ويران قَنوا در ناحية
زبدانى در فاصلة ٥ فرسنگى دمشق به بعلبك و مزرعة كنونى حوش بجد سرچشمه
مىگيرد. اين رود از روستاي فيجه در دو فرسنگى دمشق مىگذرد و با آب
چشمههاي اطراف همراه مىشود و نهري به عرض ٥/٤ تا ١٥ متر به عمق ٥/٢ متر
تشكيل مىدهد و از آنجا در وادي بردي كه در گذشته موسوم به وادي مذهب يا
وادي بنفسج (بنفشه) بوده است، جريان مىيابد. از اينجا چند شاخة فصلى و
چشمههاي ديگر از دو سوي آن اضافه مىشوند (نك: المعجم...، ٢/٢٧٦؛ قدامه،
همانجا؛ قساطلى، ٣٤) و روستاهاي بسياري همچون عينالخضراء، بسيمه، اشرفيه،
جديد و اَلهامه را مشروب مىكند (قدامه، نيز المعجم، همانجاها). در ناحية
روستاي الهامه متوسط دبى رود ١٠ م ٣ در ثانيه است و در هنگام طغيان به ٧٥ م
٣ در ثانيه مىرسد (همانجا).
رود بردي پيش از رسيدن به تنگة جبل ربوه ٦ شاخه از آن منشعب مىشود و در
ناحيهاي به نام نيرب، شاخة اصلى رود به سوي دمشق جريان مىيابد و وارد
شهر مىشود؛ ٦ شاخة مهم بردي اينهاست: ١. نهريزيد كه از شمال آن در دامنة
كوه قاسيون منشعب شده است و به روستاها و مناطق شمال شرقى ربوه جريان
مىيابد. ساخت اين نهر منتسب به يزيد بن معاويه است (نك: اصطخري، ٥٩؛
المعجم، ٢/٢٧٧)؛ ٢. تور يا همان ثور كه پس از نهر يزيد منشعب مىشود و مناطق
وسيعى از غوطة دمشق را سيراب مىكند (نك: ياقوت، ١/٥٥٦ -٥٥٧)؛ ٣. شاخة جنوبى
بردي به نام مزاوي كه اراضى غربى دُمّر را سيراب مىكند؛ ٤. ديرانى كه
خود ٣ شاخه مىشود و در محلههاي مسكونى حومة دمشق و اراضى اطراف آن جريان
دارد؛ ٥ -٦. قنوات و بانياس (نك: ابن مبرد، ٢٤- ٢٥؛ ياقوت، همانجا؛ قلقشندي،
٤/٩٥؛ المعجم، نيز قدامه، همانجاها). شاخههاي ديگر آن به نام عقربانى،
داعيانى و مليحى از شمال و جنوب نهر بردي منشعب مىشوند و با شاخههاي فرعى
فراوان خود در مناطق وسيعى از دمشق و اطراف آن جريان دارند (نك: المعجم،
٢/٢٧٨؛ قدامه، همانجا).
اين رود پس از ورود به شهر دمشق و گذشتن از ميان آن در ناحية تكية سليمانيه
در زيرزمين جريان مىيابد و در ميدان شهدا نهر مجدول و عقربانى از آن جدا
شده، و دوباره در سطح زمين در محلة باب توما و سپس غوطه جريان مىيابد (نك:
همانجا). آب بردي پس از خروج از شهر و سيراب ساختن مزارع به مرداب درياچة
عتيبه يا همان درياچة مرج، در شمال شرقى غوطة دمشق فرو مىريزد (همو، نيز
بريتانيكا، همانجاها؛ «مجله...١»، ؛ npn. قس: مقدسى، ١٨٤). طول رود از سرچشمه
تا مصب آن ٨٤ كم است (قدامه، نيز بريتانيكا، همانجاها). در ١٣٢٤ق/ ١٩٠٦م در
منطقة تكيه، سد و نيروگاه آبى بر روي آن ايجاد شد (قدامه، همانجا؛ المعجم،
٢/٢٧٦، ٢٧٩).
بهسبب سرسبزي و آبادانى اراضى اطراف رود بردي از ديرباز تفرجگاهها، مساجد،
مدارس و نيز بندها و پلهايى بر روي رود و شاخههاي آن ساخته مىشده است
(نك: ابن اثير، ١١/٥٥؛ ابن طولون، ١/٣٧؛ ابن عبدالرزاق، ٩٨؛ شهابى، ٩٧- ٩٨؛
كردعلى، ٥٩؛ علاف، ٢١٧؛ قزوينى، ١٩١؛ المعجم، ٢/٢٧٦)، از جمله مىتوان از
مسجدي ياد كرد كه قبة آن از عهد صابئين و يونانيان تا زمان اسلام پا برجا
بوده است (نك: ابن حوقل، ١٧٤- ١٧٥؛ اصطخري، ٦٠؛ ادريسى، ١/٣٦٧). بىگمان در
طول تاريخ حوضة اين رود گذرگاه اقوام مختلفى بوده است و آگاهى ما از
راههايى است كه ماركوس آورليوس و لوكيوس وروس، امپراتوران روم در
صخرههاي مشرف بر بردي كشيده بودند (نك: قدامه، ١/١٢٠).
مآخذ: ابن اثير، الكامل؛ ابن حوقل، محمد، صورة الارض، به كوشش كرامرس،
ليدن، ١٩٣٧م؛ ابن طولون، محمد، مفاكهة الخلان فى حوادث الزمان، به كوشش
محمدمصطفى، قاهره، ١٣٨١ق/١٩٦٢م؛ ابن عبدالرزاق، عبدالرحمان، حدائق
الانعام، به كوشش يوسف بديوي، دمشق، دارالضياء؛ ابن مبرد، يوسف، رسائل
دمشقية، به كوشش صلاح محمد خيمى، دمشق/بيروت، دار ابن كثير؛ ابوعبيد بكري،
عبدالله، معجم ما استعجم، به كوشش مصطفى سقا، بيروت، ١٩٨٣م؛ ادريسى، محمد،
نزهة المشتاق، قاهره، مكتبة الثقافة الدينيه؛ اصطخري، ابراهيم، مسالك
الممالك، به كوشش دخويه، ليدن، ١٨٧٠م؛ شهابى، قتيبه، دمشق، تاريخ و صور،
دمشق، ١٩٨٦م؛ علاف، احمد حلمى، دمشق مطلع القرن العشرين، دمشق، ١٩٧٦م؛
قدامه، احمد، معالم و اعلام، دمشق، ١٣٨٥ق/١٩٦٥م؛ قزوينى، زكريا، آثار
البلاد، بيروت، دارصادر؛ قساطلى، نعمان، «الروضة الغناء فى دمشق الفيحاء»،
همراه رسائل دمشقية (نك: هم ، ابن مبرد)؛ قلقشندي، احمد، صبح الاعشى، قاهره،
وزارة الثقافه؛ كتاب مقدس؛ كردعلى، محمد، غوطة دمشق، دمشق، ١٤٠٤ق/١٩٨٤م؛
المعجم الجغرافى، به كوشش مصطفى طلاس، دمشق، ١٩٩٢م؛ مقدسى، محمد، احسن
التقاسيم، به كوشش دخويه، ليدن، ١٩٠٦م؛ هاكس، جيمز، قاموس كتاب مقدس،
تهران، ١٣٧٧ش؛ ياقوت، بلدان؛ نيز:
Britannica, micropaedia, ١٩٧٨; EI ٢ ; The Herald Magazine, www.
heraldmag.org/olb/dictionaries/٠DISBE.htm.
سيمين محقق