دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٦٩١
| براقى جلد: ١١ شماره مقاله:٤٦٩١ |
بَراقى، حسين بن احمد نجفى، يا سيد حسّون براقى (١٢٦١ يا ١٢٦٢- ١٣٣٢ق/١٨٤٥
يا ١٨٤٦- ١٩١٤م)، مورخ عراقى. نسب او به زيد، فرزند امام حسن مجتبى(ع)
مىرسد (آقابزرگ، طبقات...، ١(٢)/٥٢٣ -٥٢٤؛ امين، ٥/٤١٨). وي در بَراق يكى از
٤ محلة معروف نجفاشرف ديدهبهجهان گشود (همانجا).نيايبزرگ او سيداسماعيل و
خانوادهاش كه به «حسنى» معروف و اهل علم و تقوا بودند، در اواخر سدة ١٢ق
از اطراف بغداد به نجف كوچيدند و در محلة براق سكنى گزيدند (تميمى،
٢/١٦٨-١٦٩).
وي از دوران كودكى، به شوق تحصيل علم در مجالس عالمان و فاضلان نجف
اشرف شركت مىجست و از شيوخ علما و فضلا و سالخوردگان، حوادث مهم گذشته را
مىشنيد و جمع و ضبط مىكرد. براقى سراسر عمر خويش را در گردآوري و ثبت و ضبط
حوادث تاريخى گذراند و بيشتر اوقات به مطالعه و تحقيق پرداخت. وي به زبان
فارسى نيز تسلط كامل داشت و در آثار خويش به كتابها و آثار فارسى استناد
مىكرد. براقى كتابخانة نه چندان بزرگ، اما نفيسى از آثار و نوشتههاي نادر
تاريخى فراهم آورده بود و بسياري از نسخهها را نيز خود به خط خويش استنساخ
مىكرد (آقابزرگ، همان، ١(٢)/٥٢٤ - ٥٢٥). وي در كنار مطالعة آثار و كتب، به
مسافرت و كاوشهاي علمى نيز مىپرداخت و در اين سفرها به مطالعه و بررسى
كتيبههاي كهن در مزارهاي اطراف دجله و فرات و ديگر نواحى عراق همت
مىگماشت (همان، ١(٢)/٥٢٥؛ امين، ٥/٤١٩؛ تميمى، ٢/١٧٣).
براقى در حدود سال ١٣٢٠ق از نجف به قرية لهيبات از نواحى حيره، مهاجرت كرد
و تا پايان عمر در نهايت تنگدستى در آنجا به تتبع و تحقيق پرداخت و سرانجام
در همانجا ديده از جهان فرو بست و جنازة او را در نجف اشرف در خانة خودش به
خاك سپردند (امين، ٥/٤١٨، ٤١٩؛ آقابزرگ، همانجا).
با آنكه كوشش براقى را در گردآوري منابع تاريخى و تاريخنگاري ستودهاند،
اما نثر او را متوسط و پارهاي داوريهاي تاريخى وي را نادرست و عاميانه
دانستهاند (تميمى، ٢/١٧١؛ زركلى، ٢/٢٣٣).
آثار: براقى آثار و تأليفات فراوانى داشته، اما بيشتر آنها پس از مرگ وي
پراكنده شده است (نك: امين، ٥/٤١٩؛ تميمى، ٢/١٧٥)؛ با اينهمه، پارهاي از
آثار وي به صورت خطى و چاپى در دست است:
الف آثار چاپى:
١. تاريخ الكوفة، يا عقد اللؤلؤ و المرجان فى تحديد ارض كوفان و من سكن فيها
من القبائل و العربان، از مهمترين و بهترين آثار او در تاريخ شهر كوفه
است. اين كتاب به كوشش محمد صادق آل بحرالعلوم در نجف (١٣٥٦ق) منتشر شده
است.
٢. الدرة البهية و الروضة المضية، در تاريخ كربلا كه در واقع تتمهاي است بر
كتاب ديگر او با عنوان الحسرة الدائمة (نك: خاقانى، ٢/١٠١). اين كتاب به
كوشش على هاشمى خطيب در نجف (١٩٧٠م) انتشار يافته است.
٣. قلائد الدر و المرجان فيما جري فى السنين من طوارق الحدثان.
ب - آثار خطى:
١. بهجة المؤمنين فى احوال الاولين و الا¸خرين، يك دوره تاريخ عمومى تا
عصر مؤلف در ٤ مجلد (آقابزرگ، الذريعة، ٣/١٦٤). نسخههايى از برخى مجلدات اين
اثر به طور پراكنده ديده شده است (نك: امين، همانجا).
٢. الجوهرة الزاهرة، يا الجوهرة الشعشعانية و الثمرة الجنية، در فضائل كربلا
(براي نسخههاي آن، نك: آقابزرگ، همان، ٥/٢٩٣).
٣. الدرة المضية فى تاريخ الحنانة و الثوية، كه به نامهاي تاريخ مسجد الحنانة
و نيز الحنانة و الثوية شهرت دارد (همان، ٣/٢٨٦، ٧/٩٣؛ براي نسخهاي از آن،
نك: خاقانى، ٦/١٠٠).
٤. السيرة البراقية فى الرد على النفحة العنبرية، در نقد و تصحيح و تعليقه بر
كتاب النفحة العنبرية اثر محمد بن كاظم، ملقب به صدر عالم (نك: آقابزرگ،
همان، ٢٤/٢٥٣-٢٥٤؛ براي نسخة آن، نك: خاقانى، ٦/١٠٩).
٥. كشف الاستار فى اولاد خديجة من النبى المختار. نسخههايى از اين اثر در
كتابخانة كاشف الغطا در نجف و نيز كتابخانة مجمع العلمى العراقى موجود است
(همو، ٦/١١٠).
٦. اللؤلؤ و المرجان، در ذكر امام زادگان كوفه و تعيين قبر مختار ثقفى در
زاوية مسجد كوفه (نك: آقابزرگ، همان، ١٨/٣٨٩).
٧. مختصر مقاتل الطالبيين (براي نسخهاي به خط مؤلف، نك: خاقانى،
٢/١٠٥-١٠٦).
٨. مختصر الحدائق الوردية (آقابزرگ، همان، ٢٠/١٩٤- ١٩٥).
٩. معدن الانوار فى نسب النبى و آله الاطهار (همان، ٢١/٢٢٠).
١٠. المنتخب من تاريخ قم (همان، ٣/٢٧٧، ٤/٢١٢، ٢٢/٤٤٠).
١١. اليتيمة الغروية و التحفة النجفية، يا اليتيمة الغروية فى الارض المباركة
الزكية، در تاريخ نجف (نك: همان، ٢٥/٢٧٥).
مآخذ: آقابزرگ، الذريعة؛ همو، طبقات اعلام الشيعة، قرن ١٤ق، نجف، ١٣٧٥ق/
١٩٥٦م؛ امين، محسن، اعيان الشيعة، به كوشش حسن امين، بيروت، ١٤٠٣ق/
١٩٨٣م؛ تميمى، محمدعلى جعفر، مشهد الامام او مدينة النجف، نجف، ١٣٧٤ق/
١٩٥٥م؛ خاقانى، على، «الا¸ثار المخطوطة فى النجف»، الاقلام، بغداد، ١٣٨٤ق/
١٩٦٤- ١٩٦٥م، س ١، شم ٢، ٦؛ زركلى، اعلام.
على رفيعى