دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٦٦٩
| بديهى جلد: ١١ شماره مقاله:٤٦٦٩ |
بَديهى، ابوالحسن على بن محمد (د ح ٣٨٠ق/٩٩٠م)، شاعر ايرانى عربى سرا.
محل تولد او را شهرزور ذكر كردهاند (ثعالبى، ٣/٣٣٩). لقب بديهى كه بدان
شهرت يافته، ظاهراً از آنجا ناشى شده است كه وي در بديههسرايى زبردست
بوده است (نك: سمعانى، ١/٢٩٩)، اما زبردستى او در بديههسرايى مسلم نيست،
زيرا به عكس، وي به كندسرايى مورد هجو قرار گرفته است (نك: ثعالبى،
همانجا). وي را به القاب ديگري نظير حكيمى و نقيبالشعرا نيز خواندهاند
(باخرزي، ١/٦٥٨)؛ لقب حكيمى ظاهراً از آنجا برخاسته كه وي در حكمت و فلسفه
نيز دستى داشته است (نك: ابوسليمان، ٣٤٠-٣٤١؛ ابوحيان، المقابسات، ١٠٣، ١٠٤،
١٥٧- ١٥٨)، اما شهرت او به شاعري بيشتر است. در اشعار باقىمانده از او نيز
چيزي كه بر فيلسوف بودن او اشاره كند، يافت نمىشود؛ آثار فلسفى او چند قطعة
منثور است كه در منابع پراكنده است.
ابوبكر خوارزمى شعر او را - بهرغم كثرت - بىارزش مىپنداشت و از باب نقد
تنها يك بيت او را درخور توجه مىدانست. ثعالبى كه اين سخن را نقل كرده،
به دفاع از شاعر پرداخته، و نظر خوارزمى را ستمى در حق او خوانده است
(همانجا). باخرزي نيز در تأييد او، دانش لغوي و نيكويى شعر شاعر را ستوده است
(همانجا).
بديهى ديرزمانى با يحيى بن عدي مصاحبت داشت (ابوسليمان، همانجا)، اما
پيوندش با صاحب بن عباد ناگسستنى بود (نك: ابن خلكان، ١/٤١٤)، به خصوص كه
به قول ابوحيان توحيدي، صاحب نزد بديهى عروض آموخته بود ( مثالب...، ٨٤،
١١٥). ثعالبى برخى از ابيات او را در مدح صاحب بن عباد آورده است (٣/٣٤٠).
در بغداد، وي از محضر استادانى چون ابن دُريد و نفطويه بهره برد و بزرگان
ديگري چون ابوبكر ابن انباري را درك كرد (ابونعيم، ٢/٢٢؛ خطيب، ١٢/٨٣).
همچنين ابوحيان خود شنيده كه بديهى گفته است: به دربار وشمگير نيز روي
آورده، و او را ستوده، اما سلطان او را چندان مورد عنايت خود قرار نداده است
(ياقوت، ٥/٢١٨٦، ٢١٨٧).
اينك مجموعة اشعاري كه از وي به جاي مانده، نزديك به ٦٠ بيت پراكنده در
منابع است.
از گفتارهاي فلسفى او، دو سه قطعة كوتاه منثور را ابوسليمان سجستانى نقل
كرده (ص ٣٤١)، و بزرگترين آنها را (نيم صفحه) كه دربارة وجود است، ابوحيان
( المقابسات، ١٠٣، ١٥٧- ١٥٨) و نيز شهرزوري (ص ٣٦١، ترجمه، ص ٤٣٧- ٤٣٨) تكرار
كردهاند.
مآخذ: ابن خلكان، وفيات؛ ابوحيان توحيدي، على، مثالب الوزيرين، به كوشش
ابراهيم كيلانى، دمشق، ١٩٦١م؛ همو، المقابسات، به كوشش محمدتوفيق حسين،
تهران، ١٣٦٦ش؛ ابوسليمان سجستانى، محمد، صوان الحكمة، به كوشش عبدالرحمان
بدوي، تهران، ١٩٧٤م؛ ابونعيم اصفهانى، احمد، ذكر اخبار اصبهان، ليدن،
١٩٣٤م؛ باخرزي، على، دمية القصر، به كوشش محمد تونجى، دمشق، ١٣٩١ق؛
ثعالبى، عبدالملك، يتيمة الدهر، بيروت، دارالكتب العلميه؛ خطيب بغدادي،
احمد، تاريخ بغداد، قاهره، ١٣٥٠ق؛ سمعانى، عبدالكريم، الانساب، به كوشش
عبدالله عمر بارودي، بيروت، ١٤٠٨ق/ ١٩٨٨م؛ شهرزوري، محمد، تاريخ الحكماء،
به كوشش عبدالكريم ابوشويرب، قاهره، ١٣٩٨ق؛ همو، همان ( نزهة الارواح )،
ترجمة مقصود على تبريزي، به كوشش محمدتقى دانشپژوه و محمد سرور مولايى،
تهران، ١٣٦٥ش؛ ياقوت، معجم الادباء، به كوشش احسان عباس، بيروت، ١٩٩٣م.
حسين ميرزايىنيا