دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٦٦٤
| بديعيه جلد: ١١ شماره مقاله:٤٦٦٤ |
بَديعيّه، قصيدهاي بلند در بحر بسيط، با رَويّ ميم و گاه غير آن كه غالباً
در ستايش پيامبر اكرم(ص) سروده شده، و هر يك از ابيات آن شاهدي براي يك
يا چند صنعت بديعى است.
راست است كه ما مجموعة قصايد بديعيه را در مسير تاريخى مدايح حضرت
پيامبر(ص) بررسىمىكنيم، امامىدانيم كه نخستينانگيزههاي پيدايش اين نوع
شعر، تنها مدح نبوده، بلكه گرايش تند به آرايههاي لفظى، تظاهر به دانش
فراگير در اين زمينه و نيز گردآوري همة اشكال بديع در يك قصيده، خود
مىتواند از اسباب به وجودآمدن بديعيه باشد (قس: ابوزيد، ٣٣).
در ميان مدايح نبوي كه تاريخ آن با دالية اعشى آغاز مىگردد، بُردة (ه م)
بوصيري (د ٦٩٦ق/١٢٩٧م) از اهميت خاصى برخوردار است، زيرا اين قصيده در ادب
عربى تأثيري بسزا گذارد و الگوي بسياري از قصايدي كه پس از بوصيري در
ستايش حضرت رسول(ص) سروده شد قرار گرفت و علاوه بر اين، عامل اساسى
پيدايش بديعيات در سدة ٧ق/١٣م گرديد (نك: مبارك، ٢١٥-٢٢٦؛ اسكندري، ٢٠١؛
مطلوب، ٢١٣؛ موسى باشا، تاريخ...، ١٨٤، ١٩٤- ١٩٥، الادب...، ٤٦٦- ٤٦٨؛ امين،
٢٦٦-٢٦٧).
دو سال پس از درگذشت بوصيري، ابن جابر اندلسى (د ٧٨٠ق/ ١٣٧٨م)، شاعر
نابيناي عرب و نيز اديب هم عصر او صفىالدين حلى (د ٧٥٠ق/١٣٤٩م)، در ستايش
پيامبر(ص) و معارضه با برده، قصايدي سرودند و از آنجا كه به كارگيري صنايع
بديعى در آثار ادبى آن عصر رواج داشت، آنان در هر بيت از قصيدة خود به يكى
از صنايع بديعى اشاره كردند و بدينسان، نخستين بديعيهها سروده شد كه از
يكسو پديدهاي نوين در جهان شعر بود و از سوي ديگر نوعى تأليف در زمينة علم
بديع به شمار مىرفت و اين امر سبب شد كه اين دانش تعميم يابد و اصول آن
استوار گردد (امين، ٢٦٧، ٢٦٩؛ ضيف، البلاغة...، ٣٦٠؛ موسى باشا، همان، ٤٦٨؛
سلام، ١١٠؛ ابوزيد، ٢٥٢- ٢٥٨).
البته اينگونه شعر كه پايه و مايهاش را صنعت تشكيل مىدهد، از روح
شاعرانه و اصالت هنري تهى است و حتى گاه لطافت مدح پيامبر(ص) نيز در آنها
ضايع مىگردد. به همين سبب، گروهى معارضة اين شاعران را با بوصيري ناموفق،
و بديعيات را اشعاري متكلف و سست خواندهاند (اسكندري، همانجا؛ قس: ضيف،
عصر...، ١٨٥).
نخستين كسى كه اصطلاح بديعيه را بر اين نوع از قصايد اطلاق كرد و پايههاي
آن را استوار ساخت، صفىالدين حلى بود (ابوزيد، ٤٠)، اما در اينكه نخستين
بديعيه را چه كسى سرود، اختلاف نظر وجود دارد. برخى ابن جابر اندلسى، برخى
صفىالدين حلى، و گروهى نيز على بن عثمان امينالدين اربلى (د
٦٧٠ق/١٢٧٢م) را كه بديعيهاش در ستايش حضرت محمد(ص) نيست، نخستين
بديعيهسرا دانستهاند (همو، ٥٥ - ٦٩؛ ضيف، البلاغة، ٣٦٠-٣٦١؛ اسكندري، همانجا؛
عكاوي، ٢٥٨؛ فروخ، ٣/٧٧٣؛ مطلوب، ٢١٤- ٢١٥). پس از اين نيز بديعيهسرايى
همچنان ادامه يافت و تا پايان سدة ١٤ق/٢٠م با نام شاعران بسياري مىتوان
آشنا شد كه به سرودن بديعيه پرداختهاند (نك: ابوزيد، ٣٥١- ٣٥٨). فهرست
مشهورترين بديعيهها از اين قرار است:
١. «الحلة السيرا فى مدح خير الوري»، معروف به بديعية «عميان»، اثر ابن جابر
اندلسى در ١٧٧ بيت. ابوجعفر رعينى (د ٧٧٩ق/١٣٧٧م)، شرحى مطول با عنوان
«طراز الحلة و شفاء الغلة» بر آن نگاشت (حاجى خليفه، ١/٢٣٤؛ ابوزيد، ٧٥، ٧٧؛
ضيف، همان، ٣٦١).
٢. «الكافية البديعية فى المدائح النبوية»، اثر صفىالدين حلى در ١٤٥ بيت، كه
دربرگيرندة ١٥٠ نوع بديعى است. اين بديعيه چند بار شرح شده كه از جملة اين
شروح، يكى «النتائج الالهية فى شرح الكافية البديعية» است كه شاعر خود
فراهم آورده است (ابوزيد، ٧٤؛ ضيف، همانجا).
٣. بديعية عزالدين موصلى (د ٧٨٩ق/١٣٨٧م) با عنوان «التوصل بالبديع الى
التوسل بالشفيع» در ١٣٩ بيت كه در ضمن آنها به ١٤٤ نوع بديعى اشاره شده
است (حاجى خليفه، ضيف، همانجاها؛ ابوزيد، ٧٨؛ امين، ٢٦٨). موصلى علاوه بر
اين، بديعية ديگري سروده كه در آن رويّ را تغيير داده است (ابوزيد، ٧٩).
٤. «تقديم ابى بكر»، عنوان بديعية ابن حجة حموي (د ٧٦٧ق/ ١٣٦٦م) و شرح آن
است كه بعدها خزانة الادب و غاية الارب خوانده شد و در زمرة آثار مهم ادب
عربى قرار گرفت. اين بديعيه در معارضه با بديعية صفىالدين حلى و عزالدين
موصلى سروده شده است (ابوزيد، ٩٤- ٩٥؛ ربداوي، ١٩٣-١٩٤؛ مطلوب، ٢٢٠؛ قس:
فروخ، ٣/٨٤٠؛ حاجى خليفه، ١/٢٣٣؛ نيز نك: ضيف، همان، ٣٦٢-٣٦٣).
٥. «نظم البديع فى مدح خير شفيع»، سرودة جلالالدين سيوطى (د ٩١١ق/١٥٠٥م)
در ١٣٣ بيت و مشتمل بر ١٤٧ نوع بديعى كه خود به شرح آن پرداخته است
(حاجى خليفه، ١/٢٣٤؛ ابوزيد، ١٠٠-١٠١؛ ضيف، همان، ٣٦٣).
٦. «بديع البديع فى مدح الشفيع»، اثر عايشه باعونى (د ٩٢٢ق/ ١٥١٦م). اين
شاعر بديعية ديگري نيز دارد با عنوان «الفتح المبين فى مدح الامين» (ابوزيد،
١٠٣-١٠٦؛ ضيف، همان، ٣٦٣-٣٦٤).
٧. «نسمات الا´سحار فى مدح النبى المختار»، اثر عارف مشهور عبدالغنى نابلسى
(د ١١٤٣ق/١٧٣٠م) در ١٥٠ بيت كه متضمن ١٥٥ نوع بديعى است. وي بديعية ديگري
نيز سروده است با عنوان «مليح البديع فى مدح الشفيع» (ابوزيد، ١٢٦- ١٢٨؛
مرادي، ٣/٣٦؛ سركيس، ١٨٣٢-١٨٣٤؛ ضيف، همان، ٣٦٤- ٣٦٥).
همانطور كه پيشتر نيز اشاره گرديد، بديعيهها در ادب عربى سخت تأثير گذاردند
و سبب، آن بود كه اين اشعار، به علت دشواري، نياز به شرح و توضيح داشتند.
بدينسان، انبوهى كتاب در همين زمينه توسط دانشمندان گوناگون و حتى خود
بديعيهسرايان پديد آمد. اينك مىتوان گفت كه تقريباً هيچ بديعيهاي بدون
شرح و تفسير رها نشده است. از آنجا كه غالب شارحان اين نوع از قصايد،
دانشمندانى توانمند و صاحب آثار متعدد بودند، شروحى كه مىنگاشتند، متضمن
مباحثى عالمانه بود؛ خزانة الادب ابن حجة حموي نمونة بسيار خوبى براي اين
مدعى است (نك: ابوزيد، ١٨٦- ١٩٥؛ مطلوب، همانجا).
اين نكته در خور يادآوري است كه برخى بديعيهسرايان خود را ملزم مىكردند
كه به صنعت ادبى در بيت به صورت توريه اشاره كنند. عزالدين موصلى
نخستين كسى است كه در بديعية خود بدين كار پرداخت (ابوزيد، ٧٨-٧٩؛ عكاوي،
٢٥٩؛ مطلوب، ٢١٨).
گسترش چشمگير بديعيهسرايى سبب شد تا شاعران مسيحى نيز بدان تمايل نشان
دهند و بديعيههايى را در ستايش حضرت مسيح(ع) بهنظم درآورند (نك: ابوزيد،
٧٠).
مآخذ: ابوزيد، على، البديعيات فى الادب العربى، بيروت، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛
اسكندري، احمد و ديگران، المفصل فى تاريخ الادب العربى، قاهره، ١٩٢٦م؛
امين، بكري شيخ، مطالعات فى الشعر المملوكى و العثمانى، بيروت،
١٤٠٠ق/١٩٨٠م؛ حاجى خليفه، كشف؛ ربداوي، محمود، ابن حجةالحموي شاعراً و
ناقداً، دمشق، ١٤٠٢ق/١٩٨٢م؛ سركيس، يوسف اليان، معجم المطبوعات العربية و
المعربة، قاهره، ١٣٤٦ق/١٩٢٨م؛ سلام، محمد زغلول، الادب فى العصر المملوكى،
قاهره، ١٩٨٠م؛ ضيف، شوقى، البلاغة، تطور و تاريخ، قاهره، ١٩٦٥م؛ همو،
عصرالدول و الامارات، قاهره، ١٩٩٠م؛ عكاوي، انعام فوال، المعجم المفصل فى
علوم البلاغة، بيروت، ١٤١٧ق/١٩٦٦م؛ فروخ، عمر، تاريخ الادب العربى، بيروت،
١٩٨٩م؛ مبارك، زكى، المدائح النبوية فى الادب العربى، قاهره، ١٣٩١ق؛
مرادي، محمدخليل، سلك الدرر، بيروت، ١٤٠٨ق/١٩٨٨م؛ مطلوب، احمد، بحوث
بلاغية، بغداد، ١٤١٧ق/١٩٩٦م؛ موسى باشا، عمر، الادب فى بلاد الشام، بيروت /
دمشق، ١٤٠٩ق/١٩٨٩م؛ همو، تاريخ الادب العربى (العصر المملوكى)، دمشق،
١٤٠٩ق/١٩٨٩م.
بابك فرزانه