دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٦٣٥
| بدر شروانى جلد: ١١ شماره مقاله:٤٦٣٥ |
بَدْرِ شَرْوانى (يا شيروانى) (د ١٩شوال ٨٤٥ق/٢٦ نوامبر ١٤٥٠م)، شاعر پارسى
گوي آذربايجان. وي در قرية شماخى از توابع شروان قفقاز زاده شد. از تولد،
دوران كودكى و تحصيلات او اطلاع چندانى در دست نيست. دولتشاه اشارة مختصري
به اين شاعر دارد و از وي با عنوان ملك الشعرا مولانا بدر ياد مىكند و
مىنويسد: «مردي خوشگوي و نادره جوي بود و در شروان و مضافات آن سالها سرآمد
طايفة شعرا محسوب مىشد» (ص ٣٧٧). اوحدي او را شاعري لطيف طبع مىداند كه با
اغلب شاعران عصر خويش به مباحثه و مناظره مىپرداخت (ص ٢٠٥).
ميان بدر شروانى و محمد كاتبى (د ٨٣٩ق) - كه از خراسان به شروان آمده بود
- مشاعره و معارضه بود. برخى كسان، سخنان بدر را برتر از اشعار كاتبى
مىدانند، ولى اعتقاد اهل سمرقند خلاف اين است (دولتشاه، ٣٧٨).
برپاية تحقيق رحيموف، بدر شروانى ميان سالهاي ٧٨٩ق و ٨٤٥ق مىزيسته است.
وي براي امرار معاش به دربند، باكو، تبريز، مازندران و خراسان سفر مىكرده،
و به شيوة رايج آن زمان براي حاكمان آن نواحى مدايحى مىسروده است (نك:
متينى، ١٥٨-١٥٩).
بدراز روزگارنوجوانى بهسرودن شعر پرداخته،ومسائلومشكلاتى چون فقر و
تنگدستى، جنگهاي داخلى و هجوم سپاه قراقويونلو به شروان و تسخير و غارت
آنجا در آن دوران تأثير عميقى در شعر او به جا نهاده است ( ايرانيكا،
.(III/٣٨٣ بدر شروانى در قالبهاي مختلف شعر مانند قصيده، غزل و مثنوي طبع
آزمايى كرده است و در ديوان او مدايح، مراثى، مطايبات، هزليات و ماده
تاريخ ديده مىشود. وي غير از زبان فارسى به زبان آذربايجانى و يكى از
لهجههاي ايرانى كه خود آن را «كنار آب» ناميده، شعر سروده است (متينى،
همانجا). با اينكه به احتمال قوي زبان مادري وي «آذري» بوده، ولى در چند
قطعه شعري كه به اين زبان سروده، كاري از سر تفنن انجام داده است. او
در واقع اشعاري به زبان فارسى گفته، و چاشنى غليظى از زبان آذري به آن
زده است (عبدلى، ٧١٩)، و به گفتة يحيى ذكا، غزلهاي آذري او، به شدت تحت
تأثير زبان فارسى دري است (ص ٧٧).
ديوان اشعار بدر شروانى با ٤٧٣ ،١٢بيت ، از روي نسخة منحصر به فرد موجود در
كتابخانة تاشكند، همراه با مقدمهاي در شرح حال شاعر به كوشش ابوالفضل هاشم
اوغلى رحيموف در ١٩٨٥م در جمهوري آذربايجان به چاپ رسيده است. مصحح
٥٣٦بيت از اشعار او را به علت هجو بودن حذف كرده است (متينى، همانجا)؛
بنابراين، ظاهراً مىبايست اشعار ديوان وي بيش از ١٣ هزار بيت داشته باشد.
در يك جُنگ خطى متعلق به كتابخانة ملى ملك نيز ٥٠٠ بيت از قصايد بدر
شروانى موجود است (تربيت، ٦٤؛ منزوي، ٣/٢٢٤٨).
مآخذ: اوحدي بليانى، محمد، عرفات العاشقين، نسخة خطى كتابخانة ملى ملك، شم
٥٣٢٤؛ تربيت، محمد على، دانشمندان آذربايجان، تهران، ١٣١٤ش؛ دولتشاه
سمرقندي، تذكرة الشعراء، به كوشش ادوارد براون، ليدن، ١٣١٨ق/١٩٠٠م؛ ذكا،
يحيى، «دربارة گويش كنار آب و دو غزل بدرشروانى»، ايران نامه، واشينگتن،
١٣٦٥ش، س٥، شم ١؛ عبدلى، على، «غزلهاي آذري بدر شيروانى»، آينده، تهران،
١٣٦٩ش، س١٦، شم ٩-١٢؛ متينى، جلال، «ديوان بدر شيروانى»، ايراننامه،
واشينگتن، ١٣٦٤ش، س ٤، شم ١؛ منزوي، خطى؛ نيز:
Iranica.
جلال خسروشاهى