دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٦٢٩
| بدرالدينغزي جلد: ١١ شماره مقاله:٤٦٢٩ |
بَدْرُالدّينِ غَزّي، حسن بن على بن شَنار، معروف بهزُغاري(٧٠٦- ١١ رجب
٧٥٣ق/١٣٠٦- ٢٤ اوت ١٣٥٢م)، اديب و شاعر دوران مماليك. وي در غزه به دنيا
آمد و منسوب به همانجاست (صفدي، ١٢/١٨٤؛ ابن تغري بردي، الدليل...، ١/٢٦٧).
در النجوم (همو، ١٠/٢٨٨) از وي با نسبت «مغزبى» ياد شده كه بىگمان تحريف
كلمة «غزي» است.
منابع اطلاع جامعى از زندگى او به دست نمىدهند. تنها مىدانيم كه وي به
دمشق، صفد و شهرهاي مصر سفر كرد و در آنجاها به شاعري پرداخت و در اين كار
چيرهدست شد (صفدي، همانجا؛ ابن حجر، ٢/١٢٥). علاوه بر اين، در نثر نيز دستى
توانا داشت (ابن تغري بردي، المنهل...، ٥/١١٠). در ٧٤٨ق/١٣٤٧م، در زمان
امير سيفالدين يلبغا به ديوان انشاء دمشق راه يافت و به عنوان كاتبالسر
تا مرگ امير درخدمت او به سر برد (صفدي، ١٢/١٨٤- ١٨٥؛ ابن حجر، ابن تغري
بردي، همانجاها). وي با صلاحالدين صفدي دوستى داشت و بين آن دو مكاتباتى
بوده كه صفدي در كتاب الحان السواجع خود برخى از اين مكاتبات را آورده
است (نك: صفدي، ١٢/١٨٥؛ زركلى، ٢/٢٠٤). ميان غزي و جمالالدين ابن نباته
معارضة شديدي بود، چنانكه گاه به هجو يكديگر پرداختهاند (ابن حجر، ٢/١٢٨؛
بستانى، ٣/٢٦٦؛ زركلى، همانجا). شخصى ديگر نيز به نام يحيى خباز حموي، در ٦
بيت به هجو بدرالدين پرداخته، و او را به حماقت و نادانى متصف ساخته است
(ابنحجه، ٣٢٩).
از آثار وي مىتوان قريض القرين را نام برد كه در آن به معارضة رسالة
التوابع و الزوابع ابن شُهَيد اشجعى (ه م) پرداخته است (صفدي، ١٢/١٨٤؛ ابن
حجر، ٢/١٢٥؛ زركلى، نيز بستانى، همانجاها). همچنين ابن فضلالله عمري (د
٧٤٩ق) كه او را در ذهبية العصر خويش بسيار ستوده، ٤ كراسه از ديوان وي را
گرد آورده بود (ابن حجر، همانجا؛ ابن غزي، ٣/٣٩٠). اما اكنون از ديوان وي
تنها ١٣٥ بيت در منابع پراكنده است. از جمله اشعار وي مىتوان به اين
ابيات اشاره كرد: يك موشحة ٤٢ بيتى در معارضه با ابن سناء الملك (صفدي،
١٢/١٨٩ بب؛ ابن تغري بردي، همان، ٥/١١٢-١١٤)؛ قصيدهاي در ٢٩ بيت در مدح
صفدي، سروده شده در ٧٣٢ق در قاهره (صفدي، ١٢/١٨٧-١٨٩)؛ ٢ بيت در وصف گل
زنبق (ابن حجه، ١٧٩) و ٥ دو بيتى در صنعت توريه (همو، ٣٢٧، نيز براي ديگر
اشعار وي، نك: ص ٣٤، ١٢٣، ١٧٩، ٣٢٧- ٣٢٨؛ ابن حجر، ٢/١٢٥-١٢٧؛ صفدي،
٢/١٨٥-١٨٦). علاوه بر اين در كتابخانة گوتا مجموعهاي با عنوان مجموع لطيف
حاوي لكل معنى ظريف موجود است كه قصايدي چند از بدرالدين در آن گرد آمده
است ( پرچ، شم .(٢٢١١ وي سرانجام در دمشق درگذشت و در باب الصغير به خاك
سپرده شد (صفدي، ٢/١٨٦).
مآخذ: ابن تغري بردي، يوسف، الدليل الشافى على المنهل الصافى، به كوشش
فهيم محمد شلتوت، مكه، ١٣٩٩ق/١٩٧٩م؛ همو، المنهل الصافى، به كوشش نبيل
محمد، قاهره، ١٩٨٨م؛ همو، النجوم؛ ابن حجر عسقلانى، احمد، الدرر الكامنة،
حيدرآباد دكن، ١٩٧٣م؛ ابن حجة حموي، ابوبكر، خزانة الادب، قاهره، ١٨٨٦م؛
ابن غزي، محمد، ديوان الاسلام، به كوشش كسروي حسن، بيروت، ١٤١١ق/١٩٩٠م؛
بستانى؛ زركلى، اعلام؛ صفدي، خليل، الوافى بالوفيات، به كوشش رمضان
عبدالتواب، ويسبادن، ١٩٧٩م؛ نيز: Pertsch.
رضوان مساح