دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٦٢٦
| بدرالديندمامينى جلد: ١١ شماره مقاله:٤٦٢٦ |
بَدْرُالدّينِ دَمامينى، محمد بن ابى بكر بن عمر (٧٦٣- شعبان ٨٢٧ق/ ١٣٦٢-
ژوئية ١٤٢٤م)، معروف به ابن دمامينى، اديب و شاعر مالكى مذهب مصري. او در
اسكندريه زاده شد و در همانجا دانشآموزي را آغاز كرد. نحو و فنون خط و نگارش
و شعر را به خوبى فراگرفت و نيز از فقه و ديگر علوم بهره برد (نك: ابن حجر،
انباء...، ٨/٩٢؛ سخاوي، الضوء...، ٧/١٨٥؛ سيوطى، ١/٦٦؛ باباتنبكتى، ٤٨٩).
دمامينى در زادگاه خود از درسهاي بهاءالدين ابن دمامينى، عبدالوهاب قروي و
ابن عرفه، در قاهره از ابن ملقّن و مجدالدين اسماعيل حنفى، و در مكه از
قاضى ابوالفضل نويري و جز آنان علم آموخت (سخاوي، همانجا؛ باباتنبكتى،
٤٩٠)؛ همچنين از مجلس درس ابن بلقينى و جمالالدين اُميوطى دانش اندوخت
(همانجا). او از كمالالدين دميري نيز به عنوان شيخ خود ياد كرده است (نك:
حاجىخليفه، ١/٦٩٦؛ عبدالحى، ٣/١٢٧).
دمامينى نخست در مدارس اسكندريه به تدريس پرداخت و نيابت حكم قاضى
ناصرالدين ابن تنسى (د ٨٠١ق/١٣٩٩م) را كه با وي پيوند خويشاوندي داشت،
برعهده گرفت (ابن حجر، همانجا، نيز ذيل...، ٣٠٤، رفع...، ١/١٠٧؛ سخاوي،
همانجا)؛ سپس چون ابن تنسى در ٧٩٤ق/١٣٩٢م به قاهره رفت و قضاي مالكيان
را عهدهدار گرديد، وي را با خود برد و به نيابت خويش برگماشت. دمامينى در
اين دوره، در الازهر نيز به تدريس نحو پرداخت و شهرتى فراهم آورد (ابن حجر،
انباء، نيز سخاوي، سيوطى، همانجاها؛ باباتنبكتى، ٤٨٩).
دمامينى چندي بعد به اسكندريه بازگشت و به تدريس مشغول شد. او علاوه بر
نيابت حكم، از راه تجارت روزگار مىگذرانيد (ابن حجر، سيوطى، باباتنبكتى،
همانجاها)، اما دوباره قصد قاهره كرد (سيوطى، بابا تنبكتى، همانجاها؛ عبدالحى،
٣/١٢٦). سپس در ٨٠٠ق به دمشق رفت و از آنجا آهنگ گزاردن حج كرد (سخاوي،
سيوطى، همانجاها؛ غزولى، ١/١١٥). آنگاه در ٨٠١ق/١٣٩٩م به اسكندريه بازگشت
(همو، ١/٢٣، ٢/١٤).
دمامينى اين بار روي از قضا برتافت و خطابت مسجد جامع را برگزيد و كارگاه
حريربافى بزرگى نيز برپا كرد و به كسب پرداخت؛ اما پس از چندي به علت آتش
سوزي، مبالغ بسياري مديون شد و به ناحية صعيد گريخت. طلبكاران وي را تعقيب
كردند و به خواري به قاهره بردند. او به پشتيبانى ابن حجة حموي و
ناصرالدين بارزي از گرفتاري رَست و سمت قضاي مالكيان را نيز برعهده گرفت
(سخاوي، سيوطى، باباتنبكتى، همانجاها).
با اينهمه، بر شيوة سلوك دمامينى ايرادهايى وارد آمد كه به عزلش انجاميد.
نسبت به نوع رفتار او - كه در گزارشهاي موجود به ابهام سخن رفته است (نك:
سخاوي، همان، ٧/١٨٥، ١٨٦؛ علىخان مدنى، سلوة...، ١٨٢) - چيزي به روشنى
نمىتوان دريافت؛ اما تمايل شخصى وي به پرداختن به مباحث ادبى و عدم
اعتناي لازم به علم فقه را نيز نبايد از نظر دور داشت. بر اين مقصود، هجوية
بدرالدين بشتكى را مىتوان گواه گرفت (نك: سخاوي، همان، ٦/٢٧٨).
بدرالدين دمامينى، در اين زمان، به بارگاه مؤيد، شيخ بن عبدالله محمودي
(حك ٨١٥ -٨٢٤ق/١٤١٢-١٤٢١م) راه يافت (ابن حجر، ذيل، همانجا). او در
٨١٩ق/١٤١٦م حج گزارد و سال بعد به يمن رفت. يك چند نيز در مسجد جامع شهر
زبيد تدريس نمود. اما درس وي رونقى نيافت (همو، انباء، همانجا؛ سخاوي، همان،
٧/١٨٥). آنگاه از طريق دريا راه هند در پيش گرفت و در همان سال قدم به
گجرات نهاد. در آنجا شاگردان بسيار بر او گرد آمدند و ثروتى هنگفت و مقامى
بلند يافت (ابن حجر، سخاوي، همانجاها؛ عبدالحى، ٣/١٢٦-١٢٧).
وي با بزرگانى چون مقريزي، ابن خلدون و ابن حجر عسقلانى مراودت و مصاحبت
داشته است (سخاوي، همان، ٧/١٨٦، ١٨٧؛ غزولى، ٢/١٤، ٤٥؛ ابن حجر، رفع،
همانجا)؛ از آن جمله اينان را نيز مىتوان نام برد: قاضى محبالدين
ابنشحنه (د ٨١٥ق/٤١٢م) كه تقريظى از وي بر كتاب نزول الغيث، و نيز پاسخى
كه بر سؤال دمامينى از دو موضع كشاف زمخشري نگاشته، به دست آمده است
(نك: سخاوي، الذيل...، ٤١٨-٤٢٤)؛ امينالدين محمد بن محمد انصاري و فضلالله
بن عبدالرحمان بن مَكانس و قاضى صدرالدين ابن آدمى و عيسى بن حجاج،
ملقب به العاليه كه پارهاي از اخبار و مكاتبات آنان با بدرالدين را غزولى
در مطالع البدور آورده است (١/٢٢، ٩٧، ٢/٧٨، ٨٣، ٨٤، ١٢٢-١٢٤)؛ و سرانجام ابن
حجة حموي كه رسالة بحرية خود را براي دمامينى نگاشته است (نك: علىخان
مدنى، همان، ١٢٤-١٢٦).
از شاگردان بدرالدين دمامينى اينان را مىتوان نام برد: قاضى بدرالدين
ابوالمحاسن جمالالدين محمد شافعى، زينالدين عبادة بن على انصاري،
عبدالقادر مكى، قاضى عزالدين ابوالبركات، على بن عبدالله غزولى و يحيى بن
عبدالرحمان عجيسى. او همچنين به قاضى شرفالدين مُناوي و ابن حجر عسقلانى
و فرزندانش اجازة روايت داده است (سخاوي، همان، ١٨-١٩، ٣٥٠، ٤٤٤، الضوء،
١/٢٠٥، ٤/١٧، ٢٨٤، ٥/١٥٤، جم ، نيز نك: الجواهر...، ١/١٧٥؛ بابا تنبكتى، ٤٩٠).
وي سرانجام در گلبرگه (در ايالت دكن هندوستان) وفات يافت (سخاوي، الضوء،
٧/١٨٥؛ عبدالحى، ٣/١٣٠، ١٣١؛ قس: مقريزي، ٢(٤)/٧٠٢؛ ابن حجر، انباء، ٨/٩٢).
دمامينى استعدادي فراوان و سَري پر سودا داشت. برخى روايات حكايت از آن
دارد كه وي با سم به قتل رسيده است (سخاوي، همانجا؛ سيوطى، ١/٦٧؛
باباتنبكتى، ٤٨٩) و ممكن است تعبير «مرگ ناگهانى» در برخى گزارشها را ناظر
به همين نكته دانست (مثلاً نك: ابن حجر، همانجا).
اشعار: از سرودههاي بدرالدين اشعاري برجاي مانده كه بيشتر در قالب رباعى
است و توجه شاعر به صنايع لفظىِ بديعى و ميل به تفنن در مضامين، در آنها
هويداست. بيشترين سرودههاي وي در تغزل است (نك: غزولى، ٢/٢٩٣؛ ابن حجر،
همانجا، نيز رفع، ١/١٠٧؛ سخاوي، همان، ٧/١٨٦، الجواهر، ١/٨٣؛ سيوطى، همانجا؛
خفاجى، ٢/١١٠؛ علىخان مدنى، انوار...، ٢/٥٦، ٣/٨٩، سلوة، ١٨٥؛ عبدالحى،
٣/١٣٠).
آثار: بدرالدين بيشتر آثار خود را دربارة قواعد و مباحث ادبيات عرب نگاشته
است:
الف - چاپى:
١. تحفة الغريب فى حاشية مغنى اللبيب. بدرالدين دمامينى چند بار به تحشيه و
شرح كتاب مغنى اللبيب ابن هشام پرداخت. وي نخستين حاشية خود را در يمن
(سخاوي، الضوء، ٧/١٨٥) و به قولى در مصر (شُمُنّى، ٢) نگاشت و بعد در هند از
آن چشم پوشيد و از نو به تأليفى ديگر پرداخت (بابا تنبكتى، همانجا) و آن را
در ٨٢٤ق در شهر نهرواله از ايالت گجرات به پايان برد (نك: لوث، شم .(٩٦٧
تقىالدين احمد شمنى حاشيهاي نگاشت و آن را المنصف من الكلام على مغنى
ابن هشام نام كرد و در مقام نقد دمامينى برآمد. كتاب بدرالدين دمامينى در
١٣٠٥ق/١٩٨٨م در مصر، در حاشية شرح شمنى چاپ شده است.
٢. العيون الفاخرة الغامزة على خبايا الرامزة، شرحى است بر منظومة الرامزة
خزرجى در عروض و قافيه كه در ٨١٧ق در صعيد مصر نوشته شده است (بدرالدين
دمامينى، ١٠١). اين كتاب بارها در مصر و تركيه به چاپ رسيده، از جمله در
قاهره (١٩٧٣م) و به كوشش حسانى حسن عبدالله منتشر شده است.
ب - خطى:
١. الاستدلال بالاحاديث النبوية على الاحكام النحوية. از اين اثر تنها يك
نسخه از سرآغاز كلام آن، در دست است. اين نسخه در مجموعهاي (شم ٣٥٣) در
كتابخانة آمبروزيانا نگهداري مىشود (نك: آمبروزيانا، .(I/١٩٦
٢. اظهار التعليل المغلق لوجوب حذف عامل المفعول المطلق. نسخهاي از اين
رساله كه به يك مسألة نحوي مىپردازد، در ليدن محفوظ است ( ورهووه، .(١٤٥
٣. تعليق الفرائد على تسهيل الفوائد، شرحى است بر تسهيل الفوائد و تكميل
المقاصد اثر معروف ابن مالك كه دمامينى در فاصلة سالهاي ٨٢١ و ٨٢٥ق آن را
نوشت و به احمدشاه، فرمانرواي گجرات (٨١٤ - ٨٤٥ق/١٤١١-١٤٤١م) تقديم كرد. از
اين كتاب نسخههاي متعددي در ظاهرية دمشق و اينديا آفيس موجود است (نك:
ظاهريه، نحو، ١٠٠- ١٠٦؛ I/٥٢٢ S, GAL, I/٣٥٩; .(GAL,
٤. جواهر البحور فى العروض (نك: سخاوي، همان، ٧/١٨٥؛ براي نسخ خطى، نك:
II/٣٣ .(GAL,
٥. الحلاوة السكرية فى شرح الفواكه البدرية، شرحى است كه بدرالدين بر كتاب
الفواكه البدرية خود نگاشته است. از اين كتاب يك نسخه در كتابخانة ظاهريه
وجود دارد (نك: ظاهريه، نحو، ١٧١-١٧٢).
٦. شمس المغرب فى المرقص المطرب. نسخهاي از اين كتاب در كتابخانة برلين
نگهداري مىشود ( آلوارت، شم .(٨٦٤٣
٧. عين الحياة، اختصاري است از كتاب حياة الحيوان دميري كه بهزعم
بدرالدين دمامينى با وجود محاسنى كه داشت، پر طول و تفصيل بود. او در ٨٢٣ق
كار تلخيص كتاب را به پايان برد و آن را به احمدشاه هديه كرد (حاجى
خليفه، ١/٦٩٦ -٦٩٧؛ عبدالحى، ٣/١٣٠). البته از ديدگاه برخى، او در اين
تلخيص، راه افراط پيموده، و به اصل اثر خلل وارد نموده است (علىخان
مدنى، سلوة، ١٨٣). از اين كتاب نسخههايى بر جاي مانده است (نك: II/١٧١ S,
GAL, II/١٧٢; .(GAL,
٨. الفتح الربانى فى الرد على البنبانى. اين اثر پاسخى است به بنبانى كه
بر تعليقات بدرالدين بر صحيح بخاري (نك: مصابيح در همين مقاله) اعتراضاتى
نموده بود. نسخهاي از اين نوشته در كتابخانة دانشگاه ليدن (شم موجود است
(نك: ورهووه، .(٨٠
٩. القوافى، نسخههايى از آن همراه با شرح محمد بن عثمان بلخى يافت مىشود
(نك: لوث، شم ٩٧٣ ,٩٧٢ ؛ II/٣٣ .(GAL,
١٠. مصابيح الجامع، شرحى است بر كتاب الجامع الصحيح (يا صحيح بخاري) كه
با عنايت به الفاظ غريب و مباحث اعرابى آن نگاشته شده است. اين اثر كه
در هند نوشته شده (حاجى خليفه، ١/٥٤٩)، با عنوانهاي المصابيح فى شرح
الجامع الصحيح (بغدادي، هديه، ٢/١٨٥، ايضاح، ٢/١٦٢-١٦٣) و مصابيح الجامع
الصحيح (كحاله، ٦١٣) نيز ياد شده است. نسخههاي متعدد اين كتاب را مىتوان
در اطراف و اكناف سراغ گرفت (نك: زركلى، ٦/٥٧؛ نورعثمانيه، ٥٠؛ حتى، .(٤١١
١١. منشآت و رسائل كوتاه. غزولى به برخى از اين نامهها اشاره كرده است
(نك: ١/٢٣، ٩٧-٩٩، جم ) و برخى ديگر را مىتوان در كتابخانة برلين سراغ گرفت
(نك: آلوارت، شم ٨٦٤٥(١٤b) .(٣٩٥٨(٤),
١٢. المنهل الصافى، شرحى است به شيوة مزجى بر كتاب الوافى فى النحو محمد
بن عثمان بلخى كه بدرالدين دمامينى در ٨٢٦ق در هند نگاشته، و به احمدشاه
پيشكش كرده است. از اين كتاب نسخههايى به صورت كامل در برخى كتابخانهها
(نك: ظاهريه، نحو، ٥١٠ -٥١١؛ لوث، شم ٩٧٢ ؛ ورهووه، و نيز تلخيصى در ليدن (نك:
ويتكم موجود است.
١٣. نزول الغيث، اثري است انتقادي بر شرح صلاحالدين صفدي بر منظومة لامية
العجم با عنوان الغيث الذي انسجم . اين كتاب كه در حدود سال ٧٩٤ق در مصر
تأليف شده است، با اقبال و تمجيد علما از جمله قاضى محبالدين ابن شحنه و
شمسالدين محمد بن محمد غماري مواجه شد (سخاوي، الضوء، ٩/١٤٩، الذيل،
٤١٨-٤١٩). علاءالدين على بن محمد اقبرسى (د ٨٦٢ق/١٤٥٨م) رديهاي بر اين
كتاب با عنوان تحكيم العقول بافول البدر بالنزول نگاشته است (نك: عواد،
٢٠٢؛ سيد، ١/١٤٥). از اين اثر نسخ خطى بسياري در كتابخانه هاي دمشق، قاهره،
ليدن، آمبروزيانا، اسكوريال و چستربيتى برجاي مانده است (ظاهريه، ادب،
٢/٣٤٤-٣٤٦، نيز شعر، ٤٠٦-٤٠٧؛ عواد، همانجا؛ سيد، ٣/١٦٠؛ II/٢١ S, ؛ GAL, ، GAL
همانجا).
ج آثار يافت نشده: ١. تقريظ بر منظومة سيرة المؤيّدِ ابن ناهض حلبى (سخاوي،
الضوء، ٧/١٨٥). ٢. ديوان شعر (نك: بغدادي، هديه، همانجا). ٣. الفاكهة البدرية،
اثري است به نظم و نثر كه بدرالدين گزيدهاي از نوشتهها و سرودههاي خويش
را در آن آورده، و در ٧٩٠ق آن را به پايان برده است (حاجى خليفه،
٢/١٢١٥-١٢١٦). ٤. لمحة البدر، «مقامه»اي است مختصر (نك: همو، ٢/١٥٦١؛ بغدادي،
هديه، همانجا). ٥. معدن الجواهر، شرحى است بر كتاب جواهر البحور از آن خود
مؤلف (نك: حاجى خليفه، ١/٦١٣؛ قس: باباتنبكتى، ٤٨٩) . ٦. مقاطعالشرب، اثري
است كه بدرالدين دمامينى قطعاتى منتخب از خمريات را در آن گردآورده است
(غزولى، ١/١٦٤؛ نيز نك: سخاوي، همانجا).
مآخذ: ابن حجر عسقلانى، احمد، انباء الغمر، حيدرآباد دكن، ١٣٩٥ق/١٩٧٥م؛ همو،
ذيل الدرر الكامنة، به كوشش عدنان درويش، قاهره، ١٤١٢ق/١٩٩٢م؛ همو، رفع
الاصر، به كوشش حامد عبدالمجيد و ديگران، قاهره، ١٩٥٧م؛ باباتنبكتى، احمد،
نيل الابتهاج، به كوشش عبدالحميد عبدالله هرامه، طرابلس، ١٤٠٩ق/١٩٨٩م؛
بدرالدين دمامينى، محمد، العيون الفاخره، قاهره، ١٤١٢ق/١٩٩٢م؛ بغدادي،
ايضاح؛ همو، هديه؛ حاجى خليفه، كشف؛ خفاجى، احمد، ريحانة الالباء، به كوشش
عبدالفتاح محمد حلو، قاهره، ١٣٨٦ق/١٩٦٧م؛ زركلى، اعلام؛ سخاوي، محمد،
الجواهر و الدرر، به كوشش حامد عبدالمجيد و طه زينى، قاهره، ١٤٠٦ق/١٩٨٦م؛
همو، الذيل على رفعالاصر، به كوشش جوده هلال و محمد محمود صبح، قاهره،
١٩٦٦م؛ همو، الضوء اللامع، قاهره، ١٣٥٤ق؛ سيد، خطى؛ سيوطى، بغية الوعاة، به
كوشش محمدابوالفضل ابراهيم، قاهره، ١٣٨٤ق/١٩٦٤م؛ شمنى، احمد، المنصف من
الكلام على مغنى ابن هشام، تهران، مكتبة الحوزه؛ ظاهريه، خطى؛ عبدالحى،
نزهة الخواطر، حيدرآباد دكن، ١٣٧١ق/١٩٥١م؛ علىخان مدنى، انوار الربيع فى
انواع البديع، به كوشش شاكر هادي شكر، كربلا، ١٣٨٩ق/١٩٦٩م؛ همو، سلوة
الغريب، به كوشش شاكر هادي شكر، بيروت، عالم الكتب؛ عواد، كوركيس، «ذخائر
التراث العربى فى مكتبة چستربيتى»، المورد، بغداد، ١٣٩٨ق/١٩٧٨م، ج ٧، شم ١؛
غزولى، على، مطالع البدور، قاهره، ١٢٩٩ق؛ كحاله، عمررضا، المستدرك على
معجم المؤلفين، بيروت، ١٤٠٦ق/ ١٩٨٥م؛ مقريزي، احمد، السلوك، به كوشش سعيد
عبدالفتاح عاشور، قاهره، ١٩٧٢م؛ نور عثمانيه كتبخانه سنده محفوظ كتب موجوده
نين دفتري، استانبول، ١٣٠٣ق؛ نيز:
Ahlwardt; Ambrosiana; GAL; GAL,S; Hitti, Ph. K. et al., Descriptive Catalog of
the Garrett Collection of Arabic Manuscripts, Princeton, ١٩٣٨; Loth, O., A
Catalogue of the Arabic Manuscripts in the Library of the India Office, Osnabr O
ck, ١٩٧٥; Voorhoeve; Witkam, J.J., Catalogue of Arabic Manuscripts in the
Library of the University of Leiden, Leiden, ١٩٨٦.
عبدالامير جابريزاده