دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٦١٦
| بدرالديناسحاقدهلوي جلد: ١١ شماره مقاله:٤٦١٦ |
بَدْرُالدّينْ اِسْحاقِ دِهْلَوي (د ٦٩٠ ق/١٢٩١م)، از عارفان بزرگ سلسلة
چشتيه، خليفه و داماد شيخ فريدالدين مسعود گنج شكر (د ٦٦٤ق/١٢٦٦م).
بدرالدين كه سلسله نسب خود را به عمرالاشرف، فرزند امام زينالعابدين(ع)
مىرساند، در دهلى زاده شد و در همانجا پرورش يافت و نزد پدر خود منهاجالدين
على بن اسحاق بخاري (قس: ابوالفضل، ٣/١٧١) كه مردي فاضل و استاد مدرسة
معزيه بود، به تحصيل علم پرداخت (قدوسى، ١٣٣؛ عبدالحى، ١/٩٥).
بدرالدين براي تكميل تحصيلات خود راهى بخارا شد و در ميانة راه به اجودهن
(پاك پتَّن امروزي در استان پنجاب پاكستان) رسيد و آوازة بزرگى و كمالات
شيخ فريدالدين مسعود گنج شكر را شنيد (دهلوي، ٧٣). پس به ملاقات او رفت و
مسائل خود را در حضور او مطرح كرد. چون شيخ همة سؤالها را به شكلى قانع
كننده پاسخ داد و تبحر علمى و دقت نظرش آشكار شد، بدرالدين از آن پس در
زمرة مريدان وي در آمد و در اجودهن مقيم شد (قدوسى، ١٣٣-١٣٤؛ رحمان على، ٣١؛
ابوالفضل، ٣/١٧١-١٧٢).بنابر بعضى روايتهايديگر، بدرالديناسحاق از دهلى
مستقيماً به بخارا رفت و در بازگشت، در اجودهن به خدمت شيخ فريدالدين مسعود
رسيد (نظامى، ١٦٥؛ چشتى صابري، ٢٣٠؛ هادي، ١١٢ ؛ قس: غلامسرور، ١/٣١٩)
بدرالدين زير نظر شيخ فريدالدين مراتب سلوك را طى كرد، تا آنجا كه شيخ
فريدالدين خرقة خلافت خود را به او بخشيد و دختر خويش را به همسري او درآورد
(ابوالفضل، ٣/١٧٢؛ ميرخورد، ١٨٠). ارادت بدرالدين به شيخ خود به حدي بود كه
درخواست او را براي سفر و دستگيري و هدايت مريدان ديگر نپذيرفت و تا هنگام
مرگ فريدالدين در خدمت او ماند (عبدالحى، همانجا). در طول اين مدت كه وي
در خانقاه اقامت داشت و امور آنجا را اداره مىكرد، امامت جماعت خانقاه را
نيز بر عهده داشت (چشتى، ٨٠١؛ ميرخورد، ١٨٢، ١٨٦؛ رضوي، .(I/١٤٢ كراماتى هم
به بدرالدين اسحاق نسبت دادهاند (ميرخورد، ١٨٥-١٨٧؛ چشتى، ٨٠١ -٨٠٢؛ لعلى
بدخشى، ٢٨٢-٢٨٣).
پس از درگذشت شيخ فريدالدين، پسر او بدرالدين سلمان، بر مسند خلافت نشست.
با آنكه بدرالدين اسحاق خدمت او را نيز همچون پدرش بر خود فرض مىدانست،
بدخواهان ميان اين دو اختلاف انداختند و بدرالدين به ناچار خانقاه را ترك
گفت و در مسجد جامع اجودهن اقامت گزيد (ميرخورد، ١٨١؛ قدوسى، ١٣٦). پس از
مدتى خواجه نظامالدين اوليا (د ٧٢٥ق/١٣٢٥م) به اجودهن آمد و بدرالدين
اسحاق خرقة فريدالدين مسعود را، طبق توصية خود او، به نظامالدين اوليا سپرد
(فرشته، ٢/٣٩٠-٣٩١؛ آريا، ١٢٢؛ شارب، ٥٨).
خواجه نظامالدين اوليا او را بسيار گرامى مىداشت و تا زمانى كه بدرالدين
زنده بود، به احترام وي از هيچكس بيعت نگرفت (لعلى بدخشى، ٢٨٢).
بدرالدين در اجودهن درگذشت و در حياط مسجد جامع قديم آن شهر به خاك سپرده
شد (ميرخورد، ١٨٧- ١٨٨؛ قدوسى، ١٣٦-١٣٧؛ عبدالحى، همانجا؛ مباركپوري، ٧٨؛ رحمان
على، همانجا). خواجه نظامالدين اوليا پس از درگذشت بدرالدين، همسر و دو
فرزند وي، خواجه محمد امام و خواجه محمد موسى را نزد خود به دهلى فراخواند و
كفالت و پرورش آنان را به عهده گرفت و سپس خرقة خلافت را به خواجه محمد
امام بخشيد (نظامى، ١٦٦).
آثار: از بدرالدين اسحاق دو اثر برجاي مانده است:
١. اسرار الاولياء، كه بدرالدين اسحاق در آن گفتارهاي عارفانة شيخ فريدالدين
مسعود را در ٢٢ فصل به زبان فارسى گرد آورده است (عبدالحى، ١/٩٥؛ رحمان
على، ٣١؛ غلام سرور، همانجا؛ يزدانى، ١٣٣؛ اكرام، ٢٢٥؛ صفا، ٤/٧٧؛ هادي،
همانجا). تأليف كتاب بنا به اشارة بدرالدين در ٦٣١ق آغاز شد و ١٢ سال به
طول انجاميد (نك: ص ٣، ٩٤). نثر اين اثر ساده و روان است و نويسنده گاه به
آيات قرآنى نيز استشهاد كرده است. برخى كلمات هندي نيز در كتاب ديده
مىشود (احمد، ١/٣١٩، ٣٢٠، ٣٢١). اسرارالاولياء نخستين بار در ١٨٧٦م، بار ديگر در
١٨٨٤م در لكهنو، و آخرين بار در ١٩١٧م در كانپور به چاپ رسيد (مشار، ٢/٩٣؛
نوشاهى، ١/١٥٩-١٦٠؛ ادواردز، ٢٠٦ ؛ آربري، .(II(٦)/٥٣ اين كتاب دو بار به
زبان اردو ترجمه شده، و به ترتيب در سالهاي ١٣٣٤ و ١٣٧٤ق در دهلى و لاهور
به چاپ رسيده است (راهى، ٧٠).
٢. تصريف بدري، كه منظومهاي است دربارة علم صرف (عبدالحى، همانجا؛ دهلوي،
٧٣؛ قدوسى، ١٣٨). نسخة دستنويس اين كتاب در دست نيست، ولى نگارندة
سيرالاولياء چند بيت از آن نقل كرده كه نشان دهندة تسلط بدرالدين بر زبان
عربى است (ميرخورد، ١٨٤).
مآخذ: آريا، غلامعلى، طريقة چشتيه در هند و پاكستان، تهران، ١٣٦٥ش؛ ابوالفضل
علامى، آيين اكبري، لكهنو، ١٨٩٣م؛ احمد، ظهورالدين، پاكستان مين فارسى
ادب، لاهور، ١٩٧٤م؛ اكرام، محمد، آب كوثر، لاهور، ١٩٨٦م؛ بدرالدين اسحاق
دهلوي، اسرار الاولياء، لكهنو، ١٨٨٤م؛ چشتى، عبدالرحمان، مرآة الاسرار، ترجمة
علىاصغر چشتى صابري، لاهور، ١٤١١ق؛ چشتى صابري، علىاصغر، شميم ولايت،
پاكستان، ١٩٩٣م؛ دهلوي، عبدالحق، اخبار الاخيار، ديوبند، ١٩١٣م؛ راهى، اختر،
ترجمههاي متون فارسى به زبانهاي پاكستانى، اسلام آباد، ١٣٦٥ش؛ رحمانعلى،
محمد عبدالشكور، تذكرة علماي هند، لكهنو، ١٩٦١م؛ شارب، ظهورالحسن، جديد تذكرة
اوليائى پاك و هند، لاهور، ١٩٦٥م؛ صفا، ذبيحالله، تاريخ ادبيات در ايران،
تهران، ١٣٦٤ش؛ عبدالحى، نزهةالخواطر، حيدرآباد دكن، ١٣٨٢ق/١٩٦٢م؛ غلام سرور
لاهوري، خزينة الاصفياء، كانپور، ١٩١٤م؛ فرشته، محمدقاسم، تاريخ، كانپور،
١٢٩٠ق/١٨٧٤م؛ قدوسى، اعجازالحق، تذكرة صوفيائى پنجاب، لاهور، ١٩٦٢م؛ لعلى
بدخشى، لعل بيگ، ثمرات القدس من شجرات الانس، به كوشش كمال حاج
سيدجوادي، تهران، ١٣٧٦ش؛ مباركپوري، اطهر، رجال السند و الهند، بمبئى،
١٩٥٨م؛ مشار، خانبابا، مؤلفين كتب چاپى فارسى و عربى، تهران، ١٣٤٠ش؛
ميرخورد، محمد، سيرالاولياء، لاهور، ١٨٨٥م؛ نظامى، خليق احمد، تاريخ مشايخ
چشت، كراچى، ١٩٧٥م؛ نوشاهى، عارف، فهرست كتابهاي فارسى چاپ سنگى و كمياب
كتابخانة گنج بخش، اسلامآباد، ١٣٦٥ش؛ يزدانى، عبدالمجيد، «ملفوظات»، تاريخ
ادبيات مسلمانان پاكستان و هند، لاهور، ١٩٧١م، ج ٣؛ نيز:
, A. J., Catalogue of the India Office, London, ١٩٣٧; Edwards, E., A Catalogue
of the Persian Printed Books in the British Museum, London, ١٩٢٢; Hadi, N.,
Dictionary of Indo - Persian Literature, New Delhi, ١٩٩٥; Rizvi, A. A., A
History of Sufism in India, Delhi, ١٩٨٦.
محمد فريد