دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٥٩٢
| بدائون جلد: ١١ شماره مقاله:٤٥٩٢ |
بَدائون، يا بُدائون، ناحيه و شهري كهن در ايالت اوتارپرادش در شمال هند.
اين نام به صورت بداون و بدايون نيز آمده است (ابن بطوطه، ٤١١؛ بابر، ؛
I/٢٦٧ ندوي، ١٠؛ احمديادگار، ٣٩). گفته شده كه واژة بدائون برگرفته از نام
شاهزادهاي به نام بوداست كه اين شهر را در سدة ٤ق/١٠م بنا نهاد
(«مجله...١»، .(IX/٣٤
ناحية بدائون در جنوب غربى رودخانة گنگ قرار دارد و شعبههاي اين رودخانه
آن را آبياري مىكند. نام اين ناحيه نيز برگرفته از نام شهر قديم بُدائون
بوده است. مساحت آن ١٥٨ ،٥كم ٢ و سرزمينى است كشاورزي كه توليدات مهم آن
گندم، نيشكر و برنج است. صنايع ناحيه شامل صنايع شيميايى و موادغذايى
است. طبق آمار ١٣٦٩ش/١٩٩٠م جمعيت ناحية بدائون ٠٠٠ ،٢٩٠ ،٢نفر بود
(«اطلس...٢»، ١٥٦ ، ١٦٣ ، ١٧٠ ؛ بريتانيكا، ميكرو، .(II/٣٤١ مركز ناحية بدائون
شهر قديم بداون است كه در تاريخ هند جايگاه ويژهاي دارد. اين شهر در ٢٨ و
٣ عرض شمالى و ٧٩ و ٧ طول شرقى و در نزديكى رودخانة سوت نادي، شاخهاي از
گنگ قرار گرفته است. در ١٣٥٠ش/١٩٧١م اين شهر ٢٠٤ ،٧٢نفر جمعيت داشت و
امروزه در مسير جادة اصلى و راه آهن قرار دارد و مركز داد و ستد فرآوردههاي
كشاورزي ناحيه است ( بريتانيكا،همانجا).
از تاريخ پيش از اسلام بدائون آگاهى درستى در دست نيست. مسعود سعد سلمان
در قصيدهاي تصرف بدائون را به دورة محمود غزنوي (٣٨٧-٤٢١ق/٩٩٧-١٠٣٠م) نسبت
مىدهد (ص ٣٩٧). در ٥٩٠ق/١١٩٤م و در دورة سلطنت محمد بن سام غوري (حك ٥٥٨ -
٥٩٤ق/١١٦٣- ١١٩٨م)، قطب الدين آبيك، بدائون را تصرف كرد و پس از آن
مسلمانان در آنجا حكومت كردند (منهاج، ١/٣٩٥، ٤٠١، ٤٢٢؛ سهيلى، ٩).
بدائوندر دورةحكومت سلاطيندهلى جايگاهحكمرانانقدرتمندي بود كه برخى از
آنان از جمله شمسالدين التتمش (٦٠٧ -٦٣٣ق/ ١٢١٠- ١٢٣٦م) به تاج و تخت
دست يافت (حسين، ٥٦ ؛ «مجله»، .(IX/٤٢ در دورة حكومت سلسلة سيدها، شهر بدائون
اهميت خويش را حفظ كرد. علاءالدين عالم شاه (د ٨٨٣ق/٧٩- ١٤٧٨م)، آخرين
پادشاه اين سلسله، پس از كنارهگيري از سلطنت در بدائون زندگى مىكرد.
بدائون در دورة خلجيان پايگاهى نظامى به شمار مىرفت. در دورة بابر
(٩٣٢-٩٣٧ق/١٥٢٥-١٥٣٠م) و همايون نيز اين شهر از اهميت ويژهاي برخوردار بود و
در دورة اكبر (حك ٩٦٣-١٠١٤ق/١٥٥٦- ١٦٠٥م) يكى از سركارهاي صوبة دهلى گرديد كه
داراي ١٣ «پرگنه» و يك «دستور» بود و سكههاي مسى در آنجا ضرب مىشد. در
٩٧٩ق/ ١٥٧١م آتش سوزي بزرگى در شهر بدائون رخ داد و احتمالاً پس از اين
حادثه بود كه از اهميت آن كاسته شد و در دورههاي بعد نيز هيچگاه اهميت
گذشتة خود را باز نيافت. در دورة شاهجهان (حك ١٠٣٧- ١٠٦٨ق/١٦٢٨- ١٦٥٨م) مركز
سركار بدائون، به شهر باريلى انتقال يافت (صديقى، ١١ ؛ ابوالفضل، ١/٣٦٩؛
«مجله»، ٤٢ ، .(IX/٣٤-٣٥ بدائون پس از كاهش قدرت بابريان، زير نظر روهيله
قرار گرفت و در ١٧٧٤م تحت فرمان نوابان اوده (ه م) درآمد و از ١٨٠١م زير
سلطة حكومت انگليس واقع شد. اين شهر در شورش سال ١٢٧٤ق/ ١٨٥٨م برضد حكومت
انگليس، از مراكز درگيري بود («مجله»، ؛ IX/٤٢ برجس، .(٣٦٩
آثار و بناهاي بسياري از دورة شكوفايى فرهنگ اسلامى در شهر بدائون باقى
مانده است، از جملة آنها مىتوان به مسجد جامع شمسى كه از بناهاي دورة
التتمش و از بزرگ ترين مساجد هند است، اشاره كرد كه بر جايِ يك معبد هندو
بنا شده، و در سدههاي بعد چندين بار تعمير گرديده است؛ همچنين مقبرة
علاءالدين، آخرين پادشاه سلسلة سيدها؛ مسجد كوتبى؛ مدرسة معزي، و حوض سلطان
(نقوي، ٨٧ ؛ بلوخمان، ١١١ -١١٠ ؛ مارشال، درخور ذكرند.
بدائون خاستگاه برخى از عالمان اسلامى هند چون عبدالقادر بدائونى، تاريخ
نگار سدة ١١ق/١٧م و نويسندة كتاب منتخب التواريخ، نظام الدين اوليا و رضى
الدين ساقانى محدث است (رضوي، ٢١٠ ؛ اليت، ؛ V/٤٧٧ فرشته، ٢/٣٩١).
مآخذ: ابن بطوطه، رحلة، بيروت، ١٣٨٤ق/١٩٦٤م؛ ابوالفضل علامى، آيين اكبري،
به كوشش بلوخمان، كلكته، ١٨٧٢م؛ احمديادگار، تاريخ شاهى، ترجمة نذير نيازي،
به كوشش آفتاب اصغر، لاهور، ١٩٨٥م؛ سهيلى خوانساري، احمد، مقدمه بر آداب
الحرب و الشجاعة فخر مدبر، تهران، ١٣٤٦ش؛ فرشته، محمدقاسم، تاريخ، لكهنو، چ
سنگى؛ مسعود سعد سلمان، ديوان، به كوشش رشيد ياسمى، تهران، ١٣٦٢ش؛ منهاج
سراج، طبقات ناصري، به كوشش عبدالحى حبيبى، كابل، ١٣٤٢ش؛ ندوي،
معينالدين، معجم الامكنة، حيدرآباددكن، ١٣٥٣ق؛ نيز:
An Atlas of India, Delhi, ١٩٩٠; B ? bur, Z. M., B ? bur- N ? ma, tr. A. S.
Beveridge, New Delhi, ١٩٦٥; Blochmann, H., X Notes on Arabic and Persian
Inscriptions n , Journal of the Asiatic Society, Calcutta, ١٨٧٢, no. ١;
Britannica, ١٩٧٨; Burgess, J., The Chronology of Indian History, Delhi, ١٩٧٥;
Elliot, H. M., The History of India, Delhi, ١٩٩٠; Husain, Y., Indo-Muslim
Polity, Simla, ١٩٧١; The Imperial Gazetteer of India, New Delhi, ١٩٠٨; Marshal,
J., X The Monuments of Muslim India n , The Cambridge History of India, vol.
III, ed. W. Haig, New Delhi, ١٩٨٧; Naqvi, H., Agricultural, Industrial and Urban
Dynamism under the Sultans of Delhi, New Delhi, ١٩٨٦; Rizvi, A. A., Sh ? h p Abd
al- 'Az / z, Canberra, ١٩٨٢; Siddiqi, W.H., X Inscriptions of the Sayyid Kings
from Budaun n , Epigraphia Indica, ed. Z. A. Desai, Calcutta, ١٩٦٦.
مجيد سميعى