دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٥٧٧
| بخراء جلد: ١١ شماره مقاله:٤٥٧٧ |
بَخْراء، شهري باستانى در شهرستان تدمر، در استان حمص سوريه. بخراء مؤنث
ابخر، به معنى بوي بد نفس است و گفتهاند كه اين شهر را به سبب بوي بد
خاكش (وجود چشمههاي آب معدنى گوگرددار، نك: المعجم...، ٢/٢٥٧) چنين
ناميدهاند (ابوعبيد، ١/٢٣٠؛ ياقوت، ١/٥٢٣). برخى به غلط گمان مىكردند كه
بخراء همان «گوآريا»ي مورد اشارة استفانوس بيزانسى است (نك: على، جواد،
٣/١٣٧- ١٣٨). طبري بخراء را دژي مستحكم بنا شده به وسيلة قوم عجم معرفى
كرده است (٧/٢٤٤)، اما برخى برآنند كه منظور الزاماً ايرانيان نيست، زيرا
كاخالخضراء ساخت روم شرقى را هم ابن عساكر، بنا شده وسيلة عجم ذكر كرده
است (نك: لامنس، ٣٣٨ ، حاشية .(٦ برخى ديگر گفتهاند كه دژ بخراء را تدمريان
در سدة نخست ميلادي بنا كردند، زيرا محل عبور، استراحت و تأمين آب كاروانها
در محل برخورد راههاي تدمر، دمشق و مليكه، و در عين حال محل استراحت برخى
خلفا و امراي اموي بود (نك: المعجم، همانجا).
جغرافىدانان و مورخان اسلامى محل اين شهر را به تفاوت نوشتهاند؛ از جمله
خليفة بن خياط آن را در چند ميلى تدمر آورده (٢/٥٤٨)، و مسعودي متذكر شده
است كه از قراي دمشق بوده، و ميان حمص و دمشق قرار داشته است (
التنبيه...،٣٢٤، مروج...، ٣/٢١٢). بههرحال، اينكبخراء در ٢٥كيلومتري جنوب
تدمر قرار دارد ( المعجم،همانجا). منطقة تدمر محل عبور كاروانهاي بازرگانى
ميان يمن، حبشه، عراق و آسياي صغير و نيز جنوب هند، خاور دور، افريقا،
ايران، ماوراءالنهر و چين بوده است (نك: على، احمد اسماعيل، ٨٣، ٨٩). دولت
روم اين منطقه را در ١٣٠م تحت نفوذ خود گرفت (اسعد، ٣٥٥).
بخراء در سدة ٢ق متعلق به نعمان بن بشير و محل اقامت او بود (طبري، همانجا؛
ابن اثير، ٥/٢٨٦). در ١٢٦ق/٧٤٤م وليد بن يزيد بن عبدالملك بن مروان در اين
شهر به قتل رسيد (خليفه، ٢/٥٤٨). از آثار برجاي مانده از اين شهر مىتوان
گفت كه دژي به ابعاد حدود ٢٠٠ئ١٦٠ متر داشته كه ديواري سنگى به عرض ٣ متر
آن را احاطه مىكرده است و باروهايى نيم دايره و دو برج بر دروازة آن قرار
داشته است (موصلى، ٤٦٤).
مآخذ: ابن اثير، الكامل؛ ابوعبيد بكري، عبدالله، معجم ما استعجم، بيروت،
١٤٠٣ق/ ١٩٨٣م؛ اسعد، خوري عيسى، تاريخ حمص، مطرانية حمص الارتودكسية،
١٩٤٠م؛ خليفة بن خياط، تاريخ، دمشق، ١٩٦٨م؛ طبري، تاريخ؛ على، احمد
اسماعيل، تاريخ بلادالشام، دمشق، ١٩٨٤م؛ على، جواد، المفصل فى تاريخ
العرب قبل الاسلام، بيروت، دارالعلم للملايين؛ مسعودي، على، التنبيه و
الاشراف، ليدن، ١٨٩٣م؛ همو، مروج الذهب، بيروت، ١٣٨٥ق/١٩٦٦م؛ المعجم
الجغرافى للقطر العربى السوري، دمشق، ١٤١١ق/١٩٩٠م؛ موصلى، عمادالدين، ربوع
محافظة حمص، دمشق، ١٩٨١م؛ ياقوت، بلدان؛ نيز:
, H., Etudes sur le si I cle des Omayyades, Beirut, ١٩٣٠.
پرويز امين