دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٥٦٤
| بختگان جلد: ١١ شماره مقاله:٤٥٦٤ |
بَخْتِگان، يا نيريز، درياچهاي فصلى در استان فارس. اين درياچه به مساحت
٧٥٠ كم ٢، در ٨٥ كيلومتري شرق شيراز، ١٤ كيلومتري شمال استهبان، و ٢٠
كيلومتري شمال غرب نيريز، در ارتفاع ٥٥٨ ،١متري از سطح دريا واقع است (نك:
نقشة تقسيمات...؛ جعفري، ١٦٣). اطلاق نام نيريز به اين درياچه را مىتوان
به دليل همجوار بودن آن با جلگة نيريز و همچنين دريافت آب رود كر از اين
جلگه دانست (بديعى، ١/١٧٣). نام بختگان به صورتهاي بختكان (اصطخري، ١٠٠)،
بجگان، بجكان و بجيكان (مينورسكى، ١٣؛ ابن بلخى، ١٥٣، حاشيه؛ ابوالفدا، ٦٠)،
بيجهكان و پيچگان (به دليل مجاورت آن با كوه پيچكان) (فسايى، ٢/١٢٤٢،
١٢٥٥) نيز ضبط شده است.
بختگان از نظر وسعت دومين درياچه پس از درياچة اورميه در ايران است
(جعفري، همانجا) و بين دو رشته كوه پيچكان و خانه كت قرار دارد (نك: نقشة
ناهمواريها...). در فصل تابستان هنگامى كه آب درياچه تبخير مىشود، مىتوان
مشاهده كرد كه اراضى ميان دو رشته كوه تا اندازهاي مسطح است و در فصلهاي
سرد و بارانى از آب پر مىشود («آبادان...»، .(١٨٨ قسمت اعظم آب اين درياچه
از رود كر تأمين مىشود (بديعى، ١/١٤٣؛ بيات، كليات جغرافيا...، ٢٢). آب
درياچة بختگان بسيار شور است، و عمق آن زياد نيست (كيهان، ١/٨٩ - ٩٠).
درياچة بختگان به هنگام بارندگيهاي فراوان از انتهاي شمال غربى به درياچة
طشك (نرگس) مىپيوندد و درياچة پهناوري را تشكيل مىدهد (جعفري، ٨٣٢؛ بديعى،
همانجا). در فصلهاي پر آب و هنگامى كه آب بختگان افزايش مىيابد،
جزيرههايى در آن پديد مىآيد كه مهمترين آنها على يوسف، بِسْرْم و منك
است (فسايى، ٢/١٥٨٦- ١٥٨٧، ١٥٨٩؛ جغرافيا...، ٢/٢٣٤). حاشية بختگان اغلب به
سبب وجود پرندگان مهاجر از قبيل فلامينگو، قو و مرغابى، سفيد به نظر مىرسد.
سواحل آن از گِل نرم و مرطوب پوشيده شده است و هيچگونه ماهى در آنجا
زندگى نمىكند، اما در حواشى آن كرمهايى وجود دارند كه پرندگان از آنها
تغذيه مىكنند («آبادان»، ١٨٨ .(١٨٦,
پيشينة تاريخى: اطراف درياچة بختگان يكى از مراكز مهم تمدن باستانى ايران
است. بناهاي دولت هخامنشى و ساسانى كه مركز آن شهر استخر بوده، در كنار
درياچة بختگان يا نيريز قرار داشته، و در پيرامون آن دهكدهها و شهرهاي آباد
گسترده بوده است (مشكور، ٥٥٦؛ بيات، كليات تاريخ...، ١٥١). در آن زمان اين
درياچه خود مركب از دو درياچه بود، درياچة شمالى (طشك يا نرگس امروزي) را
باسفويه يا چوپانان، و درياچة جنوبى را بختگان مىناميدند (لسترنج، ٢٧٩ -٢٧٧ ؛
مشكور، همانجا؛ چكنگى، ٣٦، ٥٩). مساحت درياچة بختگان در طول تاريخ تغيير
مىيافته است. در سدههاي ٤ تا ٦ق/١٠ تا ١٢م طول آن ٢٠ فرسنگ و عرض آن ١٥
فرسنگ بوده است؛ در اطراف آن دِهها و بناهايى قرار داشته كه از كورهها و
روستاهاي شهر استخر بودهاند (اصطخري، ٩٩-١٠٠؛ اشكال...، ١١٤؛ حدودالعالم، ١٥).
ابن خردادبه از درياچهاي كه در راه استخر تا سيرجان در كرمان قرار داشته،
نام برده، و از استخر تا حفر را ٧ فرسنگ، و از حفر تا درياچه را ٥ فرسنگ
دانسته است (ص ٥٣). احتمال مىرود كه اين درياچه همان بختگان باشد. ابن
حوقل از راهى كه از استخر تا سيرجان وجود داشته، نام برده است كه در آن
مسير شهرهاي آباده، بوذنجان، صاهك (چاهك) و هريه قرار داشته، و به موازات
اين راه، رود بختگان در جريان بوده كه به درياچة بختگان وارد مىشده است
(ص ٣٦٣). رود ديگر كر بوده كه از حدود ارد سرچشمه مىگرفته، پس از مشروب
كردن چند قريه به درياچة بختگان مىريخته است (همو، ٢٧٦؛ حدودالعالم، ٤٥).
در سدة ٨ق/١٤م طول درياچه ١٢ فرسنگ، عرض آن ٧ فرسنگ و دور آن ٣٥ فرسنگ
ذكر شده است (حمدالله، ٢٤٠)؛ اما در سدة ٩ق/١٥م، دور آن به ٢٠ فرسنگ كاهش
يافته است (حافظ ابرو، ٢/١٤٣).
مآخذ: ابن بلخى، فارسنامه، به كوشش لسترنج و نيكلسن، كمبريج، ١٣٣٩ق/
١٩٢١م؛ ابن حوقل، محمد، صورة الارض، به كوشش كرامرس، ليدن، ١٩٣٨م؛ ابن
خردادبه، عبيدالله، المسالك و الممالك، به كوشش دخويه، ليدن، ١٣٠٦ق؛
ابوالفدا، تقويم البلدان، به كوشش رنو و دوسلان، پاريس، ١٨٤٠م؛ اشكال
العالم، منسوب به ابوالقاسم جيهانى، ترجمة على بن عبدالسلام كاتب، به
كوشش فيروز منصوري، مشهد، ١٣٦٨ش؛ اصطخري، ابراهيم، مسالك الممالك، به كوشش
دخويه، ليدن، ١٨٧٠م؛ بديعى، ربيع، جغرافياي مفصل ايران، تهران، ١٣٦٧ش؛
بيات، عزيزالله، كليات تاريخ و تمدن ايران پيش از اسلام، تهران، ١٣٥٥ش؛
همو، كليات جغرافياي طبيعى و تاريخى ايران، تهران، ١٣٦٧ش؛ جعفري، عباس،
دايرة المعارف جغرافيايى ايران، تهران، ١٣٧٩ش؛ جغرافيا و اسامى دهات كشور،
وزارت كشور، تهران، ١٣٢٩ش؛ چكنگى، عليرضا، فرهنگنامة تطبيقى با نامهاي قديم
و جديد مكانهاي جغرافيايى، مشهد، ١٣٧٨ش؛ حافظ ابرو، عبدالله، جغرافيا، به
كوشش صادق سجادي، تهران، ١٣٧٨ش؛ حدود العالم، به كوشش منوچهر ستوده،
تهران، ١٣٤٠ش؛ حمدالله مستوفى، نزهة القلوب، به كوشش لسترنج، ليدن،
١٣٣١ق/١٩١٣م؛ فسايى، حسن، فارس نامة ناصري، به كوشش منصور رستگار فسايى،
تهران، ١٣٦٧ش؛ كيهان، مسعود، جغرافياي مفصل ايران، تهران، ١٣١٠ش؛ مشكور،
محمدجواد، جغرافياي تاريخى ايران باستان، تهران، ١٣٧١ش؛ مينورسكى، و.،
حواشى و تعليقات بر حدود العالم، ترجمة ميرحسين شاه، كابل، ١٣٤٢ش؛ نقشة
تقسيمات كشوري، گيتاشناسى، تهران، ١٣٧٧ش، شم ١٢٥؛ نقشة ناهمواريها و حوضة
رودخانههاي ايران، گيتاشناسى، تهران، ١٣٧٦-١٣٧٧ش، شم ٢٧٨؛ نيز:
Abadan and Southwestern Iran , ed . L . W . , Adamec , Graz , ١٩٨٩ ; Le Strange,
G., The Lands of the Eastern Caliphate, London, ١٩٦٦.
شيوا جعفري