دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٥٣٣
| بحرين جلد: ١١ شماره مقاله:٤٥٣٣ |
بَحْرِيْن، كشوري كه در ١٣٤٩ش/١٩٧٠م در پى كشمكشهايى ميان دولتهاي ايران
و انگلستان پديد آمد و سرانجام با همهپرسى سازمان ملل متحد و موافقت دولت
ايران به استقلال رسيد و در ١٣٥٠ش/١٩٧١م بهعضويت آن سازمان پذيرفته شد.
نظام حكومتى بحرين مشروطة سلطنتى است و بنابر قانون اساسى از ٣ قوة مقننه،
مجريه و قضاييه تشكيل يافته است.
مجلس بحرين پس از يك دورة كوتاه مدت توسط شيخ عيسى آلخليفه، امير بحرين،
منحل شد و شورايى مشورتى جايگزين آن گرديد. قوة مجريه و قضاييه از يكديگر
جداست و هيچ يك حق مداخله در امور ديگري را ندارد. قوة مجريه از امير و
هيأت دولت تشكيل مىشود. طبق بند «ب» مادة يك قانون اساسى بحرين، سلطنت
در خانوادة آل خليفه موروثى است و فرزند بزرگ ذكور امير نسل به نسل، از
طرف امير وقت، به عنوان جانشين تعيين مىشود. شوراي عالى قضايى بالاترين
مرجع قضا در بحرين است كه وظيفة اصلى آن نظارت بر گردش كار دادگاهها و
رسيدگى به امور استخدامى و شغلى دستاندركاران قضايى است (نك: ه د، آل
خليفه).
مجمعالجزاير بحرين مركب از ٣٣ تا ٣٥ جزيرة كوچك و بزرگ است كه در دهانة
خليج سَلوا (شلوا) در جنوب خليج فارس ميان ناحية حسا (احسا) در عربستان
سعودي در مغرب و كشور قطر در مشرق، در فاصلة تقريباً برابر از اين دو سرزمين
قرار دارد.
بحرين ميان ٥٠ و ٢١ تا ٥٠ و ٢٥ طول شرقى و در ٢٦ و ٥ عرض شمالى واقع است
(يغمايى، ١١٩-١٢٠). اين مجمع الجزاير از دو گروه جزاير كوچك و بزرگ تشكيل
مىشود: نخستين گروه متشكل از جزيرة بزرگ بحرين و جزاير كوچكتري است كه
آن را احاطه كردهاند و دومين گروه جزاير حوار نام دارد ( بريتانيكا، .(II/٥٩٤
در ميان گروه اول، بزرگترين جزيره همان است كه در سدههاي نخستين
اسلامى آن را اُوال مىخواندهاند (نك: ه د، بحرين، پيشينة تاريخى ١ و ٢) و
پس از قشم بزرگترين جزيره در خليج فارس است (اقبال، ٩). اين جزيره را
منامه، منعمه و ميان آبه نيز خواندهاند و در پارهاي مآخذ از آن به جزيرة
ماهى يا ماهى بهطور مطلق نيز نام برده شده است (زرين قلم، ٩).
طول جزيرة بحرين از شمالىترين نقطة آن در نزديكى منامه تا رأسالبر در
جنوبىترين نقطه ٤٧ كم و عرض آن به طور متوسط ميان ١٠ تا ١٢ كم و مساحت آن
٣٣٥ كم ٢ است (همانجا) كه خود ٨٥% مساحت كل كشور را تشكيل مىدهد. جزيرههاي
مهم اين مجمع الجزاير در گروه اول، همه در پيرامون جزيرة بزرگ بحرين قرار
دارند، از آن جمله جزيرة محرق يا محرك در ٥/٢ كيلومتري شمال شرق بحرين است
كه ٥/٦ در ٨/٠ كم وسعت دارد (اقبال، همانجا) و به وسيلة پلى به طول ٥/٢ كم
به جزيرة اصلى متصل مىگردد. در همين جزيره، محرق دومين شهر بحرين و نيز
تنها فرودگاه كشور قرار دارد.
در آبهاي شرقى بحرين و در فاصلة كوتاهى در امتداد جنوب منامه فرورفتگى خليج
مانندي، جزيرة حاصلخيز و پوشيده از نخلستان نبى صالح به چشم مىخورد كه
پيرامون آن قريب به ٣ كم است (همانجا). در جنوب شرقى نبى صالح و به
موازات ساحل شرقى بحرين، جزيرة مهم ستره واقع است كه ٨/٤ كم طول و ٦/١ كم
عرض دارد (همانجا) و پايانة صادرات نفت بحرين با لولهكشيها و اسكلهها در آن
قرار دارد. در طول سواحل غربى بحرين و به فاصلة اندكى از جزيرة اصلى، جزيرة
كوچك ام الصَّبان و پس از آن جزيرة جِدّه واقعند. در جنوب اين جزيره،
جزيرة بزرگ ام نعسان كه دومين جزيرة بزرگ مجمعالجزاير است، ديده مىشود
(اسعدي، ١/٣٦٠).
اما گروه دوم، جزاير حوار (شامل ١٦ جزيره از جمله اَلمَحْزوره، رُبَض،
عُجَيره، سواد الشماليه، سواد الجنوبيه، بوسداد، جنان و مشتان) است كه از
زمرة جزاير كوچك كشور بحرين به شمار مىآيند و در فاصلهاي كمتر از يك ميل از
ساحل غربى قطر قرار دارند. اغلب اين جزاير خالى از سكنهاند. كل طول سواحل
اين مجمعالجزاير را ١٢٦ كم و مساحت مجموع آنها را از ٦٥٣ تا ٦٩٤ كم ٢ تخمين
زدهاند (جعفري، ٣٢٧- ٣٢٨؛ اسعدي، همانجا؛ «سالنامه...١»، .(٥٥١
از نظر زمينشناسى، جزيرة اصلى بحرين دنبالة طاقديسى رسوبى است كه مركز آن
جبل دخان حدود ١٥٠ متر از سطح دريا بلندي دارد I/٩٤١) , ٢ .(EIرسوباتى كه
بلندترين نقطة مجمعالجزاير را به وجود مىآورد، به سنگهاي آهكى و ماسه سنگ
و مارل دوران كرتاسه و دوران سوم زمينشناسى تعلق دارد ( بريتانيكا،
همانجا). قسمت اعظم بحرين مسطح است، ولى از همه طرف به سوي مركز به
ارتفاع زمين افزوده مىشود تا به حدود ٧٠ متر مىرسد. در مركز جزيره حفرة
بيضى شكلى به ابعاد تقريبى ٢٠ كم از شمال به جنوب و ٦ كم از مشرق به مغرب
قرار دارد كه مركز آن جبل دخان، مهمترين مركز نفتخيز بحرين بهشمار مىرود
(اسكويل، .(I/٤٠٨ ديگر جزاير اين سرزمين غالباً هموار، شنى يا صخرهاي و خالى
از سكنهاند.
از پديدههاي طبيعى مجمعالجزاير بحرين وجود چشمههاي آب شيرين فراوان است
كه همواره توجه دريانوردان را به خود جلب مىكرده، و اكنون هم عامل اصلى
در رونق كشاورزي و وجود نخلستانهاي انبوه است. اين چشمهها كه گاهى به
صورت آرتزين از زمين مىجوشند، بيشتر در طول ساحل شمال جزيرة بحرين واقعند و
در باريكة ساحلى شمالى و شمال شرقى است كه كشت و زرع دائمى را ممكن
ساختهاند ( بريتانيكا، همانجا).
آب و هواي بحرين گرم و مرطوب است. متوسط دماي تابستان آن ٢٩ و متوسط
زمستان آن ٢١ سانتىگراد است (همانجا). حداكثر دما در تابستان تا ٤٤ سانتىگراد
مىرسد و در زمستان در حدود ١٠ است (اسعدي، ١/٣٦١). رطوبت نسبى هوا در تمام
سال بالا و در سواحل بيشتر از بيابانهاي داخلى است. باران سالانة بحرين
بسيار اندك و در حدود ٨٠ ميلىمتر است كه تمام آن در ماههاي سرد سال فرو
مىريزد. باد غالب در بحرين بر دو نوع است: يكى باد شمال كه سرد و مرطوب
است و در ماههاي زمستان از شمال غربى مىوزد و ديگري باد قوس كه گرم و
خشك است و در ماههاي تابستان از جنوب غربى مىوزد و گاهى پايتخت را دچار
گرد و غبار و شنهاي جزيره مىكند ( بريتانيكا، همانجا).
غنىترين بخش بحرين از نظر پوشش گياهى نوار ٥ كيلومتري در سواحل شمال و
شمال شرقى است كه بيشتر آن از نخلستان پوشيده شده است. در ساية درختان
نخل يونجه فراوان بهدست مىآيد. در همين بخش، به سبب چشمهها و چاههاي
آرتزين باغستانهاي وسيع وجود دارد كه در آن انواع ميوهها، به ويژه خرما،
بادام، انار، موز، انجير، انبه، انگور، مركبات و انواع سبزيجات به دست
مىآيد. خارج از اين منطقه شرايط بيابانى حكمفرماست و پوشش گياهى طبيعى
محدود به نباتات صحرايى است كه ٢٠٠ گونه از آنها شناسايى شدهاند (همانجا).
بحرين به سبب جزيره بودن از داشتن حيات وحش غنى محروم است و آنچه از
انواع غزال و آهو و مخصوصاً خرگوش كه درگذشته در اين جزيره وجود داشت،
اكنون به ندرت ديده مىشوند. در ميان خزندگان از سوسمار كه ١٥ گونة آن در
آنجا تشخيص داده شده، مىتوان ياد كرد. پرندگان صحرايى مانند گنجشك، كاكلى،
بلبل، قمري و چلچله و نيز گونههايى مانند مرغ ماهىخوار، انواع مرغابى و
فلامينگو بيشتر در جزاير غيرمسكون مجمع الجزاير مشاهده مىشوند (بلگريو،
.(٩٤-١٠٦
بنابر آمار ١٣٧٨ش/١٩٩٩م جمعيت بحرين بالغ بر ٦٤٦ هزار نفر و تراكم آن ٦/٩٣٠
نفر در كم ٢ بوده است كه يكى از بزرگترين ارقام تراكم در جهان به شمار
مىرود. پيشبينى شده است كه جمعيت بحرين در ٢٠٢٠م به ٨٩٥ هزار نفر برسد و
در هر ٣٧ سال دو برابر خواهد شد. در ١٩٩٤م از رقم جمعيت بحرين ٧٨/٥٧% مرد و
٢٢/٤٢% زن بودهاند كه علت فزونى مردها را بايد در وجود كارگران مهاجر بدون
خانواده دانست. در ١٩٩١م تركيب نژادي جمعيت چنين بوده است: عرب بحرينى
٦/٦٣%، ايرانى، هندي، پاكستانى و ديگر كشورهاي آسيايى ٣/٣٠%، اعراب كشورهاي
ديگر ٥/٣%، و اروپايى و متفرقه ٦/٢% . در ١٣٧٤ش/١٩٩٥م از كل جمعيت بحرين
٣/٩٠% شهري و تنها ٧/٩% روستانشين بودهاند و در ١٩٩١-١٩٩٢م جمعيت شهرهاي
عمده بدينسان بوده است: منامه (پايتخت كشور) ٤٠١ ،١٤٠نفر، رفاع ٩٥٦ ،٤٥نفر،
محرق ٣٣٧ ،٤٥نفر و شهر عيسى (مركز تأسيسات شركت نفت بحرين) ٥٠٩ ،٣٤ نفر
(«سالنامه»، .(٥٥١
در ١٩٩١م از جمعيت بحرين ٨/٨١% مسلمان بودهاند (٣/٦١% شيعه و ٥/٢٠ سنى) و از
بقيه ٥/٨% مسيحى و ٧/٩% پيروان ديگر مذاهب بودهاند (همانجا). بسياري از
منابع جمعيت مسلمان بحرين را بيشتر از ٩٨% دانستهاند (نك: اسعدي، ١/٣٦٣) كه
بيشتر آنها پيرو مذهب تشيع (اصولى امامى) و برخى نيز شيخى (پيروان شيخ احمد
احسايى) هستند. مسلم اينكه بحرين يكى از مراكز عمدة تشيع اثنا عشري در جهان
اسلام به شمار مىرفته است و بسياري از بزرگان علما و فقهاي اماميه از آنجا
برخاستهاند و فرهنگ تشيع در بحرين پس از عراق و ايران، سومين و عظيمترين
حوزة علمى شيعه را به خود اختصاص داده است. يكى از جلوههاي مهم تشيع در
بحرين حسينيههاي شيعيان است كه به اصطلاح محلى آنها را «ماتم» مىنامند و
شمار آنها را در منامه ٤٠ و در محرق بيشتر از ١٠ دانستهاند و ديگر، مساجد
شيعيان است كه ٢٦٠ باب از آنها در ادارة اوقاف بحرين به ثبت رسيده است.
حكومت در بحرين در دست طايفهاي از اهل تسنن است و شيعيان اين كشور بيشتر
در روستاها زندگى مىكنند. آنان ايرانى تبارند و به بحارنه (بَحرانى) يعنى
شيعيانى كه زبان مادريشان عربى بوده باشد، اشتهار دارند؛ در حالى كه
بوميان سنى مذهب بحرين خود را اهل البحرين مىنامند ( دايرة المعارف...،
٣/١١٨-١١٩).
زبان رسمى در بحرين عربى است و مردم عموماً به گويش عربى رايج در
كرانههاي جنوبى خليج فارس گفت و گو مىكنند. زبان انگليسى نيز در سطح
وسيعى كاربرد دارد و در مدارس متوسطه به عنوان زبان دوم تدريس مىشود
(اسعدي، همانجا). خدمات آموزش و پرورش در بحرين رايگان است ( بريتانيكا، و
پيشينهاي نسبتاً كهن دارد. در اوايل سدة ٢٠م اولين مدارس (احمديه و اتحاد)
را فارسى زبانان بحرين تأسيس كردند كه از سوي انجمن سعادت بوشهر اداره
مىشد. بعدها مدارس عربى زبان با استفاده از معلمان مصري، عراقى و اردنى
تأسيس گرديد (مجتهدزاده، ٣٦١). در ١٣٧٤ش/ ١٩٩٥م از جمعيت ١٥ ساله به بالا
٢/٨٥% با سواد (مردان ١/٨٩% و زنان ٤/٧٩%) بودهاند. در همان سال در بحرين ١٢٤
دبستان ، ٣٥ دبيرستان، ٩ دانشسرا و ٤ مؤسسة آموزش عالى وجود داشته است.
خدمات بهداشتى نيز رايگان است و در ١٩٩٣م در بحرين ٤٨٢ پزشك (يك نفر در
ازاي هر ١١٥ ،١نفر) و ٥٢٩ ،١تخت بيمارستانى (يك تخت براي هر ٣٥٢ نفر) وجود
داشته است («سالنامه»، همانجا).
بحرين همواره جامعهاي مرفهتر از ديگر جوامع كرانههاي جنوب خليج فارس
بوده است؛ زيرا صيد مرواريد و بازرگانى آن قرنها مهمترين پيشة اهالى به
شمار مىرفت (مجتهدزاده، ٣٦٢).
توليدات عمدة كشاورزي و دامپروري بحرين در ١٩٩٧م شامل انواع ميوه ٠٩٥
،٢٥تن، خرما ٢٠ هزار تن، گوجه فرنگى ٥ هزار تن، شير گاو ٢٠ هزار تن و تخم
مرغ ٠٥٠ ،٣ تن بوده است. در ١٩٩١م حدود ٠٣١ ،٩تن ماهى در آبهاي بحرين صيد
شده است («سالنامه»، همانجا). با به بازار آمدن مرواريد پرورشى ژاپن
روزبهروز از رونق تجارت مرواريد در بحرين كاسته شده، و جاي خود را به صنعت
و توليد نفت داده است. نفت در بحرين در ناحية جبل دخان در ١٣١١ش/ ١٩٣٢م
كشف شد و در ١٩٣٤م توليدات آن به بازار بينالمللى راه يافت. پالايشگاه
عمدة نفت بحرين در جزيرة ستره در نيمة اول سدة ٢٠م دومين پالايشگاه در خليج
فارس (بعد از آبادان) بود. همواره مقداري از نفت عربستان سعودي از راه
لولههاي زيردريايى به بحرين حمل، و در اين مركز پالايش مىشود. در ١٩٩٤م
انواع توليدات نفتى بحرين نفت گاز ٠٠٠ ،٩٠٠،٢٨بشكه، نفت كوره ٠٠٠
،٩٠٠،٢٠بشكه، نفت چراغ ٠٠٠ ،٤٠٠،١٠بشكه و كارونين ٠٠٠ ،٧٠٠،٧بشكه بوده است
(همانجا). بحرين داراي صنايعى چون آلومينيمسازي (٢٠٠ ،٤٦١تن در ١٩٩٦م)، كود
شيميايى، پتروشيمى، ذوب آهن، فولاد و توليد گاز است. همچنين كشتىسازي سنتى
در كنار كارگاههاي تعمير كشتيهاي بزرگ اقيانوس پيما در اين كشور وجود دارد.
واحد پول بحرين دينار بحرين است كه در ١٩٩٩م برابر با ٦٣/٢ دلار آمريكا و
٦١/١ پوند انگليس بوده است.
بحرين به سبب وسعت كم از داشتن راه آهن بىنياز است، ولى در ١٩٩٥م
داراي ٨٣٥ ،٢كم راه (٦/٧٤% شوسه) بوده است. درآمد سرانة (توليد ناخالص)
بحرين در ١٩٩٧م، ٣٣٠ ،٨دلار و يكى از بالاترين ارقام درآمد سرانه در جهان
بوده است (همانجا).
مآخذ: اسعدي، مرتضى، جهان اسلام، تهران، ١٣٦٦ش؛ اقبال آشتيانى، عباس،
مطالعاتى در باب بحرين و جزاير و سواحل خليج فارس، تهران، ١٣٢٨ش؛ جعفري
ولدانى، اصغر، كانونهاي بحران در خليج فارس، تهران، ١٣٧١ش؛ دايرة المعارف
تشيع، به كوشش احمد صدر حاج سيدجوادي، تهران، ١٣٧١ش؛ زرين قلم، على،
سرزمين بحرين از دوران باستان تا امروز، تهران، ١٣٣٧ش؛ مجتهدزاده، پيروز،
ايدههاي ژئوپوليتيك و واقعيتهاي ايرانى، تهران، ١٣٧٩ش؛ يغمايى، اقبال،
خليج فارس، تهران، ١٣٥٢ش؛ نيز:
Belgrave, J.H.D., Welcome to Bahrain, Manama, ١٩٧٥; Britannica, macropaedia,
١٩٧٨; Britannica Book of the Year (٢٠٠٠); EI ٢ ; Scovile, Sh. A., Gazetteer of
Arabia, Graz, ١٩٧٩.
محمدحسن گنجى