دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٤٨٠
| بتم جلد: ١١ شماره مقاله:٤٤٨٠ |
بُتَّم، نام ولايت و ناحيهاي كوهستانى در ماوراءالنهر در بخش علياي رود سغد
(زرافشان) در حد فاصل جيحون و سيحون عليا (ناحية كوهستانى حصار و زرافشان
كنونى).
اين ناحية كوهستانى از ٣ بخش بتم نخستين، بتم ميانى و بتم بيرونى تشكيل
مىشده (اصطخري، ٣٢٨؛ حدودالعالم، ٣٩٥: بتمان)، و روستاهاي بسيار و كوههاي
بلندِ غالباً سرسبز و با صفا داشته (همانجا؛ ابن حوقل، ٢/٤٨٨، ٥٠٥) كه قلل
آنها در سراسر سال پوشيده از برف بوده است (ابن خردادبه، ١٨١؛ نيز نك:
مدرس، ١٤٩-١٥٠). از اين كوهها رودخانههاي پرآبى سرچشمه مىگرفته، و به
رودخانههاي سيحون و جيحون مىپيوستهاند. از جملة اين رودها، رود سغد بوده
كه از بتم ميانى از آبگيري موسوم به «جَن» سرچشمه مىگرفته، و به سوي
سمرقند و بخارا جاري بوده است (نك: ابن حوقل، ٢/٥٠٦؛ اصطخري، ٣١٩). جن گويا
واژهاي سغدي به معناي جوي، چشمه و چاه است كه هم به آب ايستاده و هم
به آب روان گفته مىشده، و با توصيفاتى كه از اين آبگير در كتابهاي
جغرافيايى شده، آبگير جن همان «كول اسكندر» امروزي است (ماركوارت، ٨٢ -٨١ ؛
نيز نك: سمرقندي، ٣٢). اصطخري اين آبگير را به درياچه تشبيه كرده است
(همانجا) و مؤلف حدود العالم از آن با عنوان درياچهاي ياد كرده است كه از
به هم پيوستن ٤ رود در ناحية بُرغَر تشكيل مىشده، و مساحت آن ٤ فرسنگ در ٤
فرسنگ بوده، و پيرامون آن دهكدههاي فراوانى وجود داشته است (ص ٣٥٣؛ ابن
حوقل، ٢/٤٩٥). برغر احتمالاً معرب پرغر يا فرغر، و نام كنونى آن «فَلْغَر»
است (بارتولد، ١٦٨ )؛ اين كلمه در زبان سغدي به معناي زمين بالاي كوه
است (غفورف، ١/٣٨٣).
از ديگر رودهايى كه از اين ناحيه سرچشمه مىگرفته، رودهاي خُرشاب، اوش و
قُبا بوده كه پس از پيوستن به اوزكند به سيحون مىريخته است ( حدود
العالم، ٣٦٦؛ بارتولد، .(١٥٩-١٦٠ رودهاي قباديان و چغانيان نيز از رودهايى
بودهاند كه از كوههاي بتم سرچشمه گرفته، به جيحون مىريختهاند (ابنحوقل،
٢/٤٧٥). در اين كوهها چشمههايى با آبهاي گرم و سرد وجود داشته (همو، ٢/٤٨٨)،
و از برخى چشمههاي آب گرم آن بخارهايى متصاعد مىشده كه از آنها نشادر به
دست مىآوردند و به ديگر نقاط صادر مىكردند (نك: همو، ٢/٥٠٥ - ٥٠٦؛ اصطخري،
٣٢٧- ٣٢٨؛ اشكال العالم، ١٩٠-١٩١). همچنين در اين كوهها معادن آهن، جيوه،
مس، سرب، طلا، نقره، نفت، فيروزه و زغال سنگ وجود داشته است (اصطخري،
٣١٣؛ ابن حوقل، ٢/٤٨٨).
ولايت بتم در دورة ساسانيان از نيمه استقلالى برخوردار بوده است و مانند
ديگر نواحى سغد بر آن شاهانى محلى فرمانروايى داشتهاند. ابنخردادبه لقب
شاهان بتم را «ذوالنعنعه» ذكر كرده است (ص ٤٠). بتم در اوايل سدة ٢ق/٨م
به دست مخلد بن يزيد بن مهلب گشوده شد (بلاذري، ٥٨٦ -٥٨٧). در سدة ٣ق/٩م
ماليات ولايت بتم ٥ هزار درهم بوده كه مىتواند مبين وسعت كم اين ناحيه
باشد (نك: ابن خردادبه، ٣٨). بنابر گفتة مقدسى بتم از نواحى بدون شهر در
ماوراءالنهر بوده است (ص٢٦٦)، ولى اصطخري(ص ٣٢٧) و ابن حوقل(٢/٥٠٥) از
دژهاي استوار اين ناحيه سخن گفتهاند. بتم اگرچه مدتى ظاهراً ناحيهاي
مستقل بوده، ليكن در سدة ٤ق/١٠م جزو اسروشنه به شمار مىرفته است (نك:
مقدسى، ٢٦٥-٢٦٦).
در سدة ٧ق/١٣م بتم از نواحى فرغانه به شمار مىرفت (ياقوت، ١/٤٩٠) و در
زمان يورش مغولان، اين ناحيه همچون ديگر نواحى فرغانه به تصرف سپاهيان
چنگيز درآمد (منهاج، ١/١٠٧). چنگيز در اواخر عمر خود متصرفاتش را ميان پسرانش
تقسيم كرد و ماوراءالنهر و از جمله بتم سهم جغتاي گرديد (نك: غفورف، ١/٧٠٩).
مآخذ: ابن حوقل، محمد، صورة الارض، به كوشش كرامرس، ليدن، ١٩٣٩م؛ ابن
خردادبه، عبيدالله، المسالك و الممالك، به كوشش دخويه، ليدن، ١٣٠٦ق؛
اشكال العالم، منسوب به ابوالقاسم جيهانى، مشهد، ١٣٦٨ش؛ اصطخري، ابراهيم،
مسالك الممالك، به كوشش دخويه، ليدن، ١٩٢٧م؛ بلاذري، احمد، فتوح البلدان،
به كوشش عبدالله انيس طباع، بيروت، ١٤٠٧ق/١٩٨٧م؛ حدود العالم، به كوشش
مينورسكى، تعليقات ترجمة ميرحسين شاه، كابل، ١٣٤٢ش؛ سمرقندي، ابوطاهر،
سمريه، به كوشش ايرج افشار، تهران، ١٣٤٣ش؛ غفورف، باباجان، تاجيكان، ترجمة
محمد نيازف، دوشنبه، ١٩٩٧م؛ مدرس رضوي، محمدتقى، حواشى و تعليقات بر تاريخ
بخاراي نرشخى، تهران، ١٣٥١ش؛ مقدسى، محمد، احسن التقاسيم، به كوشش دخويه،
ليدن، ١٩٠٦م؛ منهاج سراج، طبقات ناصري، به كوشش عبدالحى حبيبى، تهران،
١٣٦٣ش؛ ياقوت، بلدان؛ نيز:
Barthold, W.W., Turkestan Down to the Mongol Invasion, London, ١٩٧٧; Markwart,
J., Wehrot und Arang, Leiden, ١٩٣٨.
على كرمهمدانى