دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٤٦٩
| ببن جلد: ١١ شماره مقاله:٤٤٦٩ |
بَبَن، يا بَوَن، ببنه، شهري كهن كه ميان بادغيس و هرات واقع بوده، و
يكى از شهرهاي سهگانة ناحية گنج رستاق و مركز آن به شمار مىرفته است.
اگرچه منابع موجود دربارة تاريخ ببن در دورة پيش از اسلام خاموشند، ليكن به
طور قطع و يقين اين شهر در تقسيمات كشوري دورة ساسانيان يكى از شهرهاي كورة
هرات از «كوست» خراسان به شمار مىرفته است (نك: ماركوارت، .(٧٦-٧٧
اين شهر در ٣١ق/٦٥٢م در زمان خلافت عثمان، به دست يزيد بن سالم كه از
جانب عبدالله بن كريز به ببن و كيف گسيل شده بود، گشوده شد (نك: بلاذري،
٤٠٥). ببن در سدة ٤ق/١٠م يكى از شهرهاي گنج رستاق، از نواحى هرات، به
شمار مىرفته (نك: ايرانيكا )، و بزرگترين شهر، مركز و حاكم نشين آنجا بوده
است. بنابر نوشتة جغرافيانويسان سدة ٤ق، ببن شهري آباد و داراي باغها و
كشتزارهاي سرسبز بوده است و آب آن از رودخانههاي پرآب تأمين مىشده، و
خانههاياينشهر از خشتوگل بوده است (ابنرسته، ١٧٣؛اصطخري، ٢٦٩؛ ابن
حوقل، ٤٤١؛ مقدسى، ٣٠٨). از محصولات عمدة اين شهر، انگور بوده است كه از آن
دوشاب تهيه مىكردهاند (نك: حدود العالم، ٣٨٨).
ببن در شرق ناحية بادغيس و يا به عبارتى ديگر در شمال غرب ناحية هرات، بر
سر شاهراهى كه از شمال هرات به مرو مىرفته، واقع بوده، و با شهر هرات دو
مرحله، با كيف يك مرحله و تا مرورود ٢٢ فرسنگ فاصله داشته است (نك:
اصطخري، ٢٦٩، ٢٨٥؛ حمدالله، ١٧٩). در سدة ٦ق/١٢م بَوَن از شهرهاي ناحية
بادغيس به شمار مىرفته، و از شهر ديگري در نزديكى آن به نام بامئين به
عنوان مركز ناحية بادغيس ياد شده است (سمعانى، ٢/٧٤)، ليكن در اوايل سدة ٧ق
ياقوت كه از ناحية بادغيس ديدن كرده، از دو شهر بون و بامئين (بامنج) كه
نزديك يكديگر واقع بودند، به عنوان مركز بادغيس ياد كرده است (١/٤٦١،
٤٨١-٤٨٢، ٧٦٤) كه نشان از آبادي و عمران اين شهر در آن زمان دارد. پس از
حملة مغول، ظاهراً اين شهر روبه ويرانى نهاده است؛ زيرا پس از اين تاريخ
نامى از ببن در منابع تاريخى ديده نمىشود و تنها حمدالله مستوفى در سدة
٨ق/١٤م در بيان مسافات ميان هرات تا مرو رود، به ببن نيز اشارهاي دارد
(همانجا).
امروزه شهرهاي ناحية گنج رستاق همه از نقشهها ناپديد شده است و تعيين محل
و يا تطبيق آن اسامى با خرابههايى كه اكنون ديده مىشود، مشكل است؛ ليكن
خرابههاي بسياري كه اكنون در اين سرزمين ديده مىشود، از فراوانى آب و
رونق آباديهاي آنجا حكايت مىكند، ولى اسامى جديد آنها غير از آن است كه
جغرافىنويسان اسلامى در پيش از حملة مغول ذكر كردهاند (لسترنج، .(٤١٣-٤١٤
در كتابهاي انساب از منسوبان به اين شهر با لقب بونى يا ببنى ياد شده است
كه مىتوان به ابوعبدالله محمد بن بشر بونى و ابوجعفر محمد ابن على هروي
ببنى اشاره كرد (نك: ابن اثير، ١/١٨٨؛ سمعانى، همانجا؛ ياقوت، ١/٧٦٤).
مآخذ: ابن اثير، على، اللباب، بيروت، دارصادر؛ ابن حوقل، محمد، صورة الارض،
به كوشش كرامرس، ليدن، ١٩٣٨م؛ ابن رسته، احمد، الاعلاق النفيسة، به كوشش
دخويه، ليدن، ١٨٩١م؛ اصطخري، ابراهيم، مسالك الممالك، به كوشش دخويه،
ليدن، ١٩٢٧م؛ بلاذري، احمد، فتوح البلدان، به كوشش دخويه، ليدن، ١٨٦٦م؛
حدود العالم، با حواشى و تعليقات مينورسكى، ترجمة ميرحسين شاه، كابل،
١٣٤٢ش؛ حمدالله مستوفى، نزهة القلوب، به كوشش لسترنج، ليدن، ١٣٣١ق/١٩١٣م؛
سمعانى، عبدالكريم، الانساب، به كوشش عبدالرحمان بن يحيى معلمى، حيدرآباد
دكن، ١٣٨٣ق/١٩٦٣م؛ مقدسى، محمد، احسن التقاسيم، به كوشش دخويه، ليدن،
١٩٠٩م؛ ياقوت، بلدان؛ نيز:
Iranica; Le Strange, G., The Lands of the Eastern Caliphate, London, ١٩٦٦;
Marquart, J., Er ? n l ahr, Berlin, ١٩٠١.
على كرمهمدانى