دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٤٢٢
| بانتو جلد: ١١ شماره مقاله:٤٤٢٢ |
بانْتو، گروهى از زبانهاي افريقايى كه بخشى از متكلمان آن در حوزة جهان
اسلام جاي گرفتهاند. بانتو در بردارندة شمار كثيري از زبانهاست كه با توجه
به اختلافات موجود در گويش شمردن، يا مستقل انگاشتن برخى از گونههاي
زبانى، شمار آنها ميان ٣٠٠ تا ٥٠٠ تخمين زده شده است. اين زبانها كه
متكلمان آنها طوايفى گوناگون از قبايل سياه پوست بانتو (مهمترين شاخه نژاد
زنگى) هستند، در بخش وسيعى از افريقاي مركزي و جنوبى پراكندهاند، به طوري
كه در ثلث جنوبى قاره، تنها صحراي كالاهاري و شمال تانزانيا زبانهايى
غيربانتو را در خود دارد.
زبانهاي بانتو در دهههاي پيشين به عنوان يك خانوادة مستقل زبانى شناخته
مىشدند (مثلاً نك: بولك، ٨٩٦ )، اما در ردهبنديهاي امروزي بيشتر به عنوان
بخشى از گروه بنوئه - كنگو از زبانهاي نيجر - كنگو شناخته مىشوند. بايد
يادآور شد كه از نظر جمعيت متكلمان و گسترة جغرافيايى، گروه بنوئه - كنگو
تقريباً همان بانتوست؛ اينكه دايرة اين گروه وسيعتر از بانتو دانسته شده، و
برخى زبانهاي غيربانتوي رايج در بخشهايىمحدود از نيجريهرا نيز
دربرگرفتهاست، تنها از حيثجنبههاي نظري ردهبندي زبانها حائز اهميت است.
در ميان زبانهاي بانتو برخى زبانهاي پراهميت چون سواحلى، رواندا و زولو وجود
دارد.
در دهة ١٨٩٠م، كارل ماينهوف مقدمات بازسازي زبان پيش - بانتو را آغاز كرد و
از آن پس كسانى چون گاثري اين كار را ادامه دادند (نك: گاثري،
«فرهنگ...١»، سراسر كتاب؛ نيز بولك، ٨٩٧ -٨٩٦ ؛ كمبل، ٣١ ؛ دربارة پيشينة
آشنايى ملل مشرق با زبانهاي زنگى، نك: ه د، ٩/٤٦٠). از جديدترينكوششها
دربارةزبانشناسى تاريخىبانتو مىتوان اثر مشترك هومبرت و هايمن٢ (١٩٩٩م) را
برشمرد.
زبانهاي بانتو داراي ويژگيهايى درخور توجه زبانشناسان هم در آواشناسى و هم
در سازهشناسى است. دربارة آواشناسى بانتو، گفتنى است كه آميزش نژاد
افريقاي كوتولهها با قبايل زنگى مهاجر،در طى قرون زمينهاي را فراهم آورده
است تا برخى زبانهاي بانتو از نظر نظام آوايى از زبانهاي خويسان
تأثيرپذيرند؛ به خصوص بايد به «كليك»هايى اشاره كرد كه از زبان هوتنتوت٣
به طيفى از زبانهاي بانتو، از جمله زولو راه يافته است (سويت، ١٠ ؛ كمبل،
.(٧٢ از مطالعات جامع دربارة آواشناسى تاريخى بانتو، اثري از هُمبورگر٤
(١٩١٤م) است.
همنوايى ميان اصواتِ كلمات پياپى از ويژگيهاي زبان بانتوست كه از ميانة
سدة ٢٠م، به عنوان زبانى الگو موردتوجه فِرث (نك: ص ٢٠ ، جم) در طرح خود
پيرامون رابطة صداها و نواي گفتار قرار گرفته است. از پژوهشهايمهم دهة٣٠
سدة٢٠م بايد بهاثر اَشتن اشارهكرد كه درصدد بررسى ساختار زبانهاي بانتو با
تكيه بر سواحلى به عنوان زبان الگو بوده است، چنانكه خود مىگويد، «صورت و
نقش را از دريچة چشمان بانتو» بررسى كرده است (ص ff. .(١١١١
در دهة ٤٠ گاثري در كنار مطالعات خود در تاريخ زبان، برخى ويژگيهاي دستوري
بانتو چون جنس، عدد و شخص را موردمطالعه قرار داد (مثلاً نك: «جنس...٥»، ff. و
در دهة ٦٠ مطالعة خود را در زمينة زبانشناسى تطبيقى بانتو و مباحث مربوط به
ساختار جمله در بانتو بسط داد٦. در دهههاي ٥٠ و ٦٠ همچنين بايد از مطالعات
دامان ياد كرد كه جنبههاي گوناگونى از عوامل دستوري بانتو چون «مفاهيم
تقابلى» را موردبررسى قرار داد (نك: آثار دامان در مآخذ). از جديدترين مطالعات
در باب سازهشناسى، بايد به مطالعة هايمن و كاتامبا٧ دربارة بنهاي فعلى بانتو
و «سيكلى بودن» آنها (١٩٩٢م)، اشاره كرد (نيز نك: كاتامبا، .(٢٧٩-٢٨٥ وجود
برخى علامات «جداساز» ميان واژهها در زبانهاي بانتو توجه برخى زبانشناسان
را به خود جلب كرده، و زمينة برخى مطالعات گونه شناختى، نظير كارِ ملنيكوف٨
در مقايسه با زبانهايى از ديگر خانوادهها گشته است.
مآخذ:
Ashton, E.O., X The Structure of a Bantu Language with Special Reference to
Swahili or Form and Function Through Bantu Eyes n , Bulletin of the School of
Oriental Studies, ١٩٣٥-١٩٣٧, vol. VIII; Bulk, G.van, X Langues Bantoues n , Les
Langues du Monde, Paris, ١٩٥٢, vol. II; Campbell, L., Historical Linguistics,
Edinburgh, ١٩٩٨; Dammann, E., X Das Applikativum in den Bantusprachen n , ZDMG,
١٩٦١, CXI/١٦٠-١٦٩; id, X Das Demonstrativ in Bantu-Sprachen n , ibid, ١٩٥٠,
C/٦٣٨-٦٤٥; id, X Reziprok und Assoziativ in Bantusprachen n , ibid, ١٩٥٤,
CIV/١٦٣-١٧٤; Firth, J.R., X Sounds and Prosodies n , Prosodic Analysis, London,
١٩٧٠; Guthrie, M., X Gender, Number and Person in Bantu Languages n , Bulletin
of the School of Oriental and African Studies, ١٩٤٧-١٩٤٨, vol. XII; id,
Proto-Bantu Lexicon, Digitally Published on: http:// www.bantu.ovh.org/pb.htm١;
Katamba, F., Morphology, London, ١٩٩٣; Sweet, H., The Indispensable Foundation,
ed. E.J.A. Henderson, London, ١٩٧١.
بخش زبانشناسى