دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٤١١
| بالهوند جلد: ١١ شماره مقاله:٤٤١١ |
بالهوَنْد، يا بالَوَنْد، بالاوند، از طوايف لر پشتكوه ساكن ناحية هُليلان در
استان ايلام.
نامگذاري: واژة بالهوند از دو بخش «باله» و پسوند نسبت «وند» تركيب يافته
است. باله را نام نياي بزرگ خاندان اسفندياري و بنيادگذار طايفة بالهوند
دانستهاند (سلطانى، ٧٩١) كه به صورتهاي بليوند، باليوند و باليلوند نيز آمده
است (نك: مردوخ، ١/٨٢؛ زنگنه، ١/٢٢٢).
سازمان ايلى - اجتماعى: طايفة بالهوند به چند تيره، و برخى از تيرهها به
چند شاخه تقسيم مىشوند: محمدامين زكى در كتاب كورد و كوردستان به اين
طايفه اشاره مىكند و شمار جمعيت آنها را ٥٠٠ ،١تن مىداند (ص ٣٨٥). در خلاصة
تاريخ الكرد و كردستان وي، بالهوند يكى از شاخههاي پنجگانة طايفة هليلانى
به شمار آمده است (١/٤٤١). سلطانى بالهوند را نام يك طايفة بزرگ شامل
تيرههاي گوناگون آورده است (ص ٧٨٩).
بالهوندها در منطقة هليلان پراكندهاند. جلگة وسيع هليلان به طول ١٢ كم و
عرض ٦ كم در طرفين رودخانة سيمره واقع است. طايفة بالهوند ساكن در دشت
هليلان پيشتر كوچرو بودند و براي ييلاق و قشلاق به تپههاي اطراف و يا دو
طرف دشت كوچ مىكردند (رزمآرا، ٢٢٢-٢٢٣). از آنجا كه فاصلة ييلاق و قشلاق
اين منطقه كوتاه بود، بالهوندهاي هليلان همه يكجانشين شدند و كوچ را رها
كردند ( گزارش...،٢/٧٥؛ مطالعات...، ٨/١٠٢). گروهى از بالهوندهاي منطقة
زردلان كه گرمسير هليلان است، اسكان يافتهاند. اين گروه كه حدود ٤٩٢
خانوارند، تا ١٣٧٧ش كوچ مىكردهاند ( سرشماري...،٣١؛ قس: مطالعات، ٥/٢٢، كه
شمار آنان را در ١٣٦٦ش ٦٠٩ خانوار آورده است).
شغل اصلى مردم بالهوند كشاورزي است. بالهوندها بنابر موقعيت مناسب آب و
هوايى جلگة هليلان، كشاورزي با رونقى دارند و با فروش محصولاتشان به خوبى
زندگى مىكنند (رزمآرا، ٢٢٢، ٢٢٤؛ بديعى، ٢/١٠٢).
جمعيت: شمار مردم اين طايفه را در منابع گوناگون به اختلاف از ١٠٠ تا ٠٠٠
،١خانوار آوردهاند (مثلاً نك: شيل، ٤٠١ ؛ فيلد، ١٧٧ ؛ راولينسن، ١١٢؛ كيهان،
٢/٦١؛ فرمانفرما، ٢/٧٩٦).
زبان و گويش و مذهب: گويش مردم اين طايفه لكى است كه از گويشهاي كردي
جنوبى به شمار مىآيد و مردم ايلات و طوايف لكِ ناحية سلسله و دلفان و
طايفههاي پيشكوه نيز به آن گويش سخن مىگويند (مورتنسن، ٤٥ ؛ نك: گزارش،
همانجا). بيشتر مردم اين طايفه از اعتقادات مذهبى اهل حق (علىاللهى)
پيروي مىكردند (بديعى، همانجا)، اما امروزه اغلب بالهوندها شيعة اثناعشري
هستند (سلطانى، ٧٩١).
پيشينة تاريخى: يكى از اولين رهبران اين طايفه قائد زينالدين نام داشت
كه طايفه به نام او «قائد زينالدينوند» هم ناميده مىشده است. بعدها بخشى
از اين طايفه تحت تسلط «مراد» نامى قرار گرفت كه به نام او قائد مرادوند
ناميده شد (همو، ٧٩٢). از مقتدرترين سران اين طايفه لطفعلى خان بالهوند
بود. چريكف كه در اوايل پادشاهى ناصرالدين شاه قاجار در ايران به سر
مىبرده است، در سياحتنامه اش(ص ٩٧) از لطفعلى خان با عنوان حاكم هليلان
نام مىبرد كه با طايفهاش (بدون ذكر نام بالهوند) در آنجا اقامت داشتهاند.
لطفعلى خان باعث به وجود آمدن پيوندهاي سياسى ميان طايفة بالهوند و
خاندانها و سران طوايف منطقه شد كه به ثبات و اقتدار طايفة او انجاميد
(سلطانى، ٧٩٣). در زمان حيات او ابنيه و آثار و قلاع متعددي در منطقه بنا
گرديد.
مآخذ: بديعى، ربيع، جغرافياي مفصل ايران، تهران، ١٣٦٧ش؛ چريكف،
سياحتنامه، ترجمة آبكار مسيحى، به كوشش علىاصغر عمران، تهران، ١٣٥٨ش؛
راولينسن، هنري، سفرنامه، ترجمة سكندر اماناللهى، تهران، ١٣٥٦ش؛ رزمآرا،
على، جغرافياي نظامى ايران، لرستان، تهران، ١٣٢٠ش؛ زكى، محمدامين، خلاصة
تاريخ الكرد و كردستان، ترجمة محمدعلى عونى، قاهره، ١٩٣٩م؛ همو، كورد و
كوردستان، بغداد، ١٣٥٠ق/ ١٩٣١م؛ زنگنه، مظفر، دودمان آريايى، كرد و كردستان،
تهران، ١٣٤٧ش؛ سرشماري اجتماعى - اقتصادي عشاير كوچنده (١٣٧٧ش)، نتايج
تفصيلى، استان كرمانشاه، مركز آمار ايران، تهران؛ سلطانى، محمدعلى، ايلات و
طوايف كرمانشاهان، ١٣٥٥ش؛ فرمانفرما، عبدالحسين، گزيدهاي از مجموعة اسناد،
به كوشش منصوره اتحاديه و سيروس سعدونديان، تهران، ١٣٦٦ش؛ كيهان، مسعود،
جغرافياي مفصل ايران، تهران، ١٣١١ش؛ گزارش وضع موجود جامعة عشايري ايران،
سمينار بررسى مسائل جامعة عشايري ايران، كرمانشاه، ١٣٥٥ش؛ مردوخ كردستانى،
محمد، تاريخ، تهران، چاپخانة ارتش؛ مطالعات جامع توسعة اجتماعى - اقتصادي
جامعة عشايري ايران، تهران، ١٣٧٠ش؛ نيز:
, H., Contributions to the Anthropology of Iran, Chicago, ١٩٣٩; Mortensen, I.
D., Nomads of Luristan, Copenhagen, ١٩٩٣; Sheil, L., Glimpses of Life and
Manners in Persia, London, ١٨٥٦.
معصومه ابراهيمى