دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٣٩٧
| باكيخانف جلد: ١١ شماره مقاله:٤٣٩٧ |
باكيخانُف، عباسقلىآقا (١٢٠٨-١٢٦٣ق/١٧٩٤-١٨٤٦م)، مشهور و متخلص به «قدسى»،
مورخ و يكى از بزرگان ادب قفقاز. او پيش از نفوذ روسيه در قفقاز با عنوان
باكى خانلى شناخته مىشد I/٩٥٨) ,؛ EI«دائرةالمعارف ديانت...١»، ؛ IV/٥٤٣
هيئت، سيري...، ٢٤٢). پدرش ميرزاخان محمد ثانى، پيش از سلطة روسيه از
خانهاي باكو و قوبا (قوبه) بود و تا اوايل سدة ١٣ق/١٩م بر اين نواحى حكومت
داشت، چنانكه عباسقلى در قرية اميرحاجيان به دنيا آمد (همو، آذربايجان...،
١/١٤٠؛ جعفر، ٤٣؛ «دائرةالمعارف ديانت»، همانجا؛ قس: باكيخانف، ٢١٦).
باكيخانف تا حدود سال ١٢٣٥ق/١٨٢٠م به آموختن زبانهاي فارسى و عربى
پرداخت، و در اين سال در تفليس به خدمت ارتش روسيه درآمد. او در اين شهر،
زبان روسى را فراگرفت و آنگاه در ستاد نيروهاي روسيه در قفقاز به عنوان
مترجم مشغول خدمت شد. باكيخانف در ١٢٤٨ق/١٨٣٢م به خدمت مارشال پاسكويچ
فرمانده كل نيروهاي روسيه در جنگهاي ايران و روس (١٨٢٦- ١٨٢٨م) درآمد و
مدت دو سال به روسية سفيد، فنلاند، ليتوانى، لهستان و ديگر نواحى اروپا سفر
كرد(همانجا؛ «دائرة المعارفآذربايجان...٢»، ؛ I/٥٧٢ XIX/ , ٣ BSE.(٢٦١-٢٦٢ وي در
امور جنگ و مذاكرات صلح ميان روسيه و ايران و نيز در جريان جنگ و صلح با
دولت عثمانى، از همراهان پاسكويچ بود (باكيخانف، نيز «دائرة المعارف
آذربايجان»، همانجاها).
باكيخانف در قوبا، انجمنى ادبى با نام «گلستان» تأسيس كرد و به بررسى آثار
فردوسى، خيام، نظامى، خاقانى، مولوي، سعدي، حافظ و جز آنان پرداخت (جعفر،
٤٤). وي در ١٢٦٢ق/١٨٤٦م از خدمت كناره گرفت و راهى مكه شد (همانجا). او در
ميانة راه مكه به مدينه، بيمار شد و در وادي فاطمه درگذشت و همانجا به خاك
سپرده شد (آقابزرگ، ٩/٨٧٨؛ تربيت، ٣٠٦).
آثار: باكيخانف آثار متعددي در زمينههاي مختلف به زبانهاي تركى، فارسى و
عربى به رشتة تحرير درآورد. وي در نخستين مراحل فعاليت خويش كتاب
رياضالقدس را در ١٢٣٦ق/١٨٢١م در احوال ١٤ معصوم(ع) به زبان تركى نوشت
(همانجا). از ديگر نوشتههاي او در اين دوره،كتاب مشكاةالانوار و مرآة الجمال
است كه هر دو به زبان فارسى است. مشكاة الانوار شامل بعضى مطالب اخلاقى،
و مرآةالجمال شامل مجموعهاي از اشعار فارسى است (جعفر، همانجا؛ هيئت، همان،
١/١٤٣). نصيحتنامه اثر ديگر او دربارة اخلاقيات است كه در ١٢٤٢ق/١٨٢٧م به
زبان تركى براي كودكان نوشته است. اثر ديگر او قانون قدسى در زمينة دستور
زبان فارسى است. مؤلف اين اثر فارسى را در ١٢٤٧ق/١٨٣١م نوشت و سپس به
زبان روسى ترجمه كرد و به نيكلاي اول امپراتور روسيه تقديم نمود. قانون
قدسى به هر دو زبان در تفليس به چاپ رسيده است (همان، ١/١٤٢-١٤٣؛ جعفر،
٤٥). اثر ديگر او با عنوان كشفالغرائب كه به زبان فارسى، و دربارة كشف قارة
آمريكاست. باكيخانف رسالهاي با عنوان تهذيب الاخلاق نوشت و در آن ضمن
بهرهگيري از آثار فلاسفة اسلامى و شرق به شرح بعضى نكات فلسفى پرداخت.
اثر ديگر او عين الميزان رسالهاي در منطق است كه دو بخش و به زبان عربى
است. از ديگر نوشتههاي باكيخانف اسرارملكوت به زبان فارسى است كه مؤلف
خود آن را به عربى ترجمه كرده است. باكيخانف در اين اثر با استناد به
انديشههاي متفكران اروپايى و مشرق زمين به كيفيت اجرام سماوي و برخى
مسائل مربوط به علم هيأت و نجوم پرداخته است. وي در سفر به استانبول،
اين اثر را به سلطان عبدالمجيد تقديم كرد كه ترجمة تركى آن در استانبول
(١٢٦٥ق/ ١٨٤٩م) چاپ و منتشر شد (همانجا؛ هيئت، همان، ١/١٤٢).
مهمترين اثر باكيخانف گلستانارم است كه تاريخ تأليف آن را ١٢٥٧ق/١٨٤١م
دانستهاند (همان، ١/١٤١؛ آقابزرگ، ١٨/٢٢٠). مؤلف نخست اين اثر را به فارسى
نوشت و سپس آن را به روسى ترجمه كرد. وي در نامهاي به نيكلاي اول تزار
روسيه نوشت كه هدفش از نگارش كتاب آشنا كردن جهانيان با تاريخ داغستان و
قفقاز بوده است. در نامة او چنين آمده است: «مدتى در خدمت فرمانرواي كل
ماوراء قفقاز بودم. در اين دوران ضرورت نگارش تاريخ سرزمينمان را كه
نانوشته مانده بود، احساس كردم. براي تدارك تاريخ سرزمين خويش از مآخذي
ارزشمند بهره جستم كه در اختيارم قرار داشت و اين كار براي هر كس ميسر
نبود» (جعفر، ٤٥). باكيخانف در نگارش گلستان ارم از آثار مورخان، جهانگردان و
جغرافىدانان رومى، بيزانسى، ارمنى و اسلامى بهره جست و تاريخ شيروان و
داغستان را تا سر حد امكان به گونهاي قابل توجه ارائه كرد؛ اما مؤلف به
دوران حكومت سلجوقيان، اتابكان ايلدگز و خوارزمشاهيان و دوران مغول تا عهد
صفويه توجه كافى مبذول نداشته است (علىزاده، ١٤). از نكات مهم گلستان
ارم توجه مؤلف به حكومت خانها در قفقاز است. كتاب با شرح جنگهاي ايران و
روس - كه در زمان حيات وي روي داده بود - و عهدنامة گلستان پايان مىيابد
(همو، ١٥).
مآخذ: آقابزرگ، الذريعة؛ باكيخانف، عباسقلىآقا، گلستان ارم، به كوشش
عبدالكريم علىزاده و ديگران، باكو، ١٩٧٠م؛ تربيت، محمدعلى، دانشمندان
آذربايجان، تهران، ١٣١٤ش؛ جعفر، محمد، «ملى مدنيتمزين فخري»، آذربايجان،
باكو، ١٩٤٦م، شم (٨)٣؛ علىزاده، عبدالكريم، مقدمه بر گلستان ارم (نك: هم،
باكيخانف)؛ هيئت، جواد، آذربايجان ادبيات تاريخينه بيرباخيش، تهران، ١٣٥٨ش؛
همو، سيري در تاريخ زبان و لهجههاي تركى، تهران، ١٣٦٦ش؛ نيز:
Azarbaijan sovet ensiklopediyasi, Baku, ١٩٧٦; BSE ٣ ; EI ٢ ; T O rkiye diyanet
vakf o Islam ansiklopedisi, Istanbul, ١٩٩١.
عنايتالله رضا