دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٣٨١
| بافضل جلد: ١١ شماره مقاله:٤٣٨١ |
بافَضْل، عنوان خاندانى از تَريمِ حضرموت كه شماري از آنان به دانش فقه
و اصول، حديث و تصوف شهرت داشتند و به خصوص در سده هاي ٩-١١ق/١٥-١٧م از
نفوذ اجتماعى قابل ملاحظهاي برخوردار بودند. نياي خاندان، ابوالفضل محمد بن
عبدالكريم فقيه شافعى است كه در تريم مىزيست و نسب او به شاخة سَعد
العشيره از قبيله مَذحِج، يا به قولى به بنىهلال باز مىگشت (محبى،
٢/١١٤).
خاندان بافضل به تدريج در نقاط مختلفى از يمن پراكنده گشتند و افرادي از
اين خاندان افزون بر تريم، در بندر شِحر و عدن ساكن شدند. شاخة اين خاندان
در شحر به خاندان بَلْحاج شهرت داشت. مهمترين افراد خاندان بافضل اينانند:
١. ابوعبدالله جمالالدين محمد بن احمد بن على حضرمى تريمى عدنى (شعبان
٨٤٠ - ١٥ شوال ٩٠٣/فورية ١٤٣٧- ٦ ژوئن ١٤٩٨)، اصولى و فقيه شافعى. وي در
تريم به دنيا آمد و در جست و جوي علم به عدن رفت؛ در همانجا اقامت گزيد و
به تحصيل مقدمات دانش روي آورد. سپس در عدن از قاضى محمد باحَميش فقه
آموخت و نزد قاضى محمد باشكيل حديث خواند، و از ديگر شيوخ در ادب عربى و
علوم اسلامى نيز بهره گرفت. وي به زودي خود در جايگاه تدريس و افتا قرار
گرفت و شاگردانى از مكتب او برآمدند (سخاوي، ٧/١٤؛ عيدروس، ٢٤). در منابع او
را عالمى دوستدار مردم وصف كردهاند كه در رفع نيازهاي آنان بسيار كوشا بود
و نزد سلاطين و امرا، به ويژه عامر بن عبدالوهاب سلطان طاهري يمن چنان
احترامى داشت كه شفاعت او رد نمىشد. سراجالدين عمر بن عبدالرحمان
قصيدهاي در ستايش او سروده است. او در عدن درگذشت و در همانجا به خاك
سپرده شد (همو، ٢٤- ٢٥).
جمالالدين شعر نيز مىسرود و در رشتههاي علوم اسلامى آثاري داشت كه از آن
جمله است: كشف الحجاب و لب اللباب و المحاضر و السجلات الشرعيه كه در
كتابخانة جامع كبير صنعا از هر يك نسخهاي موجود است (صنعا، ٣/١١٤٨، ١١٦٥).
همچنين بايد از اثر وي با عنوان العدة و السلاح فى احكام النكاح ياد كرد كه
عبدالله بن عمر بافضل از همين خاندان آن را با عنوان مشكاة المصباح شرح
كرده، و نسخهاي از آن برجاي مانده است (نك: طلس، ٩١؛ براي آثار يافت نشدة
او، نك: عيدروس، ٢٧؛ ابنعماد، ٨/٢٠؛ نيز نك: بغدادي، هديه، ٢/٢٢٢).
٢. عبدالله بن عبدالرحمان بن ابى بكر (٨٥٠ - ٥ رمضان ٩١٨ق/ ١٤٤٦- ١٤ نوامبر
١٥١٢م)، فقيه شافعى. او در تريم به دنيا آمد (زركلى، ٤/٩٦) و به طلب علم
به شحر و سپس به عدن و جاهاي ديگر سفر كرد و سرانجام، در شحر سكنى گزيد. او
از محمد بن احمد بافضل و به ويژه عبدالله بن احمد بامخرمه بهرة علمى برد؛
همچنين از قاضىالقضات برهان الدين ابن ظهير و ابوالفتح مراغى و جز ايشان
كسب علم كرد. وي افزون بر منزلت علمى، از جايگاه اجتماعى والايى نيز
برخوردار بود؛ در رفع نيازهاي مردم بسيار فعال، و نزد سلاطين حضرموت و قبايل
آن داراي احترام فراوان بود. وي روزگارش را به تدريس و مطالعه و عبادت
مىگذراند و رياست فقهى آن سامان به او رسيد و عالمانى مانند عبدالله بن
محمد باقشير از او كسب علم كردند (عيدروس، ٩٢-٩٣). وي در شحر درگذشت و در
همانجا به خاك سپرده شد و آرامگاه وي كه بنايى بر آن ساخته شد، زيارتگاه
گشت (همانجا).
مشهورترين اثر او المقدمة الحضرميه در فقه شافعى است كه بارها از جمله در
دمشق (١٩٩٢م) بهچاپ رسيدهاست. بر اين كتاب ابنحجر هيتمى شرحى نوشته كه
در بيروت و دمشق (١٩٧٥م) انتشار يافته، و محمد بن سليمان كردي مدنى نيز بر
شرح ابن حجر حاشيه زده است (بغدادي، ايضاح، ٢/٥٤٣). از ديگر آثار او حلية
البررة و شعار الخيره در اذكار حج و عمره است كه نسخة خطى آن در دار الكتب
مصر موجود است (نك: II/٥٥٥ ؛ GAL,S, براي آثار يافت نشدة او، نك: عيدروس، ٩٣؛
ابن غزي، ٢/١٧٠).
٣. شهابالدين احمد بن عبدالله بن عبدالرحمان (شوال ٨٧٧ - ٩٢٩/ مارس
١٤٧٣-١٥٢٣)، فقيه شافعى. ظاهراً در شحر به دنيا آمد و از پدرش و نيز محمد بن
احمد بافضل فقه آموخت و از قاضىالقضات يوسف بن يونس مقري و قاضى احمد بن
عمر و غير ايشان بهرة علمى برد. وي در جامع شحر به جاي پدر درس مىداد و بعد
از فوت پدر جانشين او شد. شهابالدين بارها به حج رفت و در آخرين سفر با
محمد ابن عراق (ه م) كه از بزرگان صوفيه بود، آشنا شد. وي زمانى كه
پرتغاليان به بندر شحر وارد شدند، در جنگ با آنان شهيد، و در جوار مدفن پدرش
دفن شد (عيدروس، ١٢٥-١٢٦). از او آثاري با عناوين نكت على الروض المقري،
نكت على الارشاد و مشكاة الانوار برشمردهاند (همو، ١٢٦؛ ابن غزي، ١/٢١٥).
٤. حسين بن عبدالله بن عبدالرحمان (د ربيعالا¸خر ٩٧٩/سپتامبر ١٥٧١)، صوفى و
فقيه شافعى. از تاريخ و محل تولد وي اطلاعى در دست نيست. او عارفى جامع
بين شريعت و حقيقت بود و مقامات و كراماتى از او نقل مى شد (عيدروس، ٣٠٨).
وي به نوشتههاي شاذليه بسيار مشتاق، و به طريقت ايشان مايل بود، تا جايى
كه گفته شد: او خود شاذلى زمان است. وي محيىالدين ابن عربى را نيز بزرگ
مىداشت و به مطالعة آثار او مىپرداخت. وي در تريم درگذشت و تنها نوشتة
برجاي مانده از او رسالهاي در تصوف با عنوان الفصول الفتحية و النفثات
الروحيه بود (همو، ٣٠٨-٣٠٩) كه نسخهاي از آن در كتابخانة احقاف تريم (نك:
فهرست ...، ٢٧)، و نسخهاي ديگر در كتابخانة بانكيپور به شمارة ٩٢٩ شناخته شده
است (نك: بانكيپور، .(XIII/١٣٥
گفتنى است كه گرايش صوفيانه در فرزندان حسين دوام يافت و در ميان آنان
كسانى چون زينالدين پسر حسين صوفيانى شاخص بودند (محبى، ٢/١٩٠).
از رجال متأخر اين خاندان، محمد بن عوض بافضل (د ١٣٤٠ق/ ١٩٢٢م) كه مشربى
صوفيانه داشته، و يك يا دو اثر در فضايل احمد بن حسن عطّاس نوشته است
(براي نسخ خطى، نك: حبشى، ١٧٨، ١٨٦). او كتابى نيز با عنوان صلة الاهل در
شرح احوال و فضايل بزرگان خاندان بافضل نگاشته كه نسخهاي از آن در
كتابخانة شخصى فرزندش على در تريم نشان داده شده است (نك: زركلى، ٦/٣٢٠؛
سرجنت، .(٢٥٦
مآخذ: ابنعماد، عبدالحى، شذرات الذهب، بيروت، دار الفكر؛ ابن غزي، محمد،
ديوان الاسلام، به كوشش كسروي حسن، بيروت، ١٤١١ق/١٩٩٠م؛ بغدادي، ايضاح؛
همو، هديه؛ حبشى، عبدالله محمد، فهرس مخطوطات بعض المكتبات الخاصة فى
اليمن، لندن، ١٩٩٤م؛ زركلى، اعلام؛ سخاوي، محمد، الضوء اللامع، قاهره،
١٣٥٤ق؛ صنعا، خطى؛ طلس، محمد اسعد، الكشاف عن مخطوطات خزائن كتب الاوقاف،
بغداد، ١٣٧٢ق/ ١٩٥٣م؛ عيدروس، عبدالقادر، النور السافر، بيروت، ١٤٠٥ق/١٩٨٥م؛
فهرست الكتب المخطوطة بمكتبة الاحقاف بتريم، يمن، المركز اليمنى للابحاث
الثقافيه؛ محبى دمشقى، محمد امين، خلاصة الاثر، قاهره، ١٢٨٤ق؛ نيز:
Bankipore; GAL,S; Serjeant, R.B., X Historians and Historiography of V a d
ramawt n , Bulletin of the School of Oriental and African Studies, ١٩٦٢, vol.
XXV.
بخش فقه، علوم قرآنى و حديث