دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٣٦٧
| باطيه جلد: ١١ شماره مقاله:٤٣٦٧ |
باطيه، به معنى جام، نهمين صورت از صورتهاي فلكى نيم كرة جنوبى آسمان در
نظام نجومى كهن، متشكل از ٧ ستاره از قدر چهارم و پنجم.
باطيه از شمال با صورتهاي فلكى اسد و سنبله، از غرب با دو صورت فلكى شجاع
و سِكْسْتان، از جنوب با صورت فلكى شجاع و از شرق با صورت فلكى غُراب
احاطه شده است و تقريباً در ٣٠ جنوب ستارة ذنب الاسد قرار دارد. اين صورت
فلكى را يونانيان كراتِر١ (جام)، و اعراب دورة جاهلى مِعْلَف (آخور)
مىناميدند (بطلميوس، ٣٩٣ ؛ صوفى، ٣٨٥-٣٨٧؛ بيرونى، القانون...، ٣/١١١٤؛ آلن،
١٨٣ -١٨٢ ؛ بكيچ، .(١٩٢ در دورة اسلامى اين صورت اقراطيرس يا كأس نيز ناميده
مىشد (بتانى، ٢٧٠؛ بيرونى، التفهيم، ٩٤)؛ اما مؤلفان كتابهاي انواء (ه م)
آن را به پيروي از اعراب دورة جاهلى معلف مىناميدند (مثلاً نك: ابن قتيبه،
٧٣). البته منجمان دورة اسلامى ستارهاي ابر مانند (و نه يك سحابى) در صورت
فلكى سرطان (ستارة نخست اين صورت) را نيز معلف مىناميدند كه ارتباطى با
صورت فلكى باطيه ندارد (صوفى، ٢١٦، ٢٢٠؛ بيرونى، همان، ١٠٩).
در روزگار باستان باطيه را چون جامى كه دهانة آن سوي شمال شرقى است،
تصوير مىكردهاند. در افسانههاي يونان باستان آمده است كه آپولو جام،
كلاغ و مارآبى (شجاع) را به شكل ٣ صورت فلكى درآورد (روم، ٧٧ ؛ آلن، .(١٨٣
به همين سبب، هم در آثار يونانى، هم در آثار دورة اسلامى اين ٣ صورت فلكى
در كنار يكديگر وصف و ترسيم شدهاند. بطلميوس باطيه را متشكل از ٧ ستارة قدر
چهارم دانسته، و موقعيت آنها را مشخص كرده است (همانجا). برخى از مؤلفان
كتابهاي انواء، همچون ابن قتيبه (همانجا)، در وصف ستارگان منسوب و نزديك
به صورت فلكى عقرب، باطيه را مجموعهاي از ستارگان پراكنده و بدون نظم و
ترتيب ميان شراسيف (= صورت فلكى شجاع) و خباء (= صورت فلكى غراب)
دانستهاند. اما صوفى كه در مقدمة صور الكواكب، از آشفتگيهاي بسيار اينگونه
آثار سخت انتقاد كرده (ص ٨ - ١٠)، ضمن وصف موقعيت دقيق ستارگان باطيه،
همچون بطلميوس شمار آنها را ٧ ياد كرده است. ولى درمورد قدر، يا درخشندگى
ظاهري برخى از اين ستارگان، براساس رصدهاي خود، مقاديري متفاوت ارائه
كرده است. بيرونى ( القانون، همانجا) در جدولى نظرات بطلميوس و صوفى (ص
٣٨٥-٣٨٧) را با يكديگر مقايسه كرده است. در جدول زير اين نظرات با نتايج
رصدهاي آرگلاندر١ (د ١٨٧٥م)، ستارهشناس مشهور آلمانى، مقايسه شده است.
در احكام نجوم مزاج باطيه را مزاج زهره و اندكى عطارد مىدانستند (شهمردان،
٤٧٥) و براي كسانى كه در زمان تأثير آن متولد مىشدند، رفعت و بزرگى
پيشبينى مىكردند (آلن، .(١٨٤
درگذشته واژة كأس براي كل ستارگان صورت فلكى باطيه به كار مىرفت. بعدها
اين نام در زيج آلفونسى به الهس٢ تحريف شد و امروزه به صورت اَلْكِس
نام خاص ستارة باطيه است (كونيچ، ٣١ ؛ آلن، همانجا).
در نجوم جديد، صورت فلكى باطيه محدودهاي به مساحت ٤/٢٨٢ درجة مربع از بُعد
١٠ ساعت و ٤٨ دقيقه تا ١١ ساعت و ٥٤ دقيقه و از ميل٦- تا ٢٥- از آسمانرا
مىپوشاند. برخلاف قاعدة معمولنامگذاري ستارگان، درخشانترين ستارة اين
صورت فلكى نيست؛ بلكه با قدر ٥٦/٣ نورانىترين ستارة اين صورت فلكى به
حساب مىآيد. باطيه در مجموع ١١ ستارة درخشانتر از قدر ٥/٥ دارد (بكيچ،
.(١٩٢-١٩٣
در اخترشناسى نوين، نام «كريتر٣» افزون بر صورت فلكى باطيه به حفرههاي
سطح ماه نيز اطلاق مىشود، زيرا شكلى مانند جام دارند (روم، همانجا).
در هندسة دورة اسلامى، باطيه گونة خاصى است از ذواليمينين (نوعى چهار ضلعى
كه در آن دو ضلع مجاور با هم، و دو ضلع مجاور ديگر با هم برابرند) كه در آن
زاوية ميان دو ضلع مجاور نابرابر حاده است (غياثالدين، ١٣٧).
مآخذ: ابن قتيبه، عبدالله، الانواء، حيدرآباد دكن، ١٣٧٥ق/١٩٥٦م؛ بتانى،
محمد، الزيج الصابى، به كوشش ك.آ. نالينو، رم، ١٨٩٩م؛ بيرونى، ابوريحان،
التفهيم، به كوشش جلالالدين همايى، تهران، ١٣٥١ش؛ همو، القانون المسعودي،
حيدرآباد دكن، ١٣٧٥ق/١٩٥٦م؛ شهمردان بن ابى الخير رازي، روضة المنجمين، چ
تصويري، به كوشش جليل اخوان زنجانى، تهران، ١٣٦٨ش؛ صوفى، عبدالرحمان، صور
الكواكب، چ تصويري، به كوشش فؤاد سزگين، فرانكفورت، ١٩٨٦م؛ غياثالدين
جمشيد كاشانى، مفتاح الحساب، به كوشش احمد سعيد دمرداش و محمد حمدي حفنى
شيخ، قاهره، ١٩٦٤م؛ نيز:
Allen, R. H., Star Names, Their Lore and Meaning, New York, ١٩٦٣; Bakich, M.E.,
The Cambridge Guide to the Constellations, Cambridge, ١٩٩٥; Kunitzsch, P. and T.
Smart, Short Guide to Modern Star Names and Their Derivations, Wiesbaden, ١٩٨٦;
Ptolemy, Almagest, tr. and ed. G.J. Toomer, London, ١٩٨٤; Room, A., Dictionary
of Astronomical Names, London/New York, ١٩٨٤.
حميدرضا گياهىيزدي